پيام بزرگ تشييع فريادي براي شنيدن جهاني
جعفر گلابي
پيرامون كارنامه و عملكرد رهبر شهيد انقلاب به عدد همه صاحبنظران و تحليلگران داخلي و خارجي نظر و نگاه و برداشت وجود داشته و دارد كه تاكنون منتشر شده و به مرور افزون بر هزاران گزارش و يادداشت و مقاله، كتابها نوشته خواهد شد و تاريخ هم به سخن خواهد آمد. در وراي همه گفتهها و نوشتهها و مهمتر از همه ديدگاهها اين مردم ايرانند كه در نوع و گستره تشييع پيكر آيتالله خامنهاي صريح و روشن قضاوت خود را انشاء كردند.آنان ساعتها در گرماي سوزان راه پيمودند، آه از دل كشيدند، گريستند، بر سينه زدند و گاهي بيتاب شدند چندان كه قاتلان رهبري بايد بترسند. گزارشهاي متعدد از منابع مختلف حاكي است كه آيينهاي بدرقه رهبر شهيد در تهران و قم از حدسها و گمانها فراتر رفت و نصاب جديدي در مراسم تاريخي از اين دست برجاي گذاشت. مردم ايران كساني نيستند كه از دور دستي بر آتش داشته باشند، آنان افزون بر مشاهده همه مواضع و سخنان و انتصابها و برخوردها، مديريت او را در جايجاي زندگي خود لمس كردهاند. درست يا غلط ايرانيان بخش مهمي از غمها و شاديها و فراز و فرود روزمره و گذشته و آينده كشور و وضعيت شخصي خود را ناشي از نوع رهبري آيتالله خامنهاي ميدانند و در اين مورد هم حق دارند و هم شايستهترين قضاوتكنندگانند.
نكته بسيار مهم اينكه اين قضاوت تاريخي كه در مراسم وداع و تشييع كم مانند او كه فقط با تشييع امام خميني(ره) قابل مقايسه است تحت تاثير هيچ تبليغاتي با هر حجمي كه كسي تصور كند، قرار ندارد. مردم با سكانداري او سالهاي طولاني زندگي كردهاند و هيجانات زودگذر و القائات رسانهاي نميتواند واقعيت دريافتي از سوي آنان را تحتالشعاع قرار دهد. اتفاقا اگر فضاسازي رسانهاي را موثر در اين قضاوت بدانيم، در مقايسه با تبليغات ضعيف و اغلب غيرحرفهاي صداوسيما بايد تمركز دهها شبكه ماهوارهاي و دهها سايت و شبكههاي اجتماعي و انواع نوشتهها و بيانيههاي مخالفان خارجي و داخلي را به حساب آوريم كه طي سالهاي متمادي عليه رهبري ايران فعاليتي فوقالعاده داشتند. سيل انتقادها و حملهها كه بر سر كوچكترين مسائل متوجه او ميشد، عرصهاي را آفريد كه كمتر مانندي براي آن ميتوان يافت. حتي به جرات ميتوان گفت كه بنيانگذار جمهوري اسلامي با اين حجم از مخالفتها و هجمهها و هجوها روبهرو نبود.
بر اين اساس قضاوتي كه مشايعتكنندگان ميليوني ايراني صريح و ساده و بلند و همه فهم كردند قضاوتي واقعي و ناشي از آگاهي آنان است و نميتوان بر اين قضاوت صادقانه خدشهاي وارد كرد. مسلما شهادت او و خانوادهاش و خصوصا كساني كه به اين جنايت دست زدند در قضاوت مردم موثر بوده است و اين معنا خود يك امتياز براي شخصيت وي محسوب ميشود.نوع درگذشت افراد اغلب راهي براي شناخت شخصيت آنان است و اگر كسي توسط بيگانگان نژادپرست و ايرانستيز و شقاوتپيشه به ديار باقي رهسپار ميشود، كاملا طبيعي است كه انسانها دركي خاص از او به دست آورند و بر شناختشان افزوده شود. اما قضاوت ملت، بيآلايش و ساده و كلي و اغلب مقرون به صحت است . بايد قضاوت آكنده از مهر و غم فراق مردم را ديد و در مقابلش تعظيم كرد. كساني كه در زمان حيات آيتالله خامنهاي در حمله به او تند رفتند و گاهي زبان را به ناروا چرخاندند و گويي كاري جز متهم كردن آيتالله نداشتند و شايد خواستهاند از اين طريق خود را بزرگ كنند! بايد سخت در انديشه فرو روند و اگر توانستند به حقايق جديد و مباين با مشي پيشين خود برسند و در اعلامش غرور را دخالت ندهند.اگر ما از شخصيت و منش و منطق رهبر شهيد انقلاب هيچ ندانيم جز اينكه خيل ميليوني تشييعكنندگان را ببينيم، كفايت ميكند تا همراه مردم شويم و به جاي توجيهات و اصرار بر مواضع منقضي شده خود اگر احترام نميكنيم حداقل سكوت پيشه سازيم و در صف حاميان جنايت بيگانگان قرار نگيريم. مردم همه چيز را ديدهاند و حجم بزرگ مخالفتها و نفيها و نهيها عليه او را از نظر گذراندهاند و حالا اينگونه به قضاوت رسيدهاند، اين داوري بزرگ قرينه و بينهاي براي برداشتي جديد از انواع حوادث ۳۷ سال رهبري شهيد است . ديروز و اين روزها جهانيان جايگاه رهبر شهيد در ميان ملت ايران را ديدند و حقيقت تنفر از جنايت متجاوزان به ايران را دريافتهاند.
در مورد شخصيت حضرتآيتالله خامنهاي و رفتارها نسبت به او سخن بسيار است و حقايق جديد و مهمي وجود دارد كه حوادث يكسال گذشته آنها را شفاف كرده است. با تبلور قضاوت عظيم در مراسم بدرقه رهبر ايران معادلات خودساخته بيگانگان و وظيفهبگيران و وطنفروشان و غربگرايان بر هم ميخورد و فصل جديدي در مناسبات موجود پيرامون جمهوري اسلامي به وجود ميآيد.ملت ايران با وجود سهمناكترين فشارهاي نظامي و رسانهاي و اقتصادي، خواست، تمايل و هويت مستقل و آگاه و ايماني خود را به رخ جهانيان كشيد.پس از انواع حماسهآفرينيهاي مردم بزرگوار ايران ديگر جايي براي طمعهاي خام بدخواهان و كينهتوزان داخلي و خارجي باقي نميماند و نوبت ساختن مقتدرانه ايران بر اساس عزم ملي ايرانيان حاضر در صحنه است. به ايران سرفراز با حاكميت ملي استوار و عظمت جديدش سلام كنيم .