• 1405 دوشنبه 13 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6364 -
  • 1405 پنج‌شنبه 18 تير

«اعتماد» گزارش مي‌دهد

تنگه هرمز در منظومه فكري آيت‌الله خامنه‌اي

«اعتماد» به بررسي نگاه آيت‌الله سيد‌علي خامنه‌اي به مقوله تنگه هرمز در 4 دهه گذشته پرداخته است مرور بيانات ايشان چه پيامي را تداعي مي‌كند؟

گروه گزارش

بازي نغز روزگار است يا جبر طبيعت، اما 41 سال پيش در همين روزهاي تابستاني دوباره رييس‌جمهور امريكا در آنكارا بود و دوباره داستان تنگه هرمز برقرار!

در آن روزها يكي از اصلي‌ترين راه‌هاي ارتباطي رژيم عراق با غرب از طريق دريا و خليج فارس بود، جمهوري اسلامي هم تصميم گرفت براي كاستن از ميزان كمك‌هاي امريكا و ديگر كشورهاي غربي به عراق و تحت فشار گذاشتن اين رژيم كشتي‌هاي عبوري از خليج فارس و آبراه تنگه هرمز را كه مطابق قوانين بين‌المللي جزو آب‌هاي سرزميني جمهوري اسلامي محسوب مي‌شد، بازرسي كند تا حامل محموله‌هاي نظامي براي عراق نباشند. اين كار پس از مصوبه شوراي عالي دفاع، كم‌كم عملي شد.

علاوه بر اين جمهوري اسلامي ايران تهديد كرد در صورتي كه كمك‌ها به عراق ادامه يابد يا در راه صدور نفت ايران از سوي دول غربي و نيروهاي عراقي كه از فضا و امكانات دول عربي حاشيه خليج فارس هم استفاده مي‌كردند، خللي به وجود آيد، تنگه هرمز را خواهد بست.

در سي‌ام خرداد 1364 كشتي كويتي المحراق با 10500 تن محموله، توسط نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي توقيف شد و پس از سه هفته به‌دنبال تخليه محموله‌هاي آن كه به‌طور غيرمستقيم توان رزمي ارتش عراق را مي‌توانست افزايش دهد، آزاد شد. مقامات نيروي دريايي ايران اظهار داشتند كه پس از بازرسي كشتي المحراق و ملاحظه بارنامه ‌آن، آنچه دقيقا در بارنامه به عنوان عراق مشخص شده بود همراه با بخشي از كالاهايي كه بارنامه‌هايشان مشكوك تشخيص داده شد، تخليه شد و كشتي المحراق با كالاهاي باقيمانده به مقصد كويت حركت كرد.

در مهر 1364 نيروي دريايي ايران براي نشان دادن توان رزمي خود و افزايش هماهنگي يگان‌هايش مانور بزرگي را در منطقه تنگه هرمز برگزار كرد. آيت‌الله خامنه‌اي، رييس‌جمهور و رييس شوراي عالي دفاع كه به تازگي و با كسب يك اكثريت خيره‌كننده 85 درصدي به عنوان رييس‌جمهور ايران انتخاب شده بودند، با سفر به بندرعباس و حضور در عرشه ناوشكن البرز كه در تنگه هرمز مستقر بود، اين تمرين نظامي را از نزديك به نظاره نشست.

آيت‌الله خامنه‌اي در حالي كه 9 ساعت از آغاز اين تمرين عظيم نظامي مي‌گذشت در مصاحبه‌اي كه بر عرشه ناوشكن البرز انجام دادند، مطالب جالب‌توجهي را بيان كردند. رييس شوراي عاي دفاع در پاسخ به سوالي درباره توان ايران در بستن تنگه هرمز گفتند: «ما حتي اگر كمتر از اين مقدار هم قدرت داشته باشيم آن تهديدي كه كرديم براي ما عملي است. بستن تنگه هرمز با همان مفهومي كه اين كلمه دارد، يك چيزي است كه براي آن كسي كه اين همه ساحل در دو طرف تنگه دارد و آن اشراف و تسلطي كه بر تنگه دارد اين چيزي است ممكن.»

ايشان افزودند: «به علاوه مقصود ما قطع صدور نفت خواهد بود در آن روزي كه در كار صدور نفت ما يك اختلال كلي به وجود بيايد و آن به هر جوري كه انجام بگيرد اسمش بستن تنگه هرمز خواهد بود ... ولي خب به‌هرحال يك احتمالي است كه هست، ولو 5 درصد، 10 درصد هم احتمال باشد ما بايد آمادگي خودمان را داشته باشيم براي اينكه آن تهديد را عملي كنيم، آن تهديد جدي است و با برآورد و درك درست موقعيت جمهوري اسلامي آن تهديد انجام گرفته. امروز هم بنده هر چي كه به ابزارها و انسان‌ها و همت‌ها نگاه كردم بيشتر معتقد شدم كه اين تهديد را خيلي به جا كرديم، و ان‌شاءالله، البته ان‌شاءالله كه مي‌گويم اميدوارم كه چنين روزي پيش نيايد، اما اگر پيش بيايد ما توانايي كامل براي انجام اين تهديد را خواهيم داشت.»

ايشان همچنين در پاسخ به سوالي درباره ناتواني عراق در حمله به ناوهاي شركت‌كننده در آن مانور و به خصوص ناوشكن البرز افزودند: «حمله به يك تجهيزات با اين عظمت كار آساني نيست، يعني بعيد است كه چنين گستاخي‌اي را خلبان‌هاي عراقي يا نيروي هوايي عراقي داشته باشند كه بخواهند بيايند اينجا و با اين همه ناو و هواپيما حمله كنند. يقينا كسي كه بيايد، آمدنش در اختيار خودش است، اما برگشتنش بعيد است كه برگردد!»

فارغ از اين سخنان، مواضع آيت‌الله سيد علي خامنه‌اي درباره تنگه هرمز هرگز صرفا واكنشي به رخدادهاي روز نبوده، بلكه در قالب يك نگاه راهبردي و نسبتا ثابت تعقيب مي‌شد. مرور بيانات ايشان نشان مي‌دهد كه سه مولفه اصلي در اين رويكرد همواره تكرار شده است: تاكيد بر اهميت راهبردي تنگه هرمز، ضرورت تامين امنيت خليج فارس توسط كشورهاي منطقه و مخالفت با حضور و مداخله قدرت‌هاي فرامنطقه‌اي در اين آبراه.

البته تحولات مختلف از جنگ‌هاي منطقه‌اي و افزايش حضور نظامي امريكا در خليج فارس گرفته تا تشديد تحريم‌ها عليه جمهوري اسلامي ايران، باعث شده است كه موضوع تنگه هرمز در مقاطع گوناگون با ادبيات و تاكيدهاي متفاوتي در بيانات رهبر انقلاب مطرح شود. با اين حال، مرور اين اظهارات نشان مي‌دهد كه در پس اين مواضع متنوع، يك چارچوب تحليلي منسجم وجود دارد؛ چارچوبي كه امنيت تنگه هرمز را نه در حضور ناوهاي خارجي، بلكه در همكاري كشورهاي ساحلي و ايجاد يك نظم امنيتي بومي جست‌وجو مي‌كند.

مرور مهم‌ترين سخنان و مواضع آيت‌الله سيد علي خامنه‌اي درباره تنگه هرمز نشان مي‌دهد كه عموم سخنراني‌ها در  بيش از چهار‌دهه چند محور مشخص را به عنوان بايد و نبايد‌ها براي اين موقعيت در نظام راهبردي كشور تعيين كرده است؛ از جايگاه راهبردي اين آبراه در معادلات جهاني تا نسبت آن با امنيت منطقه، بازدارندگي جمهوري اسلامي و ايده شكل‌گيري نظم امنيتي بدون مداخله قدرت‌هاي خارجي.

‌تنگه هرمز؛ آبراهي كه از ابتداي رهبري آيت‌الله سيد علي خامنه‌اي در كانون توجه بود

اگرچه موضوع تنگه هرمز در سال‌هاي اخير و همزمان با افزايش تنش‌هاي منطقه‌اي بيش از گذشته در كانون توجه رسانه‌هاي جهان قرار گرفته است، اما مرور بيانات آيت‌الله سيد علي خامنه‌اي نشان مي‌دهد كه نگاه ايشان به اين آبراه راهبردي سابقه‌اي بيش از چهار دهه دارد. از نخستين سال‌هاي دهه ۶۰، زماني كه جنگ تحميلي به مرحله «جنگ نفتكش‌ها» رسيده بود و امريكا حضور نظامي خود را در خليج فارس گسترش مي‌داد، ايشان نسبت به جايگاه تنگه هرمز، حقوق كشورهاي منطقه و پيامدهاي مداخله قدرت‌هاي خارجي موضع‌گيري كردند.

يكي از مهم‌ترين اين مواضع، در خطبه عربي نماز جمعه سال ۱۳۶۲ بيان شد؛ سخناني كه بعدها نيز بارها از سوي پايگاه اطلاع‌رساني KHAMENEI.IR به عنوان مبناي رويكرد جمهوري اسلامي نسبت به امنيت خليج فارس و تنگه هرمز بازنشر شده است. آيت‌الله خامنه‌اي در آن خطبه، با رد ادعاي قدرت‌هاي غربي درباره نقش خود در امنيت اين آبراه تاكيد كردند: «تنگه هرمز نه متعلق به امريكاست و نه به هيچ‌يك از زورمداران جهان، بلكه متعلق به ملت‌هاي اين منطقه است.» اين عبارت را مي‌توان يكي از صريح‌ترين بيان‌هاي ايشان درباره مالكيت سياسي و امنيتي اين گذرگاه راهبردي دانست.

رهبر انقلاب در ادامه همان سخنراني، ميان «منافع قدرت‌هاي خارجي» و «حقوق ملت‌هاي منطقه» تفكيك قائل شدند و تصريح كردند كه هرچند كشورهاي غربي در اين منطقه منافع اقتصادي دارند، اما اين منافع نمي‌تواند بر حقوق و امنيت كشورهاي ساحلي مقدم باشد. از همين منظر بود كه ايشان هشدار دادند اگر روزي منافع جمهوري اسلامي ايران در خليج فارس با تهديد مواجه شود، ايران نيز تصميم خود را درباره تنگه هرمز بر اساس منافع ملي اتخاذ خواهد كرد؛ تصميمي كه به گفته ايشان «قطعي و نهايي» خواهد بود.

در همان خطبه، جمله‌اي بيان شد كه بعدها بارها در ادبيات سياسي جمهوري اسلامي تكرار شد؛ «اگر روزي بخواهيم امنيت منطقه را بر هم بزنيم، نه ناوگان‌هاي امريكا و انگليس و نه هيچ قدرت ديگري قادر نخواهند بود امنيت را به منطقه بازگردانند.» اين گزاره بيش از آنكه تهديدي نظامي باشد، بيانگر نگاه بازدارنده‌اي است كه در سال‌هاي بعد نيز در بيانات رهبر انقلاب تداوم يافت؛ نگاهي كه بر اين اصل استوار است كه امنيت خليج‌فارس و تنگه‌هرمز بدون مشاركت و رضايت كشورهاي منطقه، قابل تضمين نيست. 

‌امنيت تنگه هرمز؛ مسووليتي بر عهده كشورهاي منطقه، نه قدرت‌هاي فرامنطقه‌اي

اگر در سخنان آيت‌الله سيد‌علي خامنه‌اي يك گزاره را بتوان پرتكرارترين موضع درباره تنگه هرمز دانست، آن گزاره اين است كه امنيت خليج‌فارس و تنگه هرمز بايد به دست كشورهاي منطقه تامين شود. اين ايده در مقاطع مختلف، از دهه ۶۰ تا سال‌هاي اخير، با ادبيات متفاوت اما مضموني ثابت تكرار و به يكي از پايه‌هاي نگاه جمهوري اسلامي ايران درباره نظم امنيتي خليج فارس تبديل شده است.

نخستين صورت‌بندي اين ديدگاه را مي‌توان در خطبه عربي نماز جمعه تهران در سال ۱۳۶۲ مشاهده كرد. در شرايطي كه امريكا با استناد به حفاظت از كشتيراني، حضور نظامي خود را در خليج فارس گسترش مي‌داد، آيت‌الله خامنه‌اي اين استدلال را رد كردند و با تاكيد بر اينكه «تنگه هرمز نه متعلق به امريكا و نه متعلق به هيچ‌يك از زورمداران جهان است، بلكه متعلق به ملت‌هاي اين منطقه است»، عملا مبناي حقوقي و سياسي نگاه جمهوري اسلامي به اين آبراه را تبيين كردند. ايشان در همان خطبه تصريح كردند كه هرچند كشورهاي غربي منافعي در اين منطقه دارند، اما «منافع صاحبان اصلي اين منطقه مقدم بر هر منفعت ديگري است» و به همين دليل، امنيت نيز بايد بر پايه اراده دولت‌ها و ملت‌هاي منطقه تعريف شود، نه بر اساس مداخله قدرت‌هاي خارجي. 

اين نگاه در دهه‌هاي بعد نه تنها تغيير نكرد، بلكه با افزايش حضور نظامي امريكا در منطقه، صريح‌تر نيز بيان شد. يكي از مهم‌ترين نمونه‌هاي آن، ديدار آيت‌الله خامنه‌اي با سلطان وقت عمان در سال ۱۳۸۸ بود. ايشان در اين ديدار با اشاره به موقعيت راهبردي تنگه هرمز و خليج فارس تاكيد كردند كه امنيت اين منطقه، مسووليت كشورهاي ساحلي است و حضور نيروهاي نظامي بيگانه نه تنها امنيت ايجاد نمي‌كند، بلكه منشا ناامني و سوءظن ميان همسايگان خواهد شد. در اين ديدار، رهبر انقلاب از همكاري‌هاي منطقه‌اي ميان ايران و عمان استقبال كردند و آن را الگويي براي حفظ ثبات خليج فارس دانستند؛ الگويي كه بر گفت‌وگو، اعتمادسازي و مشاركت دولت‌هاي ساحلي استوار است، نه بر ائتلاف‌هاي نظامي خارجي.

همين رويكرد چند سال بعد، در ديدار با سلطان هيثم بن طارق، پادشاه عمان نيز بار ديگر مورد تاكيد قرار گرفت. آيت‌الله خامنه‌اي در اين ديدار، تنگه هرمز را يكي از حساس‌ترين آبراه‌هاي جهان توصيف كردند و گفتند: امنيت اين منطقه بايد با همكاري كشورهاي همسايه تامين شود و حضور امريكا و ديگر قدرت‌هاي فرامنطقه‌اي هيچ كمكي به ثبات منطقه نمي‌كند، بلكه زمينه تشديد تنش‌ها را فراهم مي‌آورد. اين سخنان در شرايطي بيان شد كه امريكا تلاش مي‌كرد با تشكيل ائتلاف‌هاي دريايي، نقش خود را در امنيت خليج فارس پررنگ‌تر كند؛ اما رهبر انقلاب بار ديگر تاكيد كردند كه راه‌حل پايدار، شكل‌گيري يك سازوكار امنيتي بومي ميان كشورهاي منطقه است، نه استمرار حضور ناوهاي خارجي.

بررسي بيانات آيت‌الله خامنه‌اي نشان مي‌دهد كه مخالفت ايشان با حضور امريكا در خليج فارس، صرفا ناشي از اختلاف سياسي با واشنگتن نيست، بلكه بر يك تحليل امنيتي استوار است. در اين تحليل، قدرت‌هاي فرامنطقه‌اي ذاتا ذي‌نفع تداوم بحران هستند، زيرا حضور نظامي خود را با استناد به همين بحران‌ها توجيه مي‌كنند. از اين منظر، هرچه تنش بيشتر باشد، بهانه براي استقرار ناوگان‌هاي نظامي و فروش تسليحات نيز بيشتر خواهد شد. بنابراين امنيت پايدار زماني شكل مي‌گيرد كه كشورهاي ساحلي، بدون دخالت بازيگران خارجي، مسووليت حفظ ثبات منطقه را بر عهده بگيرند.

به همين دليل، در بسياري از بيانات ايشان، مفهوم «امنيت دسته‌جمعي منطقه‌اي» در كنار موضوع تنگه هرمز مطرح شده است. رهبر انقلاب معتقدند ايران، عمان، عربستان، امارات، قطر، كويت، بحرين و عراق، بيش از هر قدرت خارجي، از امنيت اين آبراه منتفع مي‌شوند و بنابراين طبيعي است كه خود نيز متولي اصلي حفظ آن باشند. از نگاه ايشان، امنيتي كه با حضور ناوهاي امريكايي برقرار شود، امنيتي شكننده و وابسته است؛ اما امنيتي كه بر همكاري كشورهاي منطقه استوار باشد، پايدار، كم‌هزينه و مبتني بر منافع مشترك خواهد بود.

مرور اين مواضع نشان مي‌دهد كه در منظومه فكري آيت‌الله خامنه‌اي، تنگه هرمز صرفا يك مسير انتقال انرژي نيست، بلكه نماد حق حاكميت كشورهاي منطقه بر سرنوشت خود است. به همين دليل، هر بار كه بحث امنيت اين آبراه مطرح شده، ايشان آن را با مفاهيمي چون استقلال، نفي سلطه، همكاري منطقه‌اي و خروج نيروهاي بيگانه از خليج فارس پيوند زده‌اند؛ مولفه‌هايي كه طي بيش از چهار دهه، بدون تغيير در بيانات ايشان تكرار و به يكي از ثابت‌ترين اصول سياست منطقه‌اي جمهوري اسلامي ايران تبديل شده است.

‌ حضور امريكا در خليج فارس از ادعاي تامين امنيت تا عامل اصلي ناامني

در منظومه فكري آيت‌الله سيد علي خامنه‌اي، حضور نظامي امريكا در خليج فارس و تنگه هرمز نه يك عامل بازدارنده، بلكه يكي از مهم‌ترين عوامل توليد ناامني در منطقه است. مرور بيانات ايشان از دهه ۱۳۶۰ تا سال‌هاي اخير نشان مي‌دهد كه اين گزاره، يكي از ثابت‌ترين محورهاي مواضع رهبر انقلاب درباره امنيت تنگه هرمز بوده است. از نگاه ايشان، قدرت‌هاي فرامنطقه‌اي با شعار حفظ امنيت وارد خليج فارس شده‌اند، اما در عمل، حضور آنان به افزايش رقابت‌هاي نظامي، فروش تسليحات، تشديد بي‌اعتمادي ميان كشورهاي منطقه و استمرار بحران انجاميده است.

نخستين بيان صريح اين ديدگاه را مي‌توان در خطبه عربي نماز جمعه تهران در سال ۱۳۶۲ مشاهده كرد؛ زماني كه همزمان با جنگ تحميلي، ايالات متحده حضور نظامي خود را در خليج فارس افزايش داده بود، آيت‌الله خامنه‌اي در آن خطبه با رد ادعاي واشنگتن مبني بر حفاظت از امنيت كشتيراني تاكيد كردند كه «تنگه هرمز متعلق به ملت‌هاي اين منطقه است» و قدرت‌هاي خارجي حق تعيين تكليف براي اين آبراه را ندارند. ايشان همچنين هشدار دادند كه حضور امريكا نه تنها امنيت نمي‌آورد، بلكه به پيچيده‌تر شدن بحران‌هاي منطقه منجر خواهد شد و زمينه مداخله بيشتر قدرت‌هاي بيگانه را فراهم مي‌كند.

اين تحليل در سال‌هاي بعد نيز بارها تكرار شد. با پايان جنگ تحميلي و استقرار دايمي ناوگان پنجم امريكا در بحرين، رهبر انقلاب در سخنراني‌هاي مختلف، حضور نيروهاي خارجي را نتيجه سياستي دانستند كه كشورهاي منطقه را به جاي اتكا به توان خود، به قدرت‌هاي بيروني وابسته مي‌كند. از نگاه ايشان، اين وابستگي نه تنها امنيت ايجاد نمي‌كند، بلكه كشورهاي منطقه را به ميدان رقابت قدرت‌هاي جهاني تبديل مي‌كند؛ رقابتي كه نخستين قرباني آن، ثبات خليج‌فارس و تنگه هرمز خواهد بود.

يكي از مهم‌ترين مواضع ايشان در اين زمينه، در ديدار با سلطان قابوس، پادشاه عمان، در سوم شهريور ۱۳۸۸ مطرح شد. آيت‌الله خامنه‌اي در اين ديدار، با اشاره به موقعيت راهبردي خليج فارس و تنگه هرمز تصريح كردند كه امنيت اين منطقه بايد به دست كشورهاي منطقه تامين شود و حضور نيروهاي نظامي امريكا و ديگر قدرت‌هاي فرامنطقه‌اي نه تنها ضرورتي ندارد، بلكه خود منشا بسياري از ناامني‌ها و سوءظن‌هاست. ايشان در همان ديدار تاكيد كردند كه جمهوري اسلامي ايران همواره از همكاري كشورهاي ساحلي براي حفظ امنيت خليج فارس استقبال كرده و اين همكاري را جايگزيني مناسب براي حضور نظامي بيگانگان مي‌داند.

همين نگاه در ديدار با سلطان هيثم بن طارق، سلطان عمان، در ۸ خرداد ۱۴۰۱ نيز با ادبياتي مشابه تكرار شد. رهبر انقلاب با اشاره به اينكه تنگه هرمز يكي از حساس‌ترين گذرگاه‌هاي دريايي جهان است، تاكيد كردند: امنيت اين منطقه بايد با همكاري كشورهاي همسايه تامين شود و «حضور امريكايي‌ها در اين منطقه هيچ سودي براي كشورهاي منطقه ندارد.» ايشان افزودند كه تجربه چند دهه گذشته نشان داده است هر جا امريكا با شعار ايجاد امنيت وارد شده، نتيجه آن افزايش تنش، درگيري و بي‌ثباتي بوده است.

اين نگاه تنها به ديدارهاي دوجانبه محدود نمانده است. در ديدارهاي متعدد با مسوولان نظام، فرماندهان نيروهاي مسلح و شركت‌كنندگان در كنفرانس وحدت اسلامي نيز آيت‌الله خامنه‌اي بارها از اصطلاح «امنيت وارداتي» انتقاد كرده‌اند. از نگاه ايشان، امنيت واقعي زماني شكل مي‌گيرد كه كشورهاي منطقه خود مسووليت حفاظت از آبراه‌هاي راهبردي، از جمله تنگه هرمز را بر عهده بگيرند. به اعتقاد ايشان، حضور ناوهاي خارجي اگرچه ممكن است در كوتاه‌مدت ظاهري از امنيت ايجاد كند، اما در بلندمدت به افزايش مسابقه تسليحاتي، وابستگي امنيتي و گسترش بي‌اعتمادي ميان همسايگان منجر مي‌شود. براي آيت‌الله سيد علي خامنه‌اي، مخالفت با حضور امريكا در خليج فارس صرفا يك موضع سياسي مقطعي نيست، بلكه بخشي از يك دكترين امنيتي است. در اين دكترين، هرچه نقش بازيگران منطقه‌اي در تامين امنيت پررنگ‌تر شود، نياز به حضور قدرت‌هاي خارجي كاهش مي‌يابد و در مقابل، هرچه مداخله خارجي افزايش پيدا كند، احتمال شكل‌گيري بحران‌هاي جديد نيز بيشتر خواهد شد. به همين دليل، ايشان طي چهار دهه گذشته، بدون تغيير در اصل موضوع، همواره بر اين گزاره تاكيد كرده‌اند كه امنيت تنگه هرمز بايد از درون منطقه تامين شود و قدرت‌هاي فرامنطقه‌اي نه راه‌حل، بلكه بخشي از مساله امنيتي خليج فارس هستند.

‌ تنگه هرمز در دكترين بازدارندگي جمهوري اسلامي؛ اقتدار براي حفظ امنيت، نه ايجاد ناامني

يكي ديگر از محورهاي ثابت در بيانات آيت‌الله سيد علي خامنه‌اي درباره تنگه هرمز، پيوند ميان امنيت اين آبراه و توان بازدارندگي جمهوري اسلامي ايران است. مرور سخنان ايشان نشان مي‌دهد كه در نگاه رهبر انقلاب، اقتدار دفاعي ايران نه براي برهم زدن امنيت خليج فارس، بلكه براي جلوگيري از تهديد منافع ملي و حفظ ثبات منطقه ضروري است. از همين رو، هر زمان كه موضوع تنگه هرمز در بيانات ايشان مطرح شده، در كنار آن بر آمادگي نيروهاي مسلح و لزوم تقويت توان دفاعي كشور نيز تاكيد شده است.

ريشه اين نگاه را مي‌توان بار ديگر در خطبه عربي نماز جمعه سال ۱۳۶۲ مشاهده كرد. آيت‌الله خامنه‌اي در آن سخنراني، ضمن تاكيد بر اينكه جمهوري اسلامي آغازگر ناامني در خليج فارس نيست، هشدار دادند كه اگر منافع و امنيت ايران هدف تهديد قرار گيرد، جمهوري اسلامي ابزارهاي لازم براي دفاع از حقوق خود را در اختيار دارد و درباره نحوه استفاده از آن، مستقل تصميم خواهد گرفت. اين سخنان در اوج جنگ نفتكش‌ها بيان شد؛ دوره‌اي كه بسياري از قدرت‌هاي خارجي تلاش داشتند ايران را عامل ناامني در خليج فارس معرفي كنند، اما رهبر انقلاب با تفكيك ميان «اقتدار بازدارنده» و «ايجاد ناامني»، بر حق ايران براي دفاع از منافع خود تاكيد كردند.

همين رويكرد در سال‌هاي بعد و همزمان با افزايش توان دريايي جمهوري اسلامي نيز بارها تكرار شد. آيت‌الله خامنه‌اي در ديدارهاي متعدد با فرماندهان نيروي دريايي ارتش و سپاه، از خليج فارس و تنگه هرمز به عنوان يكي از حساس‌ترين مناطق ماموريتي نيروهاي مسلح ياد كرده و بر حفظ آمادگي، هوشياري و اقتدار دفاعي تاكيد كرده‌اند. ايشان بارها تصريح كرده‌اند كه وجود نيروهاي مسلح قدرتمند، خود عاملي براي جلوگيري از ماجراجويي دشمنان و حفظ امنيت اين آبراه است.

نمونه‌اي از اين نگاه را مي‌توان در ديدار فرماندهان نيروي دريايي ارتش در هفتم آذر ۱۳۹۷ مشاهده كرد. رهبر انقلاب در اين ديدار، با اشاره به جايگاه ويژه خليج فارس و آب‌هاي جنوب كشور، نيروي دريايي را مسوول پاسداري از يكي از مهم‌ترين مناطق راهبردي جهان دانستند و تاكيد كردند كه اقتدار دفاعي جمهوري اسلامي، ضامن امنيت ملي و امنيت آبراه‌هاي منطقه است. اين تاكيد در شرايطي مطرح شد كه امريكا در تلاش بود با افزايش حضور نظامي خود، ايران را عامل تهديد امنيت دريانوردي معرفي كند.

‌نظم امنيتي بومي؛ افقي كه آيت‌الله خامنه‌اي براي آينده تنگه هرمز ترسيم كرده‌اند

مرور چهار‌دهه مواضع آيت‌الله سيد‌ علي خامنه‌اي نشان مي‌دهد كه نگاه ايشان به تنگه هرمز صرفا محدود به نقد حضور قدرت‌هاي فرامنطقه‌اي يا تاكيد بر توان بازدارندگي جمهوري اسلامي نيست، بلكه در كنار اين دو، همواره يك راهكار ايجابي نيز مطرح شده است؛ شكل‌گيري يك نظم امنيتي بومي با مشاركت همه كشورهاي ساحلي خليج فارس. به بيان ديگر، اگر در بيانات رهبر انقلاب، امريكا بخشي از مساله امنيت منطقه تلقي مي‌شود، راه‌حل نيز در همكاري كشورهاي منطقه براي تامين امنيت خليج فارس و تنگه هرمز جست‌وجو مي‌شود.

اين ايده در ديدارهاي مختلف با مقامات كشورهاي همسايه، به‌ويژه عمان، قطر، عراق، كويت و امارات، بارها مورد تاكيد قرار گرفته است. از جمله در ديدار با سلطان قابوس در سال ۱۳۸۸، آيت‌الله خامنه‌اي با اشاره به جايگاه راهبردي تنگه هرمز، همكاري كشورهاي منطقه را بهترين تضمين براي امنيت اين آبراه دانستند و تصريح كردند كه هيچ قدرت خارجي دلسوزتر از دولت‌هاي منطقه براي حفظ ثبات خليج‌فارس نيست. همين رويكرد در ديدار با سلطان هيثم بن طارق در هشتم خرداد ۱۴۰۱ نيز تكرار شد؛ جايي كه رهبر انقلاب ضمن تاكيد بر روابط نزديك تهران و مسقط، همكاري كشورهاي همسايه را لازمه امنيت پايدار منطقه توصيف كردند.

اين نگاه در سال‌هاي اخير، همزمان با مطرح شدن طرح‌هايي همچون «ابتكار صلح هرمز» نيز در بيانات رهبر انقلاب قابل مشاهده است. اگرچه ايشان به جزييات اين طرح نپرداخته‌اند، اما بارها بر اصولي تاكيد كرده‌اند كه بنيان چنين ابتكارهايي را تشكيل مي‌دهد؛ احترام به حاكميت كشورها، عدم مداخله در امور داخلي يكديگر، توسعه همكاري‌هاي سياسي و اقتصادي و تامين امنيت توسط دولت‌هاي منطقه. از اين منظر، امنيت تنگه هرمز نه با افزايش تعداد ناوهاي خارجي، بلكه با افزايش اعتماد ميان همسايگان و گسترش همكاري‌هاي منطقه‌اي محقق خواهد شد.

در مجموع، مرور مواضع آيت‌الله سيد علي خامنه‌اي نشان مي‌دهد كه نگاه ايشان به تنگه هرمز بر پنج اصل استوار بود: اهميت راهبردي اين آبراه در معادلات جهاني، حق كشورهاي منطقه در مديريت امنيت آن، مخالفت با حضور قدرت‌هاي فرامنطقه‌اي، ضرورت حفظ بازدارندگي جمهوري اسلامي و در نهايت، حركت به سوي ايجاد يك نظم امنيتي بومي در خليج فارس. اين مجموعه مواضع كه طي بيش از چهار دهه و در مقاطع مختلف بيان شده‌اند، از وجود يك چارچوب نسبتا ثابت و منسجم حكايت دارند؛ چارچوبي كه تنگه هرمز را نه صرفا يك گذرگاه دريايي، بلكه به بخشي از امنيت ملي ايران و امنيت جمعي كشورهاي منطقه تبديل كرد.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون