ادامه از صفحه اول
اولويت «گفتوگو» بر «تنش» و «احترام» بر «حذف»
بازخواني اين منش، اهميت دوچنداني مييابد. ايشان با چهرههايي نظير مرحوم شهريار، اخوانثالث و دكتر شفيعيكدكني مراوده داشتند. رهبر شهيد در حوزه فكر و انديشه، نگاهي بسيار باز داشتند و تفاوت در سليقه شعري يا باورهاي سياسي، مانعي براي احترام متقابل و ارتباطگيري نبود. اين بزرگمنشي در حقيقت نوعي «مداراي انديشمندانه» بود. ايشان ميدانستند كه براي ساختن و اصلاح كشور، هنر و فرهنگ نيازمند بستري از امنيت و احترام است. ميراث رهبر شهيد در حوزه فرهنگ، تنها حمايت از شاعران انقلاب نبود، بلكه هواداري از «هر شاعر و هنرمندي» بود كه دغدغه اعتلاي ايران را داشت. ايشان توانسته بودند ميان حوزه رسمي قدرت و حوزه آزادِ نقد و هنر، پل ارتباطي پايداري برقرار كنند كه در آن، تكثر آرا به جاي آنكه تهديد باشد، فرصتي براي غناي فرهنگي كشور تلقي ميشد. در نهايت، نگاه رهبر شهيد به مقوله فرهنگ، آموزهاي براي امروز است. ايشان به ما آموختند كه ميتوان در عاليترين سطوح مديريت كشور بود، اما همچنان با رمان، شعر و هنر زيست و به ديدگاههاي مخالف احترام گذاشت. اين ميراث، بيش از آنكه مجموعهاي از خاطرات باشد، الگويي است براي بازگشت به فضايي كه در آن «گفتوگو» بر «تنش» و «احترام» بر «حذفيات سياسي» اولويت دارد. براي جامعهاي كه به دنبال ساختن آيندهاي آباد و فرهنگي است، بازگشت به اين الگوي «بزرگمنشي و مدارا»، نه يك انتخاب كه يك ضرورت تاريخي است. راهي كه رهبري شهيد در محافل ساده و صميمانه شعرخواني ترسيم كردند، همان راهي است كه ميتواند شكافهاي فكري را پر كرده و انسجام ملي را بر پايه احترام متقابل بازسازي كند.
وقتي مدرسه ناامن ميشود
سكوت، بيتفاوتي يا عاديسازي خشونت عليه كودكان، بزرگترين خطر براي آينده است. شايد لازم باشد گفتمان جهاني را از توصيف فاجعه به پيشگيري از تكرار تغيير بدهيم. حمايت واقعي از كودكان فقط در صدور بيانهها خلاصه نميشود، نيازمند نظارت موثر،شفافيت پاسخگويي و آموزش مداوم درباره قواعد حقوق بشردوستانه است .پرسشي كه باقي ميماند در پايان مساله به همان سه سوال باز ميگردد. اگر جان همه كودكان برابر است چرا واكنشها برابر نيست؟ اگر قوانين وجود دارد چرا گاهي كارآمد به نظر نميرسند؟ و اگر مدرسه ديگر امن نباشد آينده چه معنايي خواهد داشت؟ شايد پاسخ اين پرسشها ساده نباشد، اما يك حقيقت روشن است، كودكان طرف هيچ جنگي نيستند. آنها سرمايه مشترك بشريتند. هر آسيبي به آنها زخمي بر پيكره آينده جهان است. جهان امروز بيش از هر زمان ديگري به يك اصل ساده نياز دارد. امنيت كودك نبايد استثنا داشته باشد؛ زيرا هرجا كه كودك احساس امنيت نكند، آينده نيز احساس امنيت نخواهد كرد.
كارشناس ارشد حقوق كيفري و جرمشناسي
معماري اعتماد؛ پيششرط پنهان بازسازي اقتصادي
اقتصاد ايران امروز در نقطهاي قرار دارد كه هم با چالشهاي جدي روبهرو است و هم فرصتهاي ارزشمندي پيش روي خود دارد. بهرهگيري از اين فرصتها، پيش از هر چيز به بازسازي اعتماد وابسته است. اگر اين اعتماد شكل نگيرد، حتي بهترين سياستهاي اقتصادي نيز با اثربخشي محدودي همراه خواهند بود. اما اگر اعتماد به محيط كسبوكار بازگردد، سرمايه داخلي ميتواند نخستين و مهمترين موتور بازسازي اقتصاد باشد. در نهايت، توسعه اقتصادي پيش از آنكه به سرمايه مالي نياز داشته باشد، به سرمايه نهادي نياز دارد. اعتماد، مهمترين جزو اين سرمايه است؛ سرمايهاي كه اگر به درستي بازسازي شود، ميتواند مسير بازگشت اقتصاد ايران به رشد پايدار را هموار كند.