• 1405 سه‌شنبه 10 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6372 -
  • 1405 يکشنبه 28 تير

یادداشتی بر رمان «ديدار در آتلانتيك» اثر علي‌اكبر حيدري

سفر حجمي در خط زمان

رضيه انصاري

استوديو دوبلاژ، شب يلداي ۱۳۵۱. دو هنرجوي دوبله، مريم و رُز، مشغول تماشاي صحنه‌هايي از فيلم پدرخوانده‌اند. وقتي شخصيت مايكل كورلئونه‌‌ بر پرده نمايش به ضارب پدرش شليك مي‌كند، ناگهان آپاراتخانه آتش مي‌گيرد و لحظاتي بعد، مقابل چشمان متعجب و ناباور رُز و مريم، مايكل از اتاق دوبله بيرون مي‌آيد. با صداي خسرو خسروشاهي و به فارسي، راننده‌اش را صدا مي‌زند و از استوديو بيرون مي‌رود، دخترها هم به دنبالش. چيزي نمي‌گذرد كه مايكل وارد ماجراهاي زندگي رُز، دوستان و افراد خانواده‌اش مي‌شود و به مرور درمي‌يابد كه سفري وراي زمان و مكان را تجربه مي‌كند. سفر فانتزي مايكل، اما موضوع اصلي رمان «ديدار در آتلانتيك» اثر تازه علي‌اكبر حيدري نيست.  گاهي در زندگي براي ادامه ‌دادن به چيزي فراتر از واقعيت روزمره نياز است؛ مثل وِردي كه طلسم كند، باطل‌السحري كه جادو را بي‌اثر كند يا دعايي كه حال بد را به احسن‌الحال تبديل كند. مثل شخصيت داستاني‌اي كه از قالب فيكشن بيرون بيايد و وارد زندگي واقعي شود و واقعي‌تر از هر چيز ديگر تغييري ايجاد كند؛ ايده‌اي كه در اين رمان فعليت پيدا مي‌كند و كم‌كم آنقدر با زندگي عجين مي‌شود كه شگفتي اين حضور را از خاطر مخاطب محو مي‌كند. او به بازويي كارآمد، لازم و نجات‌بخش تبديل مي‌شود تا براي ادامه دادن، نيرويي تازه به اطرافيان ببخشد و وادارشان كند با چشماني ديگر به زندگي نگاه كنند. 
مايكل ضمن درگير شدن با ماجراهاي خانوادگي رُز و آشنايي با شخصيت‌هاي واقعي و داستاني سينما و هنر ايران، به كشف چيستي و هستي خود در زمان هم دست مي‌زند. او شخصيتي است كه از داستاني مافيايي در فاصله سال‌هاي ۱۹۴۵تا ۱۹۵۵ (و از پرده نمايش فيلمي محصول ۱۹۷۲) بيرون آمده، در واقعيت داستاني خود ساكن نيويورك است و نگران پدر مصدوم و اعضاي خانواده‌اش. اما در واقعيتِ رمان، كاراكتري است داستاني كه ظاهر ال‌ پاچينو و رفتار و لباس‌هاي مايكل كورلئونه را دارد، صداي دوبلورش معروف و گاهي حتي مايه دردسر است. با آنكه زمان در ساختار روايي رمان، به توالي خطي پيش مي‌رود و صحنه‌هاي تعقيب و گريز، رفتن به مهماني و هتل و سينما، حضور سر صحنه فيلمبرداري يا ديدار با شخصيت‌هاي حقيقي سينماي ايران در مكان‌هاي واقعي روي مي‌دهند و همگي از متريال جذاب و پركشش داستان به شمار مي‌روند، گويي هر بار لايه‌اي از جنس زمان به قصه افزوده‌ مي‌شود و آن را رمزآلودتر مي‌كند. به عنوان نمونه، ارتباط تلفني مايكل و خانواده‌اش در نيويورك (با فاصله ‌زماني بيش از بيست سال) در هيچ خانه‌اي جز خانه نوري، يعني شخصيتي داستاني و آن هم در بستري از زمان گذشته برقرار نمي‌شود. برخي واقعيت‌هاي بيروني هم به ضرورت داستاني دستكاري مي‌شوند: جشنواره فيلم تهران به جاي ارديبهشت در دي‌ماه اتفاق مي‌افتد يا صداي جلال مقامي در نسخه دوبله ‌شده واقعي به صداي خسرو خسروشاهي تغيير مي‌كند.قصه رمان براي خواننده امروزي به آغاز دهه پنجاه خورشيدي و دوران پيش از انقلاب برمي‌گردد، براي رز و اتفاقات دوروبرش، زمان عين زندگي است و براي مايكل به منزله آينده‌اي كه احتمالا هنوز به وقوع نپيوسته. قصه اما فارغ از واقعيت تاريخي، با رفت‌و‌آمد ميان دو جهانِ واقعيت و رويا به خوبي پيش مي‌رود و باورپذيري‌اش البته برقرار مي‌ماند، حتي اگر مسعود كيميايي به مايكل كورلئونه (يا در واقع ال پاچينو) نقشي پيشنهاد كند و او نپذيرد. از ديگر جذابيت‌هاي «ديدار در آتلانتيك»، فراتر رفتن از نوستالژي است. ارجاعات متن به سينما، دوبله و چهره‌هاي هنري دهه پنجاه، صرفا نه اداي دين به گذشته كه تلاشي است براي بازآفريني جهاني كه در آن، مرز ميان خاطره و خيال هنوز كاملا بسته نشده است. در جهان رمان، شخصيت‌هاي داستاني به اندازه آدم‌هاي واقعي بر سرنوشت يكديگر تاثير مي‌گذارند و گاهي حتي واقعي‌تر از واقعيت، دست هم را مي‌گيرند. حضور ملموس افراد حقيقي از جمله كيميايي، خانم گيتي، بهرام بيضايي، بهروزخان و پوري‌خانم، پري زنگنه، خسرو خسروشاهي، روبيك منصوري و ديگران، به حقيقتِ حضورِ شخصيت‌هاي داستاني زنده در رمان نيز اعتبار مي‌بخشد؛ شخصيت‌هايي از جمله نوري (در فيلم «سرب» كه سال‌ها بعد ساخته مي‌شود) و ابي (از فيلم «كندو» كه هنوز به انجام نرسيده) يا وحيد و سروش (از رمان «جسدهاي شيشه‌اي» كه بعدا به نگارش در مي‌آيد)، حتي خود مايكل كورلئونه (از اولين فيلم «پدرخوانده»). اين افراد با هم در تعاملند و جهان جادويي سينما هم به قوت خود در داستان باقي است. از فيلم‌هاي «رگبار»، «داش آكل» يا «آخرين تانگو در پاريس» بر پرده سينما كلامي و تصويري به ميان مي‌آيد يا جشنواره فيلم تهران با شركت مهمانان خارجي و ايراني به عنوان رويدادي هنري برگزار مي‌شود. 
اوج رويدادها، همين جشنواره فيلم تهران و قرار مصاحبه مايكل در سينما آتلانتيك است. ترفندي كه سينما آتلانتيك را به آپاراتخانه استوديو دوبلاژ پيوند مي‌زند و صحنه كشتن قاتلان پدر مايكل در رستوران را با آخرين وقايع داستان و سرانجام، اين رُز است كه در آستانه انتخاب قرار مي‌گيرد. گويي پرده نقره‌اي سينما نه مرز خيال و واقعيت كه اين‌بار دري است ميان تجربه و تخيل، ميان آنچه هستيم و آنچه مي‌توان شد. 
«ديدار در آتلانتيك» همچنين يادآور اين نكته است كه انسان تنها با زيسته‌هايش معنا نمي‌شود. بخش ديگري از وجودش را، آنچه خوانده و ديده و خيال كرده و از ته دل دوست داشته، بازتعريف مي‌كند و اگر پرده نقره‌اي مي‌تواند دري ميان دو جهان باشد، از آن رو است كه خيال، برخلاف آنچه به نظر مي‌رسد، نه راه گريز از زندگي كه شيوه تاب‌آوري و عميق زيستن است.
نويسنده

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون