آبدرنگ در هنگامه شلوغی
نیوشا طبیبی
روزهایی را از سر میگذرانیم که شاید بعد از حمله مغول به سرزمینهای ایرانی، هرگز مانند آن را ندیده بودیم. حجم، گستردگی و شدت تهاجمهای اخیر، قطعا از دوره جنگ تحمیلی 8 ساله بیشتر است. اگر مجموع خسارات انسانی و فرسایش اجتماعی ناشی از 8 سال مقاومت را کنار بگذاریم، آنچه در حال وقوع است باز هم تفاوت بسیار زیادی را با میزان خسارات دوره دفاع مقدس نشان میدهد.
جنگ و رویارویی مستقیم با امریکا و اسرايیل، به ناچار ما را با دشمنی رو در رو کرد که از نظر فناوری نظامی و توان ضربه زدن، با ارتش عراق در دهه هشتاد قابل مقایسه نیست. کاری که امروز یک موشک تاماهاوک، یک جنگنده اف-۳۵ یا یک حمله سایبری میکند، در دهه هشتاد میلادی با موجی از موشکباران و چند اسکادران جنگنده قابل اجرا بود.
تردیدی نیست که فناوریهای بومی ایرانی و تمهیداتی که برای چنین روزی از چند دهه پیش و با اصرار، نظارت و فرماندهی رهبر شهید تدارک شده بود، کشور را برای چنین رویارویی ناگزیری آماده ساخته بود. ما در طول تاریخ خود با ابزارهای فرهنگی، غریزه تاریخی و تجربه زیست در سامانی پرخطر و سخت توانسته بودیم به حیات ملی خود ادامه بدهیم. ابزارهای تابآوری ما و شوق به زیستن و مقاومت کردن با انگیزههای ملی و دینی، ما را در مقابل هجوم، ایلغار و کشتار حفظ کرد.
ورود مدرنیته و تغییر ذائقه ملی طی دوران افزایش درآمدهای نفتی، واردات بیحد و حصر و وابستگی به غرب، سبب شد تا آن روحیه مقاوم تا حد زیادی آسیب ببیند؛ چنانکه در قضیه از دست رفتن بحرین یا درگیریهای پراکنده در ابتدای دهه پنجاه شمسی با عراق بر سر اروندرود، شور و شوقی ملی برای مقاومت برانگیخته نشد. اما انقلاب، رهبری کاریزماتیک امام خمینی و تهاجم رژیم بعثی به ایران، این روحیه را دوباره بیدار کرد.
چند دهه برنامهریزی و عبرتآموزی از تاریخ و آنچه بر سر کشور رفته بود، آیین تابآوری ایرانی را دوباره زنده کرد. اگر امروز ایران درگیر یکی از سهمگینترین رویاروییهای نظامی تاریخ است ولی برپا ایستاده و علاوه بر دفاع از کیان کشور، دستی گشاده برای پاسخگویی هم دارد، نتیجه پیریزی استراتژی دفاع ملی است و مرهون فرماندهی عالی رهبر شهید و دیگر فرماندهان، افسران و سیاستمدارانی است که برای چنین روزی بیوقفه، امیدوارانه و با دست خالی کار کرده بودند.
اینها را که عرض کردم، کم و بیش همه ما میدانیم؛ امروز دیگر دشمنان هم به این نکات اعتراف دارند. چه بسیار افرادی که تا همین اسفند ۱۴۰۴ هم بر طبل براندازی میکوبیدند و سخن دیگری میگفتند و از آن صبح نهم اسفند ماه، دنیایشان زیر و زبر شد.
اینکه دشمنان ایران با همه امکانات، پشتیبانی و کثرتی که دارند، نمیتوانند از نظر نظامی بر ما غلبه کنند، مبحثی است که عظمت و گستردگی آن در سالهای آینده آشکارتر خواهد شد. اما آن عنصر فرهنگی که سبب شده در همین ایام خطر، حیات فرهنگی ایرانی بیوقفه همچنان به زیست خود ادامه بدهد، چیست؟
این وضعیت البته پیش از این در دوره جنگ 8 ساله هم برقرار بود: در تمام سالهای جنگ، در حالی که کشور با دستی خالی و به سختی اداره میشد و هزینههای جنگ و برآوردن حوايج اولیه مردم با تمهیداتی پیچیده به دست میآمد، جشنواره فیلم و جشنواره موسیقی فجر هر سال بیوقفه به کار خود ادامه میدادند. رادیو و تلویزیون به کار تولید آثار بسیار با کیفیتی مشغول بودند که دیگر تکرار نشد. بازار نشر، بهرغم مضایق عدیده، بمباران و موشکباران شهرها و شهادتها، پررونق بود و برخی از بهترین آثار سینمای ایران در همین سالها تولید شدند. پروژههای ساخت سریالهای عظیم تاریخی مانند سربداران، ابوعلی سینا، امیرکبیر و... نیز در همین دوره به سرانجام رسیدند.
اکنون و در همین روزهای جنگ، ساخت فیلمهای سینمایی ادامه دارد؛ مستندسازان با شوری بسیار درصدد ثبت و ضبط وقایع بینظیر این ایام هستند و حجم موسیقی و شعر تولید شده، باورکردنی نیست. انیمیشنهای لگویی ساخت ایران، مقبولیتی جهانی پیدا کرده و تاثیری ژرف بر افکار عمومی گذاشته است. حتی فرهنگستان زبان و ادب فارسی هم به کار معمول خود مشغول است و در این هنگامه جنگ، شلوغی، جام جهانی و عربدهکشیهای ترامپ، برای اصطلاح hydration break واژه «آبدرنگ» را پیشنهاد میدهد!
مهمترین تجربه ولاگرهای خارجی در سفر به ایران در ایام جنگ و شهادت رهبری، مشاهده اتحاد بینظیر ملی و ادامه روال عادی زیستن بوده است. مردمی چنین اهل زندگی و در عین حال آماده جانفشانی و جانبازی در راه سرزمین مادری و عقیده دینی، در تاریخ کمنظیرند. با وجود جنگ، گرفتاری، مضیقه و قیمتهای گزاف اقلام مصرفی، دورهمنشینیها، سفره انداختنها و از حال هم خبر گرفتنها قطع نشده است.
هرچه این جنگ جامعه ایرانیان مهاجر را پارهپاره کرد، ساکنان سرزمین مادری را به هم نزدیکتر ساخت. جامعه پارهپاره مهاجران هم در حال تجربه ریزش و رویشهایی است که در نهایت به ترمیم زخمها و استحکام بیشتر پیوند با سرزمین مادری خواهد انجامید و نباید نگران آن باشیم.
در این روزها که ابزارهای جدید در حال ثبت ثانیه به ثانیه تمام موضعگیریهای فردی تکتک افراد است، باید حواسمان باشد که در کدام سویه تاریخ ایستادهایم؟ حق یا ناحق؟