روزبه دلاور
پايان جامجهاني براي فوتبال ايران نه تنها با حذف از گردونه رقابتها كه با شعلهور شدن آتش اختلافها همراه بود. در حالي كه انتظار ميرفت پس از بازگشت كاروان تيم ملي فضا به سمت تحليل فني و آسيبشناسي حركت كند تنش ميان بازيكنان و كادر فني با منتقدان به نقطه جوش رسيده است. در عجيبترين واكنش سرمربي تيم ملي در آخرين نشست خبري خود، تمامي نقدهاي دلسوزانه را با برچسب مغرضانه و بيوطن پاسخ داد تا شكاف ميان جامعه فوتبال و تيم ملي عميقتر از هميشه شود. براي واكاوي اين فضاي غبارآلود و بررسي تبعات اين اظهارات تند به سراغ رسول كربكندي از پيشكسوتان خوشنام و ريشسفيدان فوتبال كشور رفتيم تا از نگاه او حقيقت اين ماجرا را جويا شويم.
اگر سرمربي تيم ملي در همين جام جهاني بوديد دستاورد براي شما چي تلقي ميشد؟
مهمترين دستاوردي كه همه منتظرش بودند اين بود كه تيم به مرحله بعدي برود. چون يك زماني شما جوانگرايي ميكنيد و چهار تا جوان آبديده ميشوند و ميدان ديده ميشوند كه آن هم ميتوانيد دستاورد بگوييد! اين تيم در جام جهاني گذشته بوده و جام ملتها هم بوده اما وقتي در جام جهاني 48 تيمي هم صعود نكردند دستاورد نيست. دستاورد را كيپورد داشت كه به مرحله بعدي صعود كرد و در وقتهاي اضافه حذف شد اين دستاورد ميشود يا اسپانيا كه قهرمان جهان شد آن هم با شكست تيمهاي بزرگ كه خيلي آسان به دست آوردند. آنها تيمهاي پر از ستاره را در زمين محو كردند كه اينها دستاورد است اما ما دستاوردي نداشتيم.
نكات فني خاصي در عملكرد تيم ملي در جامجهاني ديديد كه بخواهيد آن را بازگو كنيد؟
چيز مهم اين بود كه در بازي اول همه كارشناسان بحثشان اين بود كه مدافعان وسط و كار دفاع تيمي ما قوي نيست و خط هافبك ما نتوانست فضاي خالي را پوشش دهد و از همان جا گل خورديم اما در دو بازي ديگر با هافبكهاي بيشتري بازي كرديم و آن فضاها را بستيم كه اين يك تفاوت مثبت بود كه در بازيهاي دوم و سوم ديديم كه كاملا محسوس بود. با تعداد هافبك پرتعداد آن فضايي كه مهاجمان ميدادند را پوشش داد. كسي هم در بازي دوم و سوم خيلي معترض نيست چون تمام تلاش خود را كردند اما درست كه بلژيك 10 نفره شد باز هم روي يارشان نرفتيم يا بازي با مصر آن فشاري كه ۴، ۵ دقيقه آخر آورديم را 10 دقيقه زودتر انجام ميداديم ممكن بود به نتيجه برسيم. تفاوتها بين بازي اول با دوم و سوم خيلي محسوس بود.
بلژيك 10 نفره كه نسبت به ساير سرگروههاي جام ضعيفتر بود را نميشد شكست داد؟
بله، اما ما يك مقدار ترسمان از باخت بود چون بازي اول را مساوي كرده بوديم حتي مقابل مصر هم وقتي نتيجه بلژيك و نيوزیلند را ديديم باعث ترس شد كه با يك گل عقب بيفتيم ديگر اميدي نيست. نتيجه آن بازي دو همگروهي ما باعث شد تا مقابل مصر از ترس خارج نشويم مگر همان ۴، ۵ دقيقه آخر.
برسيم به تنشها و جار و جنجالهاي تازه فوتبال ما! سرمربي تيم ملي منتقدان را مغرض و بيوطن ميداند. چرا بايد سرمربي تيم ملي چنين ادبيات تندي را در قبال سايرين به كار ببرد؟ آيا اين بحثها باعث فاصله گرفتن مردم از فوتبال نميشود؟
تمامي اين بحثها فرار رو به جلو است و آقاي قلعهنویي در فرار رو به جلو تخصص دارد! نكات منفي را نميگويند و فقط نكات مثبت را دائم تكرار ميكنند مثلا ميگويند ما سه بازي نباختيم اما آن طرفش را نميگويند كه سه بازي را نبرديم. با اين فضايي كه ساختهاند نميشود مردم را گول زد چون مردم ما هر كدام يك كارشناس هستند و آنقدر به فوتبال احاطه دارند كه تمام مسائل را ميفهمند اما اگر همه را محكوم كني و خائن بداني يا به خداداد و فردوسيپور و علي دايي بپري اين فاصله مردم را با تيم ملي بيشتر ميكند.
بيرانوند هم عليه علي دايي استوري گذاشت و باعث ناراحتي بسياري از مردم شد!
او يا عقل خودش همين است يا آنكه يادش ميدهند. فضا را نميشناسد و چيزهايي ميگويد. فدراسيون اگر واقعا ميخواهد فضاي بهتري را ايجاد كند حتي با او بايد برخورد كند. اگر قبول داريم كه دايي بازيكن بزرگ اين مملكت است يك بازيكن جديد نبايد خودش را با آنها درگير كند كه خب مردم هم او را دوست دارند و طبيعي است كه فضاي خوبي براي تيم ملي به وجود نميآيد و اين فاصله هر روز بيشتر ميشود.
چطور ميشود اين فضاي دو قطبي را از بين برد؟
الان صدا و سيماي ما در اختيار تيم ملي و كادر فنياش است و بعضي از اين مجرياني كه هميشه اينها را حمايت ميكردند. يك بخشي هم قدرت و امكانات آنها را ندارند و در فضاي مجازي تلاش ميكنند كه با آنها هم برخورد ميكنند كه نشان ميدهد مثل اينكه آقاي قلعهنویي خيلي بيشتر از اين حرفها قدرت دارد كه حتي برنامه فردوسيپور هم فيلتر ميكنند. اين فوتبال با اين شكل پيشرفتي نميكند.
چاره كار را نگفتيد!
چند سال پيش زماني كه دايي مربي تيم ملي بود، تلويزيون يك برنامهاي گذاشته بود به عنوان يار دوازدهم براي حمايت از تيم ملي. من در آن جلسه دعوت شدم زمان مديريت آقاي ضرغامي هم بود و وقتي نوبت حرف زدن من شد به علي دايي يك جمله گفتم؛ گفتم علي آقا! وقتي تيمت بد بازي ميكند نگو خوب بازي كرد و واقعيتها را بگو تا به شعور مردم توهين نشود و دايي هم گفت چشم و خيلي ممنون. يعني اگر ما همسو شويم با جامعه و كارشناس و وقتي بد هستيم بپذيريم و وقتي هم خوبيم بگوييم خوب. فردوسيپور كي گفته كه تيم ملي نتيجه فاجعهباري گرفته؟ همه ازجمله من هم گفتيم در بازي اول صعودمان از دست رفت كه با برد در همان بازي با تفاضل گل خوب با دو شكست هم بالا ميآمديم. اما ما از ضعيفترين تيم گروهمان هر بار عقب افتاديم تا توانستيم مساوي كنيم خب بد بوديم. اگر يك خورده اين فرار رو به جلو را كم كنيم و واقعبينانه همه چيز را ببينيم و حرف بزنيم بهتر است. همه دشمن هستند اما آنكه يك ميليون دلار بگيرد خيلي دلسوز مملكت است؟ اينها با هم نميخواند! تيم ملي و كادرش همسو با مردم بگويند بد بوديم. مگر بقيه مربيان عذرخواهي نكردند يا استعفا ندادند؟ حالا استعفا كه در كشور ما غيرقابل قبول است. هيچ كسي نه استعفا ميدهد و نه عذرخواهي ميكند. اگر ميخواهند مردم همراه تيم ملي شوند بايد نوع نگرش خود را نسبت به فهم و شعور مردم تغيير بدهند.