• 1405 سه‌شنبه 10 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6375 -
  • 1405 چهارشنبه 31 تير

نگاهي به كتاب «مصدق بدون نفت» به مناسبت 30 تير

چگونه محمد، مصدق شد؟

طاهره مهري

واقعيت اين است كه شايد مصدق پربحث‌ترين و پرگفت‌وگوترين سياستمدار صد سال گذشته تاريخ ايران بوده است، شايد در مورد هيچ كدام از شخصيت‌هاي سياسي ايران، اين‌قدر تفاوت و تلاطم دروني در نگاه وجود نداشته است، از رهبري جريان نهضت ملي در سال‌هاي اواخر دهه ۳۰ تا كودتاي ۲۸ مرداد و تا مرگ در احمدآباد در ميانه‌هاي دهه ۴۰ و ۵۰، تا وقوع انقلاب و بعد از آن تا امروز در مورد هيچ سياستمداري به اندازه مصدق زنده‌باد و مرده‌باد گفته نشده و نگاه حدي در مورد او وجود نداشته است. كتاب «مصدق بدون نفت از تولد تا 1320» تاليف رسول رييس جعفري با مقدمه فرشاد مومني از سوي نشر نهادگرا منتشر شد. 
اين كتاب تلاشي است براي بازگرداندن محمد مصدق به بستر واقعي زمانه‌اش و عبور از تصويرهاي كليشه‌اي و اسطوره‌اي. مصدق در اين اثر، نه يك نماد صرف، بلكه انساني است برآمده از سنت ايراني- اسلامي همراه با ديوان‌سالاري بومي شده ايران كه با تحصيلات مدرن در اروپا، نگاهي تازه به مفاهيم اخلاق فردي سياسي و اجتماعي «دولت»، «قانون» و «منافع ملي» پيدا كرد.
نويسنده با واكاوي تجربيات او در ساحت‌هاي باروري انديشه علمي و اجرايي به ويژه در مناصب گوناگون، از مستوفي‌گري تا والي‌گري، وزارت و نمايندگي مجلس، نشان مي‌دهد كه كنش‌هاي مصدق در بزنگاه‌هاي بزرگي همچون انقلاب مشروطه، قرارداد ۱۹۱۹، كودتاي ۱۲۹۹ و ماجراي تغيير سلطنت، حاصل واكنش‌هاي مقطعي يا احساسي نبود؛ بلكه از فهمي تاريخي و انباشت تجربه‌اي عميق ريشه مي‌گرفت.
 پرسش اصلي اين كتاب نه بر «عملكرد» مصدق، بلكه بر «شكل‌گيري» او متمركز است: «مصدق چگونه به كسي تبديل شد كه توانست آن تصميم‌هاي سرنوشت‌ساز را بگيرد؟» و از ظرفيت‌هايي برخوردار شود كه رداي پيشوايي نهضت ملي را برازنده او سازد.
در مقدمه كتاب به قلم دكتر فرشاد مومني مي‌خوانيم: «اين كتاب درباره دكتر محمد مصدق است، يكي از انسان‌هاي ممتاز و تراز توسعه‌خواهي كه با دقت و وسواس قابل تحسيني فرآيند خودسازي‌هاي انديشه‌اي، عملي و اخلاقي او در اين كتاب به نگارش درآمده تا مشخص شود انسان تراز توسعه كه با اقتضائات زمانه آشنا است، بايد چه سطحي از خودسازي‌ها را طي كرده باشد تا بتواند به‌طور همزمان در يكي از حساس‌ترين هنگامه‌هاي منازعه هژمونيك نه به روسيه و اتحاد شوروي امتياز بي‌جا دهد نه به امريكا و نه انگليس و آنها را ناگزير به اين سو بكشاند كه براي برانداختن او دست به كار شيوه تجاوزگر كودتا شوند، شيوه‌اي كه با تهاجم نظامي و تحريم هم‌هدفي‌ها و هم‌جهتي‌ها و هم‌كاركردي‌هاي خاص خود را دارد؛ صدافسوس براي بخش‌هايي از جامعه‌اي كه به واسطه فقدان آگاهي‌هاي بايسته هويت جمعي يافته به چنين كودتايي تن در مي‌دهد و با كودتاچيان همكاري مي‌كند تا يك فرصت استثنايي توسعه در دوران معاصر از بين برود. به واقع مي‌توان گفت دردا و دريغا براي جامعه‌اي كه مصدقي با اين اوصاف و صلاحيت‌ها داشت اما تن به نخست‌وزيري سيدضيا داد.» رسول رييس جعفري در پيشگفتار كتاب «مصدق بدون نفت از تولد تا 1320» به دغدغه اصلي خويش از نگارش اين كتاب اشاره مي‌كند: «دغدغه اصلي من در آغاز اين پژوهش، نه داوري درباره مصدق، بلكه فهم فرآيندي بود كه او را به «مصدق شناخته شده» تبديل كرد. باور داشتم كه هيچ شخصيت تاريخي در خلأ شكل نمي‌گيرد. انديشه، منش سياسي و شيوه حكمراني هر فرد، محصول تجربه زيسته اوست؛ تجربه‌اي برساخته از خانواده، تحصيلات، محيط اجتماعي، مسووليت‌هاي اجرايي، شكست‌ها و كاميابي‌ها. مصدق نيز از اين قاعده مستثنا نبود. در اين كتاب كوشيده‌ام مصدق را از مسير زندگي‌اش بشناسم؛ از خانواده‌اي كه ريشه در ديوان‌سالاري ايران داشت، از آموزش و پرورش او در زماني كه آموزش مدرن در ايران امري نادر بود و از تحصيلات عالي‌اش در رشته‌هايي چون حقوق و علوم اقتصادي در اروپا. اين پرسش براي من مهم بود كه چگونه آموزش حقوق عمومي و اقتصاد سياسي، نگاه او را به دولت، قانون، ماليه و مفهوم منافع ملي شكل داده است.  از سوي ديگر، مصدق تنها يك نظريه‌پرداز نبود. او در مناصب گوناگون اداري و سياسي از مستوفي‌گري تا وزارت، از نمايندگي مجلس تا والي‌گري با مسائل واقعي كشور مواجه شد. اين تجربه اجرايي، به ويژه در حوزه ماليه و اداره كشور، نقش تعيين‌كننده‌اي در شكل‌گيري حساسيت او نسبت به استقلال نهاد دولت، نقش قانون و خطرات تمركز قدرت و ثروت داشت. در اين پژوهش تلاش كرده‌ام، پيوند ميان اين تجربه‌ها و تصميم‌هاي سياسي او را روشن كنم. مصدق شاهد و كنشگر يكي از پرحادثه‌ترين دوره‌هاي تاريخ ايران بود؛ از انقلاب مشروطه و استبداد صغير گرفته تا كودتاي 1299، تغيير سلطنت از قاجار به پهلوي و دو جنگ جهاني. اين رويدادها نه تنها مسير سياست ايران را دگرگون كردند، بلكه افق ذهني مصدق را نيز شكل دادند. اين كتاب مي‌كوشد نشان دهد كه مواضع او در بزنگاه‌هاي بزرگ تاريخي، حاصل واكنش‌هاي احساسي يا تصميم‌هاي مقطعي نبود، بلكه نتيجه انباشت تجربه و فهمي تاريخي از مساله ايران بود.
هدف من از نگارش اين كتاب، ارايه تصويري اسطوره‌اي يا تقديس شده از مصدق نبوده است. برعكس، كوشيده‌ام او را به مثابه يك انسان تاريخي با همه پيچيدگي‌ها، ترديدها و محدوديت‌هايش مطالعه كنم. پرسش اصلي اين كتاب نه اين است كه «مصدق چه كرد؟» بلكه اين است كه «مصدق چگونه به كسي تبديل شد كه توانست آن تصميم‌ها را بگيرد؟» «مصدق بدون نفت» تلاشي است براي بازگرداندن مصدق به بستر زمانه‌اش؛ براي فهم او پيش از آنكه به يك نماد سياسي تبديل شود. اميد من اين است كه اين رويكرد، امكاني فراهم آورد براي دركي عميق‌تر از تاريخ معاصر ايران و اين نكته اساسي كه تحولات بزرگ، پيش از آنكه در ميدان سياست رخ دهند، در ذهن و تجربه افراد شكل مي‌گيرند.»
رييس جعفري در فصل پنجم به مصدق و قرارداد 1919 مي‌پردازد: «17 مرداد 1298، قرارداد 1919 امضا شد. مصدق وقتي خبر قرارداد را در روزنامه صبح نوشاتل خواند، تمام روز گريست، آن‌قدر گريه كرد كه پسرش احمد هم گريه‌اش گرفت. تا ظهر كسي جرات نكرد طرف مصدق برود، بعدازظهر چند نفري از آشناهاي ايراني به ديدارش آمدند و دسته‌جمعي تا شب افتادند به روضه‌خواني و گريه. اين بساط تا چند روز ادامه داشت. مصدق با چند نفر از ديگر ايراني‌هاي مقيم اروپا «كميته مقاومت ملي» عليه اين قرارداد تشكيل دادند و يك مهر ژلاتيني با عنوان كميته مقاومت ملي تهيه و مطالب مختلفي عليه اين قرارداد منتشر كردند. مقر آنها در پاريس بود، چون نيرالسلطان يكي از مخالفان جدي قرارداد 1919 در پاريس حضور داشت و روزنامه صداي ايران را منتشر مي‌كرد. در ورساي مقدمات تشكيل جامعه ملل فراهم شد و نماينده همه كشورها بودند. مصدق و دوستانش مطالبي نوشتند و در روزنامه «صداي ايران»، به زبان فرانسه منتشر كردند و براي مقامات سياسي و سفارت‌ها فرستادند. هدف آنها انتقال صداي ايران به جامعه ملل بود. اين اقدامات تبعات جدي  براي تاريخ ايران داشت. رييس‌جمهور امريكا عليه قرارداد موضع گرفت و ديگر كشورها در جامعه ملل نيز موضع‌گيري كردند. در داخل ايران قيام شيخ محمد خياباني و ميرزاكوچك‌خان جنگلي برپا شد كه در ظاهر با قرارداد مخالفت كردند. همچنين ميرزاده عشقي و فرخي يزدي در آثار خود مخالفت‌شان را اعلام كردند. 
در امريكا، دولت ويلسون به صورت آشكار عليه قرارداد 1919 موضع گرفت تا جايي كه لردكرزن وزير مختار، گفت: «اين مردم هر هزينه‌اي براي‌شان داشته باشد بايد ياد بگيرند بدون ما كاري نمي‌توانند انجام دهند و من مطلقا با اينكه پوزه‌شان به خاك ماليده شود، مشكلي ندارم.» همين گفته، نشان مي‌دهد مواضع ضدانگليسي آن زمان بسيار جدي بوده است. شايد اولين مواضع ضدانگليسي روشنفكران ايراني از اينجا شكل گرفت، زيرا انگلستان در ابتدا با مشروطه‌خواهان همراه بود، اما پس از اين اتفاق شرايط تغيير كرد. 
ماجرا اين بود كه بعد از ضعف روسيه در انقلاب بلشويك و لغو قرارداد 1907، انگلستان در قرارداد 1919 فرصت را مناسب ديد تا بر ايران سيطره يابد. اصل اين داستان به نفت بازمي‌گردد، زيرا رگه‌هاي نفت در مسجدسليمان كشف شد و انگلستان براي سيطره بر جهان به نفت ايران نياز داشت و مي‌خواست براي تقويت ناوگان دريايي خود از نفت ايران بهره ببرد.» 
اين پژوهش با بررسي پيچيدگي‌ها، ترديدها و محدوديت‌هاي اين شخصيت تاريخي، راهي نو براي درك تاريخ معاصر ايران مي‌گشايد، چراكه تحولات بزرگ سياسي، پيش از آنكه در ميدان سياست رخ دهند، در ذهن و تجربه كنشگران نضج مي‌گيرند. كتاب «مصدق بدون نفت از تولد تا 1320» تاليف رسول رييس جعفري و مقدمه فرشاد مومني با 246 صفحه و بهاي 500 هزار تومان از سوي نشر نهادگرا منتشر شد.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون