مريم مهدوياصل ٭
اشاره - در هفتهاي كه گذشت، دونالد ترامپ، رييسجمهور امريكا در شبكه اجتماعي «تروث سوشال» نوشت: «نخستوزير جديد [انگليس]، اندي برنهام اعلام كرده است كه بهطور كامل نفت ارزشمند درياي شمال را براي بهرهبرداري آزاد خواهد كرد! اين منطقه يكي از بزرگترين منابع نفت باكيفيت در جهان است كه صدها سال ظرفيت باقيمانده دارد و هنوز بخش زيادي از آن كشف نشده است و بريتانيا را از يك كشور فاجعه گرفتار فقر به يكي از ثروتمندترين كشورهاي جهان تبديل خواهد كرد! (منبع: ايسنا)»
ازآنجا كه جامعه ايراني اين آگاهي را دارد كه انگليس از صحنهگردان اصلي در پشت پرده سياست بينالملل و از نوع استعماري است و حتي اين ضربالمثل ايراني براي آن كاربرد دارد كه «چراغ خاموش است و آسيا ميگردد»، بنابراين به يكي از دلايل چرايي و چگونگي سياست پنهانكاري انگليس در مورد استعمار «نفت» اشاره ميكنيم تا در نهايت اين نتيجهگيري حاصل شود كه چرا «پاشنه آشيل» يا «چشم اسفنديار» انگليس، نه تنها «جنگ نفت»، بلكه مصيبتبارتر از همه «قطع نفت» خليجفارس است. فراموش نكنيم يكي از اهداف مستعمرهسازي انگليس در منطقه خليجفارس «تشكيل فدراسيون امارات نفتي خليجفارس» در سال ۱۳۴۷ش. بود و به همين دليل هرگز نميتوان اتخاذ سياستهاي پشت پرده انگليس را در همراهي با تجاوز نظامي اخير امريكا و رژيم اسراييل عليه ايران ناديده گرفت. ضمن اينكه وقتي اندي برنهام، نخستوزيرانگليس (بريتانيا)، ادامه استفاده امريكا از پايگاههاي نظامي اين كشور براي اقدام نظامي عليه ايران را تاييد كرد، ميخاييل اوليانوف، نماينده روسيه در سازمانهاي بينالمللي واقع در وين، در شبكه اجتماعي «ايكس» درباره اين تصميم نوشت: «بيچاره بريتانيا! رهبر جديد بريتانيا از ابتدا كار خود را اشتباه آغاز كرد. (منبع: ايسنا)»
تاريخچه كهن «نفت، گاز و قير»
در كتاب سفيد «تاريخچه و متن قراردادهاي مربوط به نفت ايران»، با مقدمه دكتر اقبال، رييس هياتمديره و مديرعامل شركت ملي نفت ايران در سال ۱۳۴۴ش. كه اكنون در كتابخانه دانشگاه تهران نگهداري ميشود، در بخشي از موضوع «تاريخچه قراردادهاي نفتي ايران» نوشته شده است: «بهرهبرداري از منابع نفتي ايران را به ترتيب توالي تاريخي به پنج قسمت ميتوان تقسيم كرد: دوران قديم يعني قبل از كشف روش كنوني حفاري، امتيازات دوره قاجاريه، مقررات پس از مشروطيت، لايحه الحاقي گلشاييان - گس، تشكيل شركت ملي نفت ايران. الف - دوران قديم يعني قبل از كشف روش كنوني حفاري - استخراج نفت به روش كنوني يعني طريقه حفر چاه فقط از نيمه دوم قرن گذشته معمول شده است ولي استفاده از نفت كه به صورت چشمه از زمين ميجوشد يا گاز طبيعي كه از شكافها خارج ميشد و همچنين قير كه از معادن سطحالارضي به دست ميآمد سابقهاي بسيار طولانيتر دارد. [...] آتشكدههاي زرتشتيان ايران بعضا با گاز طبيعي كه از زمين بيرون ميآمد، ميسوخت و بالاخره ايرانيان و روميان قبل از اعراب با استعمال نفت براي پرتاب گلولههاي آتشين در جنگها آشنايي داشتند[...].»
واژه «قير» در منشور كورش بزرگ - بر همين پايه، شاهرخ رزمجو در كتاب «استوانه كورش بزرگ - تاريخچه و ترجمه كامل متن» در سال ۱۳۸۹ش. و در بخشي از «كشف قطعات تازه» منشور حقوق بشر كورش بزرگ كه در روزهاي پاياني سال ۲۰۰۹م. و آغاز سال ۲۰۱۰ ميلادي [۱۳۸۹ش.] روي داده، نوشته است: «۳۸. ... [روزا]نه افزودم. ..........درپي استوار كردن باروي ديوار ايمگور - اِنيل، ديوار بزرگ بابل برآمدم. ۳۹. ... ديواري از آجرپخته، بركناره خندقي كه شاه پيشين ساخته بود، ولي ساختنش را به پايان [نبرده بود]... كار آن را [من... به پايان بردم.] ۴۰. ... كه [شهر را از بيرون دربر نگرفته بود] كه هيچ شاهي پيش از من (با) كارگران به بيگاري [گرفته شده سرزمينش در] شوانّه (= بابل) نساخته شود. ۴۱. ... (آن را) [با قير] و آجر پخته از نو برپا كردم و [ساختنش را به پايان رساندم].»
نفت در عهد ساسانيان و روميان - در ادامه، در كتاب «ايرانشهر»، نشريه شماره ۲۲ كميسيون ملي يونسكو در ايران، چاپ سال ۱۳۴۲ش. و دربخشهايي از فصل «صنعت نفت» نوشته شده است: «بيفايده نيست گفته شود كه ساسانيان نفت را براي حوايج جنگي خود به كار ميبردهاند، مورخ رومي آميانوس مارسلينوس كه در مصاحبت ژوليان امپراتور روم ملقب به آپستات در صحنه كارزار با شاپور دوم حاضر بوده ذكر ميكند كه روغن كشور ماد را در ايران به عمل ميآورند و ميگويد كه ايرانيها اين روغن را به اين طريق تهيه ميكنند كه برگ درختهاي معيني را نخست در روغن فرو برده و همين كه كاملا خيس خورد در باقي مانده آن مقداري نفت معمولي اضافه ميكنند تا غليظ شود و اين روغن مخصوصي است كه از زمين بيرون ميآيد... و آن را ايرانيها نفتا (Naphta) ميگويند. ضمنا چون ناوك تيرها را در اين ماده فرو برده و آب ميدهند در موقع كشاد دادن آن را آتش ميزنند و همين كه آن تير به هدف اصابت كند آن محل را مشتعل ميسازد مشروط بر اينكه آن تير را خيلي به سرعت روان نكنند، زيرا سرعت حركت باعث ميشود كه تير مشتعل در هنگام عبور از هوا خاموش شود. حريق فروزان به وسيله نفت را اگر بخواهند با آن خاموش كنند مشكل است و بر اشتداد نايره آن ميافزايد، تنها وسيله خاموش كردن آن است كه با رمل و شن آتش را خفه سازند. [...] در قرن بعد يعني در زمان امپراتور قيصر هراكليوس شخصي از اهالي شام به نام كالينيكوس راز مخفي صنعت آن ماده حريقآور را با خود به قسطنطنيه آورد و روميان را به ساختن آن آگاه ساخت و از آن پس آن را «آتش يوناني» نام نهادند ولي مورخين بيزانس آن را «آتش كشور ماد» موسوم ساختهاند، زيرا عنصر نفت جزو تركيبي آن معجون آتشانگيز بود از ايالت مديا (Media) به دست ميآمده.»
نفت در قرون وسطي (تاريخ اسلامي) - همچنين، در همين كتاب «ايرانشهر» نوشته شده است: «[...] ماركوپولو سياح ونيزي نخستين اروپايي است كه نامي از نفت ايران ميبرد، وي كه نزديك به پنجاه سال بعد از ياقوت سفرنامه خود را نوشته [در عصر مغولان] از چشمههاي نفتخيز قفقاز وصفي كرده است و مينويسد كه روغن حاصل از آن چاهها گرچه براي خورد و خوراك بهيچوجه قابل استفاده نيست ولي براي آتش و سوخت بسيار مفيد است و نيز براي دارو و مداوا سودمند ميباشد و شترهايگر را با آن معالجه ميكنند. بعد از او سياح معروف ديگر شواليه جان شاردن كه سالياني چند در اواخر قرن هفدهم ميلادي [امپراتوري صفويه] در ايران به سرآورد بياني مفصلتر در اين باره دارد، وي مينويسد كه هم نفت سياه و هم نفت سفيد در خطه مازندران به دست ميآيد و آن را علاوه بر آنكه براي فروزينه و سوخت به كار ميبرند، نقاشان نيز براي صيقلي كردن و رنگآميزي استعمال ميكنند. و نيز اطباء آن را براي علاج زكام تجويز مينمايند [...].»
آغاز «امتيازنامه نفت» در عصر قاجار
اكنون، گذشته از اينكه كشورهاي اروپاي غربي نوظهور چگونه توانستهاند با دسترسي به منابع اسناد حكومتي و كتابخانههاي سلطنتي كشورهاي باستاني مانند چين، هند، ايران و...؛ مرحله شناخت از هيچ را با مطالعه آثار تاريخي، فرهنگي، تمدني، صنعت، پزشكي و... اين كشورهاي باستاني طي كنند تا در نتيجه به ابزار جنگهاي آتشين معاصر براي استثمار و استعمار اين كشورها مجهز شوند، به بخشياز مقاله ابراهيم تيموري، ديپلمات و مورخ باعنوان «سوابق امتياز نفت ايران» كه در«نشريه وزارت امور خارجه» در سال ۱۳۳۸ش. چاپ شده، ميپردازيم كه نوشته است: «چون از تاريخچه تحصيل امتياز نفت ايران قبل از امتياز نفت دارسي و نظريات بيگانگان براي به دست آوردن نفت در ايران تحقيقا تاكنون بحثي نشده در اينجا بهطور اختصار براي مزيد اطلاع خوانندگان به شرح اين موضوع ميپردازيم: قريب يك قرن است كه استثمارگران غرب به منابع نفتي كشور ما چشم دوخته و درصدد ربودن آن بودهاند و دستههاي مختلفي كه به اسم هياتهاي نظامي، سياح، باستانشناس، نقشهبردار، مبلغين مذهبي و غيره از ممالك اروپا به ايران آمدهاند راجع به اين موضوع گزارشهاي مفصل تهيه كردهاند. اين نكته ناگفته نماند كه خود ايرانيان نيز سالها قبل از تاريخ امتيازنامه دارسي به منابع نفتي جنوب كشور متوجه بوده و حتي با وسائل ابتدايي و ناقصي كه داشتند از بعضي نقاط كه عمل تهيه نفت سهلالحصول بود اين ماده را استخراج مينمودهاند ولي مصرف آن به واسطه نبودن راه و وسيله حملونقل ارزان درهمان نواحي محلي بوده است چنانكه در گزارشي كه به تاريخ «سلخ شهر شعبان۱۳۰۳» هجري قمري تحت عنوان «طريقههاي مقرون به صرفه در ايران» براي اصلاح مسكوكات، صناعت، تجارت، زراعت و استخراج معادن و غيره جهت ناصرالدينشاه [قاجار] تهيه شده راجع به نفت مينويسد. [...] شايد اولينبار كه پيشنهادي براي استخراج معادن نفت به دولت ايران داده ميشود سال ۱۸۶۴ميلادي [۱۲۸۱ق. حكومت ناصرالدين شاه قاجار] باشد. در سال ۱۸۶۴ هنگامي كه ميرزا محمودخان ناصرالملك وزيرمختار ايران در انگلستان و حاجي محسنخان سرتيپ وزيرمختار ايران در فرانسه براي ايجاد راهآهن در ايران با كمپانيهاي مختلف مشغول مذاكره بودند ضمن پيشنهادهاي مختلف شخصي به نام مستر توري مقيم لندن پيشنهادي براي امتياز ايجاد راهآهن در اين كشور در يازده فصل به دولت ايران ميدهد كه در فصل يازدهم آن چنين مينويسد: «دولت ايران واگذار خواهد كرد بكمپاني معادن فلزات و نفت و قيري را كه در چهل ميلي جنبين راهآهن واقع است و كمپاني ده يك حاصل خالص آن معادن را بر وجه ماليات بدولت ايران خواهد داد.»
بيخبري دارسي از جاسوس انگليس - در حالي كه در سالنامه ۱۴۰۴ش. روزنامه اعتماد به رونمايي از دوبرگ سند خطي در مجلس ملي با عنوان «امتيازنامچه موم و نفط طبيعي معدني» پرداختم كه البته اين امتيازنامه با نام دارسي معروف است و اكنون ۱۲۸سال از تاريخ انعقاد آن بين ايران و انگليس ميگذرد، به گزارش اسناد ديپلماسي ديگري هم پرداختيم كه برگرفته از اسناد آرشيو وزارت امور خارجه در زمان حكومت پهلوي دوم و با تيتر «بيخبري دارسي از جاسوسي مامور انگليس» است كه در بخشي از متن آن نوشته شده است: ««سفارت شاهنشاهي ايران - رم - دفتر اطلاعات و مطبوعات - روزنامه [ناخوانا] - چاپ ميلان ۳۰ژوئن۱۹۶۷ [۱۳۴۶ش.] - [...] شاه كه از يك مهندس پير حوصلهاش سر رفته بود «طلاي سياه» را با تعهد كتبي باو هديه نمود با اين عمل داستان غيرقابل قبول و عجيبي آغاز شد.[...] عده زيادي از شركتها و كمپاني خارجي سعي ميكنند قرارداد ويليام دارسي و ناصرالدين شاه را از او بخرند ولي او امتناع ميورزد [...] در كشتي كه ويليام دارسي توسط آن به سوي كانادا عزيمت ميكرد دوستي صميمانهاي بين وي و شخص روحاني ديگري كه نام واقعي او (Sidney Reiff) مامور مخصوص اينتليجنت سرويس بود ايجاد ميگردد دارسي آنچه را ميدانست براي او شرح ميدهد و اضافه ميكند كه شاه ايران شخص فوقالعادهاي است فقط حاضر نيست وجود مامورين روحاني (مبلغين مذهبي) را در خاك ايران تحمل كند چند روز بعد مامور مخفي انگليسي به دارسي پيشنهاد ميكند كه اگر واقعا نفت وجود دارد ميتوان مبلغين مذهبي را با لباس مكتشفين نفت به ايران اعزام نموده تا در آنجا به تبليغ مذهب مسيحي بهپردازند ويليام دارسي چند روزي را انديشه نموده و پس از آن سند مالكيت و اجازه استخراج نفت را به مبلغ روحاني تقلبي داده و اضافه ميكند كه او به نفت علاقه ندارد و اگر امتيازنامه بتواند مورد استفاده اين روحاني قرارگرفته و بوسيله آن تعدادي مامور مذهبي بايران بفرستند باعث نهايت خوشوقتي وي خواهد بود.[...] نويسنده [روزنامه ايتاليايي] سپس به شرح فعاليتهاي مامور مخفي انگليسي پرداخته و مينويسد از سال ۱۹۲۶ [۱۳۰۵ش.] هيچگونه اطلاعي درباره وي به دست نيامده و سرنوشت اين شخص بر هيچكس آشكار نيست [...].»
مصاحبه فروغي و لغو امتيازنامه دارسي
محمدعلي فروغي (ذكاءالملك) كه ترجمه مطبوعات خارجي و سردبيري روزنامه را زيرنظر محمدحسين ذكاءالملك (پدر)، رييس اداره دارالترجمه ناصرالدينشاه قاجار و مديرنخستين روزنامه مستقل «تربيت» در زمان حكومت مظفرالدينشاه آموخت، در زمانيكه وزير امور خارجه ايران در حكومت پهلوي اول بود، هنگام شكايت انگليس در جامعه ملل به دليل لغو «امتيازنامه دارسي» از سوي ايران، مصاحبهاي مطبوعاتي را به تاريخ ۲۴ديماه ۱۳۱۱ با خبرنگار امريكايي در تهران انجام ميدهد كه بخشي از آن بدين شرح است: «اداره اطلاعات و مطبوعات و ترجمه [وزارت امورخارجه] - مصاحبه با آقاي فروغي وزيرامورخارجه - مستر اوژن ليون نماينده اتحاديه مطبوعات امريكا كه مركب از ۱۴۰۰ روزنامه است از مسكو براي تحقيق و كسب اطلاع در موضوع الغاء امتيازنامه دارسي بطهران [به تهران] آمده است با آقاي وزير امورخارجه ملاقات مصاحبه نموده [...] و بهطوريكه اطلاع يافتهايم مستر اوژن ليون بواسطه علاقه كه بايران [به ايران] و قضاياي آن دارد تصميم گرفته است از طهران به ژنو برود و در روز ۲۳ژانويه موقعيكه مساله نفت مطرح ميشود در آنجا حضور داشته باشد.
سئوال - بنظر حضرت اشرف نتيجه ارجاع اين قضيه نفت بشوراي جامعه ملل چه خواهد بود؟ جواب - البته ميدانيد كه فكر مراجعه اين قضيه به شوراي جامعه ملل اول براي ما آمده و جهت آن اين بود كه دولت انگليس رويه غيردوستانه نسبت بدولت ايران اختيار كرده و راجع بمساله نفت دولت ايران را معرض تهديد و تضييق قرار داد و در صورتيكه هيچ مورد نداشت و دولت ايران بعد از الغاي امتيازنامه دارسي به كمپاني نفت اشعار داشته بود براي عقد قرارداد منصفانه كه منافع طرفين را تامين نمايد حاضر است وليكن نميدانيم بچه [به چه] جهت دولت انگليس در يك گفتوگويي كه بين دولت ايران و كمپاني بود لازم دانست مداخله كند ابتدا عنوان كرد قضيه را بديوان داوري دايمي بينالمللي مراجعه خواهد كرد همينكه دولت ايران در صلاحيت ديوان مزبور مناقشه كرد و اشاره بمراجعه خود بشوراي جامعهملل نمود دولت انگليس پيشقدم شده باستناد ماده پانزدهم اساسنامه جامعه و به عنوان اينكه اين قضيه ممكن است منجر بقطع روابط دولتين شود ادعانامه بشوري [به شوري] داد دولت ايران كه از حقانيت خود مطمئن است [...] از طرف ديگر همهكس حق افكارعامه انگليس تصديق دارد كه از دولت ايران نميتوان متوقع بود كه يك امتيازنامه را كه متجاوز از سيسال قبل [امتياز۶۰ساله بود] در تحت اوضاع و شرايط نامناسب و نامساعد داده شده و دولت حاليه ايران آن را منافي حقه خود ميداند ابدا محترم دانسته اقدام در اصلاح آن ننمايد و سالهاي دراز بسبب امضاييكه يك دولت [ناخوانا] داده از منافع و حقوق ملت ايران [ناخوانا] عين نمايد و در اين صورت تصور نميكنم و احتمال نميدهم شوراي جامعه ملل بخواهد چنين تكليفي بدولت ايران وارد آورد اين است كه بااطمينان بحق[گذاري] افكارعامه دنيا انصاف و عدالت اعضاي جامعه بيدغدغه بان محضر ميرويم و بحسن خاتمه اين قضيه اميدواريم.
[...] سئوال - دولت ايران چه مشي را اتخاذ خواهد نمود اگر دولت انگليس براي حفظ جان و مال اتباع خود قوايي بايران گسيل بدارد. جواب - [...] اگر شد شكي نيست كه دولت انگليس نسبت بايران متجاوز و متعرض محسوب خواهد بود و درآنصورت هر اقدامي كه مقتضي چنين پيشآمدي است البته خواهيم كرد.
[...] سئوال - آيا حضرت اشرف شما پيامي راجع باين قضيه نفت يا راجع بمسائل ديگري كه مربوط بايران امروز بوده باشد، ميتوانند به بنده بدهند كه اجازه داشته باشم آن را بمطبوعات دنيا ارسال بدارم. جواب - از شما ممنون ميشوم كه مطالبي را كه اظهاركردم باطلاع عامه برسانيد و مخصوصا تاكيد و تصويب كنيد كه عمل دولت ايران را بر الغاي امتيازنامه دارسي نبايد بر سوءنيت اين دولت نسبت بكمپاني نفت حمل نمود نه دليل برضديت دولت و ملت ايران با خارجيان دانست و نه حمل نمود براينكه دولت ايران قيد و علاقه بدوستي دولت انگليس ندارد بلكه فقط براي حفظ حقوق خودمان اين اقدام را كردهايم و معتقديم كه حسن روابط حقيقي و دوستي صميمي بين دول و ملل وقتي حاصل ميشود كه همه حقوق يكديگر را رعايت كنند و در معاملات و مقاولات بنظر يكطرفي نگاه نكنند خواهش ديگر كه از شما دارم اين است كه اگر ميتوانيد همكاران مطبوعات خود را متوجه كنيد باينكه نشر اخبار مجعول بيحقيقت منافي حيثيت و شرافتمندي ايشان است جرايد اساسا براي اين وضع شدهاند كه افكار عامه را به سوي حقيقت هدايت كند نه اينكه آنها را گمراه سازند و باشتباه بيندازند. همين كه خبر الغاي امتيازنامه دارسي از طرف دولت ايران منتشر شد فورا بعضي جرايد در بسياري از ممالك بناي نشر اخباري گذاشتند بكلي بيحقيقت[...] قبل از اين واقعه هم مكرر ديدهايم كه جرايد اروپا و امريكا اخبار مجعول بيحقيقت و حتي حرفهاي مضحك در باب دولت و مملكت ما نشر دادهاند وليكن نشر اين اخبار جز بياعتقاد شدن ايرانيها بجرايد و رنجش طبع آنها از ممالكي كه اين جرايد درآنجا طبع ميشود ثمري ندارد [...].»
خيانت مخبرالدوله، وزير معادن
در حالي كه سخنان فروغي نشان از آن دارد كه متاسفانه وي در زماني كه وزير امور خارجه بوده از داستان واگذاري امتيازنامه دارسي به جاسوس انگليسي هيچ اطلاعي نداشته، اين نكته را يادآوري ميكنيم كه رضا رييس طوسي در كتاب «نفت و بحران انرژي»، درباره سياستگذاريهاي اجرايي چرچيل، نخستوزير انگليس نوشته است: «[...] وينستون چرچيل در كتابي به سال ۱۹۲۳ [۱۳۰۲ش.] راجع به بحرانهاي جهان منتشر ساخت [...] چرچيل با افتخار مينويسد كه دولت بريتانيا ميتواند ادعا كند كه «ناوگانهاي قدرتمندي كه در طول سالهاي۱۹۱۲، ۱۹۱۳، ۱۹۱۴ ساخته شد [حكومت احمدشاه قاجار و باامتيازنامه نفت دارسي] از بزرگترين ناوگانهايي بود كه تاكنون بهوسيله هريك از قدرتها در زمان مشابهي ساخته شده است، بدون اينكه يك قران به مالياتدهندگان [انگليسي] تحميل شود.».»
و در پايان، در حالي كه ابراهيم تيموري در مقاله «سوابق امتياز نفت ايران» نوشته است: «در رمضان سال ۱۲۹۸ق. ناصرالدينشاه كليه معادن ايران را براي مدت پانزده سال بموجب امتيازنامهاي به مخبرالدوله (عليقلي خان) وزير معادن واگذار مينمايد [...] مخبرالدوله ميتوانست معادن ايران را بهركس كه ميل دارد براي استخراج و استفاده واگذار كند»، فراموش نكنيم كه لرد جرج كرزن، روزنامهنگار و سياستمدار انگليسي پيش از چرچيل، در سفرنامه «ايران و قضيه ايران» با ترجمه وحيد مازندراني در سال ۱۳۴۹ش. نوشته است: «تنها وزير ديگري كه شايسته ذكر است عليقليخان مخبرالدوله است كه وزارت علوم و تلگراف و معادن را دارد [...] و بواسطه امور معادن به دريافت نشان سي.آي.اي توفيق يافته و از وقت تشكيل شركت امتياز معدن ايران، با انگليسيها رابطه نزديك داشته است...».
منابع: كتابخانههاي شماره يك، ايرانشناسي
و آرشيو مطبوعات مجلس
و همچنين كتابخانه مركزي، مركز اسناد
و تامين منابع علمي دانشگاه تهران
٭ روزنامهنگار و پژوهشگر