• 1405 سه‌شنبه 10 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6378 -
  • 1405 يکشنبه 4 مرداد

خط پايان جنگ تركيبي ايران و امريكا

بيژن همدرسي

اين دوره از جنگ ايران و امريكا تا كجا پيش خواهد رفت؟ آيا منطقه در آستانه يك جنگ فراگير قرار دارد يا آنچه امروز شاهد آن هستيم، بخشي از يك نبرد كنترل‌شده و فرسايشي است؟ پاسخ به اين پرسش، تنها با شمارش موشك‌ها، پهپادها يا ارزيابي توان نظامي دو‌طرف ممكن نيست. جنگ امروز، ديگر تنها در آسمان، دريا يا مرزها جريان ندارد؛ هم‌زمان در رسانه‌ها، شبكه‌هاي اجتماعي، اتاق‌هاي فكر، بازارهاي مالي و ذهن ميليون‌ها انسان نيز در حال وقوع است. به همين دليل، براي درك آنچه امروز ميان ايران و امريكا جريان دارد، بايد از نگاه صرفا نظامي فاصله گرفت و به مفهوم جنگ تركيبي توجه كرد. نخستين تفاوت اين دوره از درگيري با دوره‌هاي گذشته، تغيير جغرافياي عمليات است. برخلاف تصور بسياري، دامنه اصلي حملات بيش از آنكه متوجه تهران باشد، در جنوب كشور، سواحل خليج‌فارس، آبراه‌هاي راهبردي و زيرساخت‌هاي مرتبط با حوزه انرژي متمركز شده است. اين تغيير مي‌تواند نشان‌دهنده آن باشد كه اهداف عملياتي، بيش از آنكه بر مراكز پرجمعيت متمركز باشند، بر نقاطي قرار گرفته‌اند كه از منظر نظامي، اقتصادي و لجستيكي اهميت بيشتري دارند. ازسوي ديگر، گسترش حملات به پايتخت، مي‌تواند هزينه‌هاي سياسي، انساني و بين‌المللي بسيار بيشتري براي هر طرف ايجاد كند و دامنه بحران را از سطح كنترل خارج سازد. همزمان، نحوه روايت اين جنگ نيز نسبت به گذشته تغيير كرده است. اگر در مقاطع پيشين، نام اسراييل تقريبا در همه تحليل‌ها و گزارش‌ها در كنار امريكا ديده مي‌شد، اكنون ايالات‌متحده بيش از گذشته مسووليت عمليات نظامي را مستقيما بر‌عهده گرفته و تلاش مي‌كند تصوير يك بازيگر مستقل را از خود ارايه دهد. اين موضوع مي‌تواند دلايل مختلفي داشته باشد؛ از مديريت پيام سياسي گرفته تا تلاش براي كاهش حساسيت برخي كشورهاي منطقه يا جلوگيري از گسترش دامنه درگيري. البته اين يك تحليل است و به معناي قطع همكاري‌هاي اطلاعاتي يا امنيتي ميان امريكا و اسراييل نيست. اما شايد مهم‌ترين تفاوت اين جنگ با جنگ‌هاي كلاسيك، جبهه‌اي باشد كه صداي انفجار در آن شنيده نمي‌شود؛ جنگ روايت‌ها. در اين نبرد، هدف تنها تخريب يك پايگاه نظامي يا انهدام يك سامانه دفاعي نيست؛ بلكه تلاش مي‌شود افكار عمومي، روحيه جامعه، اعتماد مردم و حتي قدرت تحليل مخاطبان تحت تأثير قرار گيرد. هر خبر، هر تصوير، هر ويديو و هر تحليل مي‌تواند بخشي از يك عمليات رواني باشد؛ عملياتي كه گاه تاثير آن از يك حمله نظامي نيز بيشتر است.
در اين ميان، رسانه‌ها، شبكه‌هاي اجتماعي و شمار قابل‌توجهي از فعالان و چهره‌هاي فارسي‌زبان به يكي از مهم‌ترين ميدان‌هاي اين جنگ تبديل شده‌اند. برخي آنها آشكارا از سياست‌هاي يك طرف حمايت مي‌كنند، برخي خود را رسانه مستقل معرفي مي‌كنند و برخي نيز تنها بازنشركننده اخبار و تحليل‌هاي ديگران هستند. در چنين فضايي، مخاطب ايراني هر روز با روايت‌هايي مواجه مي‌شود كه گاه كاملا متناقض‌اند و هر يك مي‌كوشند برداشت او را از واقعيت تغيير دهند.
بي‌ترديد، همه دولت‌ها و بازيگران درگير در يك جنگ تلاش مي‌كنند روايت مطلوب خود را بر افكار عمومي مسلط كنند و اين موضوع منحصر به يك كشور نيست. با اين حال، نمي‌توان انكار كرد كه در سال‌هاي اخير، جنگ شناختي و عمليات رسانه‌اي به يكي از اركان اصلي منازعات بين‌المللي تبديل شده است؛ جايي كه تاثيرگذاري بر ذهن انسان‌ها، گاه ارزشي هم‌سنگ يا حتي فراتر از موفقيت در ميدان نبرد پيدا مي‌كند.
شايد به همين دليل باشد كه سرنوشت اين جنگ، تنها در جنوب ايران، خليج‌فارس يا اتاق‌هاي فرماندهي نظامي تعيين نخواهد شد، بلكه در ذهن ميليون‌ها فارسي‌زبان نيز رقم خواهد خورد. هر كاربري كه بدون بررسي، خبري را منتشر مي‌كند، هر رسانه‌اي كه آگاهانه يا ناآگاهانه روايتي را برجسته مي‌سازد و هر تحليلگري كه احساسات را جايگزين واقعيت مي‌كند، بخشي از اين ميدان پيچيده و چندلايه است. از همين رو، اگر بخواهيم به پرسش آغاز اين مقاله بازگرديم كه اين جنگ تا كجا پيش خواهد رفت؟ شايد پاسخ آن تنها در تعداد موشك‌ها يا حجم حملات نباشد. آينده اين رويارويي به تصميمات سياسي، خطوط قرمز دو طرف، توان مديريت بحران و همچنين موفقيت هر يك در تسلط بر افكار عمومي بستگي دارد. جنگ امروز، بيش از هر زمان ديگري، جنگ اراده‌ها، ادراك‌ها‌ و روايت‌هاست؛ جنگي كه ممكن است پيش از آنكه در ميدان نبرد پايان يابد، در ذهن ملت‌ها برنده و بازنده خود را مشخص كند.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون