پدر دونلی به روایت فرزند
استاد رفت و راهش ماند
اللهبخش اسپندار
گروه هنر و ادبیات| پس از آنکه خبر درگذشت استاد برجسته دونلینوازی شیرمحمد اسپندار منتشر شد، برای تسلیت به خانواده او با فرزندش تماس گرفتیم و گفتوگوی کوتاهی با ایشان داشتیم. او در این مکالمه از روزهای آخر عمر پدرش گفت و اینکه در جریان بیماری و قبل از آنکه با فرشته مرگ دیدار کند، چه دشواریهایی را تحمل کرده. از او پرسیدیم آیا در خانواده اسپندار کسی هست که راه هنری و میراث شیرمحمد را ادامه بدهد و زنده نگه دارد؟ پاسخهای او را در قالب متن یکپارچه زیر بخوانید.
از سال ۱۳۹۸ بود که پدر دیگر حال مساعدی نداشتند و دچار بیماری و زمینگیر شدند. البته که این چند سال به سختی گذشت و روزهای بسیار دشواری را پشت سر گذاشتیم تا اینکه ایشان از میان ما پر کشیدند. اکنون من این غم طاقتفرسا را تجربه میکنم، اما میدانم این درد تنها متعلق به من نیست و بسیاری از دوستداران موسیقی هم برای از دست دادن ایشان، که یکی از سرمایههای بزرگ موسیقی بودند، غمگین و اندوهگین هستند. از همان سال که پدر بیمار شدند، نامهربانیها و قصورهایی هم وجود داشت. نمیخواهم بگویم این رفتارها عمدی بوده، اما آنچه میخواهم به آن اشاره کنم این است که باید تلاش کنیم تا وقتی که این سرمایهها و بزرگان در کنار ما هستند و زندگی میکنند، به آنها اهمیت داده شود و قدر و منزلت و اجر و قربشان در زمان حیات حفظ شود البته، به فضل خدا، افرادی بودند که در تمام این مدت واقعا از دل و جان در کنار ما ماندند؛ در شادیهای ما شاد بودند و در غمهای ما غمگین. من از همه این عزیزان صمیمانه تشکر میکنم. این نامهربانیها برای بسیاری از استادان و نوابغ هنری دیده میشود، اما در اینباره خوب است این را به یاد آورم که: «خوشا باران که در بشنم بباری/ پس از مرگم بباری، یا نباری» به گمان من، این شعر مصداق همین ماجراست که بزرگان و سرمایههای هنری گرفتار این بیمهریها میشوند. درباره راه هنری پدر در خانواده باید بگویم که خوشبختانه راه استاد اسپندار ادامه دارد. یکی از کسانی که تلاش میکند سبک و شیوه ایشان را ادامه بدهد و از شاگردان خود استاد بوده و نزد ایشان آموخته، خواهرزادهام، امیر اسپندار، نوه استاد، است. او در مراسم و برنامههای مختلف نوازندگی کرده و بسیار خوب هم کار میکند. من از این بابت بسیار خوشحالم و امیدوارم این مسیر ادامه پیدا کند و هنر استاد زنده بماند البته بگویم که استاد شاگردان دیگری هم داشتند که در چابهار، زابل و سیستان و... به فعالیت هنری خود ادامه میدهند و مشغول کار هستند. این موضوع، جای خوشحالی و امیدواری فراوان دارد.