ادامه از صفحه اول
نبايد توقف فرهنگي داشته باشيم
عدم توقف فرهنگي يعني اينكه نهادهاي بودجه ريز و مجلس ميبايست همه ساله بودجه مناسبي را براي حوزه فرهنگ و هنر كشور و تمام سطوح جامعه اختصاص دهند .!! عدم توقف فرهنگي يعني اينكه فضاي فرهنگ و رسانه در جامعه بايد بگونهاي باشد كه همه آحاد جامعه، با هر نوع انديشه و سليقه فكري بتوانند در مسير پيشرفت كشور قدم بردارند..!! حال با يك بررسي كوتاه از وضعيت فرهنگي كشور ميتوان پرسيد، چرا دغدغه به اين بزرگي، آنچنان كه بايد مورد عنايت نهادهاي كلان تصميمگير كشور قرار نگرفته است؟ نهادهاي اجرايي و نظارتي، چه مشكلي با فرهنگ كشور داشتهاند كه همواره بودجههاي اندك را به اين حوزه فاخر و تاثيرگذار كشور، اختصاص دادهاند تا امروز دچار يك چنين وضعيت آشفته و اسفناكي در حوزه فرهنگ كشور شويم؟ آيا مشكل در نبود مديريتهاي حاذق در اين بخشها بوده است؟ آيا مشكل در فهم درست برنامهريزان فرهنگي و اقتصادي كشور در مورد اهميت اين حوزه بوده است؟ آيا ضعف در قانون بوده كه باعث گرديده، كم كاري در اين بخشها صورت گيرد ؟ كداميك؟ از چه زاويهاي ميتوان به آسيبشناسي اين بخش مهم جامعه پرداخت؟ آيا نهادهاي قانونگزار يا نظارتي چون مجلس شوراي اسلامي يا شوراي عالي انقلاب فرهنگي يا ديگر شوراهاي عالي، در اين بخشها كم كار بودهاند؟ اگر نهادهاي متولي هم به اين نتيجه رسيدهاند كه در بخش فرهنگ، حركت و پيشرفت چشمگير و مطلوبي تاكنون نداشتهايم، چرا يكبار براي هميشه تصميم نميگيرند با يك اجماع و خرد جمعي، صفر تا صد مشكلات اين بخش را با كمك كارشناسان اين حوزهها حل و فصل نمايند؟ چرا بايد اقدامات فرهنگي در كشور، با تعلل يا حركت لاك پشتي همراه باشد؟ آيا اين عزيزان هنوز به اين نكته مهم نرسيدهاند كه فرهنگ و هنر در هر كشوري، يعني تمامي ساختارهاي زندگي فردي و اجتماعي يك جامعه... ؟! قطعا اگر همين امروز هم متوليان امر، تصميم به آسيبشناسي و بازسازي فرهنگ جامعه بگيرند، مسير دور و درازي در پيش داريم. پس چه بهتر كه اين حركتها هر چه سريعتر آغاز شوند.مستند ساز و منتقد
آزموني سخت در ميان بحرانهاي كمسابقه
شفافيت، مبارزه با ناكارآمدي، استفاده از مديران توانمند و اولويت دادن به مسائل واقعي زندگي مردم، بايد در ادامه مسير مورد توجه جدي قرار گيرد. دو سال نخست دولت پزشكيان را ميتوان دوره مديريت بحران ناميد؛ دورهاي كه موفقيت آن تنها با آمارهاي كوتاهمدت سنجيده نميشود، بلكه بايد ديد آيا كشور توانسته مسير اصلاحات پايدار را آغاز كند يا نه. عبور از اين شرايط نيازمند رقابت سياسي كمتر و همكاري ملي بيشتر است. امروز بيش از هر زمان ديگري، حل مشكلات مردم بايد به نقطه مشترك همه مسوولان تبديل شود، زيرا هزينه اختلاف و نبود هماهنگي را درنهايت مردم پرداخت ميكنند.پژوهشگر حقوقي