• 1405 سه‌شنبه 10 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6384 -
  • 1405 يکشنبه 11 مرداد

واشنگتن و سوداي برون‌سپاري جنگ براي حفظ اسراييل

عبدالناصر سعید

حملات ۲۹ جولاي ۲۰۲۶ در عراق، صرفا يك رويداد امنيتي گذرا يا واكنشي به تنش‌هاي مرزي نبود. اين رخداد در لايه زيرين خود، از ورود منطقه به عصر «ديپلماسي لبه پرتگاه نيابتي» پرده برداشت؛ عصري كه در آن واشنگتن با گذار از نقش «پليس مجري اقدام» به «مدير پروژه»، سياست «برون‌سپاري جنگ» (Outsourcing War) را در دستور كار قرار داده است. اين تغيير رفتار، نه نشان از قدرت، بلكه اعترافي استراتژيك به ناتواني در مواجهه مستقيم با محور مقاومت است.
۱. عقب‌نشيني پس از درس‌هاي «فوريه 2026»  تجربه تقابل‌هاي مستقيم در «عمليات حماسه بزرگ» (فوريه ۲۰۲۶) به طراحان پنتاگون ثابت كرد كه ورود به جنگ فرسايشي با جمهوري اسلامي ايران و متحدانش، قماري با هزينه‌هاي غيرقابل محاسبه است. ماشين جنگي ايالات متحده گرچه در ابعاد فناورانه بي‌رقيب است، اما در  ‌محيط‌هاي خصمانه كه طرف مقابل از ظرفيت بالايي براي بازآرايي و پايداري برخوردار است، كارايي خود را از دست مي‌دهد. دكترين برون‌سپاري، راهبرد خروج هوشمندانه واشنگتن براي حفظ منافع خود، بدون پرداخت فاكتورهاي خونين و مستقيم است.
۲. اسراييل؛ دارايي شكننده‌اي كه بايد محافظت شود-  در قلب اين دكترين، تل‌آويو ديگر يك «قدرت ضارب» نيست، بلكه «دارايي شكننده‌اي» است كه درگير گسست‌هاي عميق اجتماعي، بحران‌هاي سياسي (آستانه انتخابات اكتبر ۲۰۲۶) و فرسايش شديد نظامي است. هدف اصلي برون‌سپاري جنگ به بازيگران منطقه‌اي، ايجاد يك «سپر انساني-سياسي» پيرامون اسراييل است. واشنگتن مي‌داند كه رژيم صهيونيستي توان تاب‌آوري در جنگ‌هاي چندجبهه‌اي را ندارد، لذا با واگذاري مهار حزب‌الله به دمشق يا مهار حشدالشعبي به رياض، به دنبال ايجاد ديوارهاي عايق امنيتي است تا شركاي منطقه‌اي خود را به شركت‌هاي محافظ بقاي اسراييل بدل كند.
۳. نقشه پيمانكاران؛ توزيع نقش و مشوق‌ها- تحقق اين دكترين مستلزم ارايه «قراردادهاي پيمانكاري» جذاب است: 
٭  پيمانكار شرقي (رياض): مامور به مهار نفوذ مقاومت در عراق و مرزهاي شمالي خود، در ازاي دريافت تضمين‌هاي دفاعي پيشرفته و چتر حمايتي براي پيشبرد ابعاد اقتصادي «چشم‌انداز ۲۰۳۰».
٭  پيمانكار غربي (دمشق): واشنگتن تلاش مي‌كند با مشوق‌هاي مالي و كاهش تحريم‌هاي «قانون سزار» دولت احمد الشرع را به بازيگري براي كنترل تحركات حزب‌الله در جنوب لبنان بدل كند. ترامپ پيش‌تر اشاره كرده بود كه الشرع مي‌تواند با دقتي بيشتر از اسراييلي‌ها در جنوب عمل كند؛ تصوري ساده‌انگارانه كه گمان مي‌كند معادلات هويتي و تاريخي منطقه با مشوق‌هاي اقتصادي قابل معامله است.
۴. چرا اين دكترين فرو خواهد پاشيد؟- تجربه تاريخي واشنگتن در افغانستان (اتكا به ارتش محلي)، عراق (صحوات) و سوريه (قسد) نشان داد كه پيمانكاران محلي در اولين بزنگاه جدي دريافته‌اند كه اهداف امريكا با منافع بقاي آنها همخوان نيست. اين دكترين با سه مانع ساختاري روبه‌رو است: 
٭  توهم انطباق منافع: دولت‌ها، شركت‌هاي امنيتي خصوصي نيستند؛ رياض و دمشق اولويت‌هاي حاكميتي خود را فداي نقشه‌هاي واشنگتن نخواهند كرد.
٭  فريب جراحي دقيق: مهار حزب‌الله يا حشدالشعبي با «دقت جراحي» ناممكن است، چراكه مقاومت يك پديده ارگانيك و ريشه‌دار در جامعه است، نه ساختاري صرفا نظامي كه با فرمان اداري تفكيك شود.
٭  بي‌اعتمادي به كارفرما: پيمانكاران منطقه‌اي مي‌دانند كه در محاسبات نهايي امريكا، ابزاري موقت بيش نيستند و واشنگتن به ‌راحتي آب خوردن از آنها عبور خواهد كرد.
نتيجه‌گيري- دوران حضور نظامي مستقيم و سلطه‌گرانه امريكا در غرب آسيا رو به افول است و واشنگتن به مديريت از پشت سپر پيمانكاران روي آورده است. اما تاريخ جنگ‌هاي پيمانكاري يك فرجام بيشتر ندارد: شكست، زيرا پيمانكار براي «قرارداد» مي‌جنگد و نيروي مقاومت براي «بقا و آرمان». دكترين برون‌سپاري شايد براي واشنگتن زمان بخرد، اما نمي‌تواند واقعيت ميدان را تغيير دهد؛ ميداني كه در نهايت اراده پايداري بر برگه‌هاي قرارداد غلبه خواهد كرد.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون