• 1405 چهارشنبه 18 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6385 -
  • 1405 دوشنبه 12 مرداد

گفت‌وگو با بازيگران نمايش «پايين نردبان» به طراحي و كارگرداني فرزين محدث

تصوير تماشاچي در آينه بيمارستانِ رواني

​كيارش وفايي

بازيگران در جهاني كه نردبانش ديده نميشود از خاطرهها، زخمها و ذهنيتي ميگويند كه راهرهايي را دشوار كرده است. نمايش «پايين نردبان» به كارگرداني فرزين محدث بيش از آنكه درباره رسيدن به مقصدي بيروني باشد، مكاشفهاي در جهان دروني انسانهايي است كه هر كدام بخشي از روايت ديگري را بر دوش ميكشند؛ روايتي زنجيرهوار كه در مرز ميان روان، بدن و خاطره شكل ميگيرد. اين نمايش، در عين حال حاصل فرآيندي آموزشي است كه در آن بازيگران با تكيه بر آموختههاي خود در زمينه حس، فيزيك و كشف جهان اثر، تجربههايشان را در مواجههاي تازه با صحنه به آزمون ميگذارند. با بازيگران اين نمايش گفتوگو كرديم.

   

نسيم صحرا: بدن، زباني مستقل براي بيان جهان است

    يكي از پايههاي نمايش «پايين نردبان» ارتباط ميان حس و فيزيك بازيگر است. براي رسيدن به اين موضوع در تمرينها چه چيزي را در خودتان كشف كرديد؟

موضوعي كه در طول تمرينها متوجه شدهام، آن بود كه بدن صادقتر از كلمات، احساسات را منتقل ميكند. اوايل تمرينها تصورم آن بود كه اگر حركتها را به درستي انجام بدهم حس آن لحظه به مخاطب منتقل ميشود، اما بعد از مدتي دريافتم زماني كه احساس در درونم شكل بگيرد حركاتم بيآنكه بخواهم برايش برنامهريزي داشته باشم به طبيعيترين شكل ممكن شرح آن لحظه را بيان ميكند. بنابراين اين تجربه باعث شد بيشتر از قبل به ارتباط بين ذهن، احساس و بدن توجه داشته باشم.

     آيا در طول تمرينها لحظهاي بود كه متوجه شويد فيزيك شخصيت شما ميتواند عنواني را بيان كند كه با كلمات نميتوانيد بگوييد؟

بله، يكي از پررنگترين لحظات برايم همان لحظهاي كه دهانم را پاك ميكنم و اين حركت برايم تنها يك كنش فيزيكي نيست، بلكه يادآور يك خاطره و تجربه تلخ است كه شخصيت را ترغيب به واكنشي جسماني كه از فشارهاي رواني به وجود آمده است كه بدن قبل از هر كلمهاي آن را بروز ميدهد.

     جهان نمايش چه تاثيري در فيزيك شخصيت و كيفيت بازيتان داشت؟

معني جهان اين نمايش برايم بيشتر از هر چيزي گوياي نرسيدنها، انتظارها و آدمهايي بود كه با تمام تلاشهايشان هنوز فاصلهاي با خواستههايشان دارند. بنابراين دادهها متوجه آن شدهام كه اين موارد تنها در ديالوگها تعريف نميشود، بلكه در واكنشهاي بدن شخصيت نيز مشخص است. از اينرو باعث شد به ريتم، حركت، سكوت و نگاه در شخصيت بيشتر توجه داشته باشم.

     راهبردهاي كارگردان درباره فيزيك بازيگري در تئاتر چقدر در نزديك شدن به نقش موثر بود؟

اگر بخواهم صادقانه بگويم در ابتداي اين مسير تصميم گرفتم فنجان ذهنم را از داشتههاي قبل با در نظر گرفتن تجربيات مفيد خالي كنم، زيرا تلاشم آن بود بدون پيشداوري و با ذهن آزاد به سوي يادگيري از فرزين محدث بروم. آموختن و همكاري با اين هنرمند تنها برايم يادگيري تكنيكهاي بازيگري نبود، بلكه از ابتدا و نقطه شروع بدن، ذهن و نگاه بازيگر را شناختم. مهمترين نكتهاي كه در اين مسير آموختم، آن بود كه بدن تنها وسيلهاي براي اجراي حركت نيست، بلكه زباني مستقل براي بيان جهان نمايش است. بنابراين اين شيوه آموزش بازيگري به من آموخت كه بيشتر به خودم اعتماد كنم.

     فكر ميكنيد بعد از اين تجربه وقتي دوباره روي صحنه برويد چه چيزي در فيزيك شخصيت و بازي شما ديگر مثل قبل نخواهد بود؟

تصورم آن است كه بعد از اين تجربه مهمترين تغييري كه شاهد آن خواهم بود، نگاه متفاوتي است كه به بدن در بازيگري پيدا كردهام، زيرا برايم بدن جزيي از شخصيت و زبان شده. دليل اين برداشت هم آن است كه بيشتر به زندگيكردن نقش روي صحنه توجه خواهم داشت.

مهسا يزداني: شخصيتها راوي نيستند، تاروپود جهان نمايشند

    يكي از ويژگيهاي نمايش «پايين نردبان» ايناست كه هر بازيگر به شكلي روايت بازيگر ديگري را ادامه ميدهد. اين ساختار را به عنوان يكي از شخصيتها چگونه درك كردهايد؟

هفت شخصيتي كه در نمايش حضور دارند شبيه كلافي هستند كه تار و پود جهان اثر را تشكيل ميدهند و به نوعي يكديگر را تكميل كرده و داستاني را براي مخاطب روايت ميكنند. البته براي خودم كه دو نقش را در اين نمايش ايفا كردهام هر شخصيت رنگ مجزايي دارد، اما شخصيتها يك خط داستاني را دنبال ميكنند.

    زماني كه روايت شخصيتتان در نمايش به روايت بازيگر ديگري منجر ميشود آيا احساس ميكنيد تجربه شخصيتان ديگر متعلق به شخصيت خودتان نيست؟

تصور آن را ندارم تجربه شخصيام متعلق به خودم نيست، زيرا هفت شخصيت كنار يكديگر «ما» را تعريف ميكنند؛ اينكه شخصيتها راوي نيستند، بلكه خود داستان هستند. بنابراين احساس در شخصيتها و طول نمايش سيال است كه بنابر موقعيت هر كدام از شخصيتها آن را نمايان ميسازند.

     ارتباط ميان هفت بازيگر چه تاثيري در رابطهتان با يكديگر در تمرين و اجرا گذاشته است؟

ارتباط ميان شخصيتها باعث ميشود كه هيچ كدام از ما آن صحنه را از دست ندهيم و در جهان نمايش به شكل كامل حضور داشته و هرگز جدا نخواهيم بود. دليل اين موضوع هم آن است كه بعد از مونولوگ هر شخصيت كار اصلي آن لحظهاي است كه در فضا ثابت ميمانيم و اين موضوع را مخاطب از حركتنداشتن در صحنه متوجه ميشود. شخصيتهاي اين نمايش تشكيلشده از يك كل در جهان نمايش هستند. اهميت اين اتفاق هم آن است كه شخصيتها وحدانيتي در نمايش دارند كه اگر ارتباط هر شخصيت با ساير شخصيتها حاصل نشود مخاطب از مفهوم اصلي اثر دور ميشود و خودمان نيز به نقش نزديك نخواهيم شد.

     تجربه حضور در اين نمايش چه دستاوردي برايتان به همراه داشت؟

در ابتدا متوجه آن بودم كه همكاري و كار گروهي هيچ زمان جزو آن چيزهايي نبوده كه به نسل من آموزش داده باشند، زيرا با آنكه توانايي خوبي در ارتباطگرفتن با ديگران دارم، در مسير به چالشهايي نيز برخوردهام. همچنين در اين نمايش با شيوه جديدي از شكل اجرايي مونولوگ آشنا شدهام كه تفاوتهايي با تجربههاي گذشته دارد.

روژينا اسدي: تحليل درست نقش، مهمترين تجربهام در اين نمايش بود

    اولين مواجهه با جهان نمايش «پايين نردبان» چه تاثيري در شما ايجاد كرد؟

زماني كه براي اولين مرتبه با جهان نمايش «پايين نردبان» برخورد كردم آن چيزي كه برايم هيجانانگيز بود، استفاده از اشيا و حسرتهاي ذهن انسان بود كه ميتوانستند حرف بزنند و خودشان را نشان بدهند. در ادامه اين موضوع نكته قابلتوجه در اين اثر تشبيه مغز انسان به جايي عميق بود كه براي رهايي از آنجا نياز به نردبان داريد. حال اين عنوان برايم تداعيكننده آن بود كه حسرتهاي زندگي خودم چيست و از طريق شخصيت با نداشتههاي خودم روبهرو شوم. البته جذب حواس مخاطب هم براي يك نمايش مهم است.

     اتفاقهايي را كه در اين نمايش رخ ميدهد، بيشتر حاصل شرايط بيروني دريافتيد يا آنچه در ذهن و روان براي شخصيتها جريان دارد؟

در جهاننمايش شخصيتها تحتتاثير شرايط بيروني و گاهي شرايط ذهني قرار گرفتهاند كه تاثير زيادي در آنها داشته است. عدهاي از شخصيتها به دليل عوامل بيروني و عده ديگر در ازاي داشتن ترسها نميتوانند از نردبان بالا بيايند و واقعي شوند. بنا بر توانايي در هدايت و بازيگرداني فرزين محدث توانستم به تحليل درست و رسيدن به نقش دست يابم. مهمترين چيزي كه در اين اثر تجربه كردم و آموختم، تحليل درست نقش از سوي كارگردان بود. تجربه حضور در اين نمايش و همكاري با محدث سبب شد كه بيشتر با نحوه عملكرد بدن و بيان بازيگر آشنا شوم و توانستهام به تحليل درستي از نقش دست پيدا كنم. البته كه ارتباط با ساير بازيگرها موقعيت مناسبي براي كسب تجربه بود.

     اگر بخواهيد مهمترين دريافت خود از اين نمايش را با مخاطب در ميان بگذاريد چه ميگوييد؟

نمايش «پايين نردبان» به هر انساني نشان ميدهد كه قويترين وجه براي ادامهدادن زندگي در كنار دردها، حسرتهاست. بنابراين انساني پيروز است كه زندگي را با وجود اوج و فرودها ادامه بدهد و پذيرش داشته باشد.

حديث ارمغان: كارگردان كاربلد يك طراح سوال خوب است

     به نظر ميرسد ميزانسنهاي نمايش با وضعيت رواني و خردهروايتها ارتباط دارند. اين ارتباط را در تمرينها چطور تجربه كرديد؟

ميزانسنها در اين نمايش تنها براي طي شدن هر صحنه نيست، بلكه هر ايستادن، نشستن و حركت معناي زير متني دارد. دليل ديگر هم آن است كه اين معاني نشاندهنده جنوني در لحظه است كه شخصيتها به آن دچار هستند و شوك دروني را با تغيير مسير اثر تجربه كردهاند.

     روش كارگردان براي نزديك كردن شما به حس و موقعيت شخصيت از طريق ميزانسنها چگونه بود؟

فرزين محدث در اين نمايش از ميزانسنها به عنوان ابزاري براي كشف و دروازه ورود به كالبد شخصيتها استفاده كرده است. همچنين ميزانسنها براي شخصيتها نقطه آغاز بود كه با تكرار آن به حس دروني شخصيت دست يابيم تا رفتار ارگانيك را تجربه كنيم.

     در طول تمرينها لحظهاي بود كه يك ميزانسن يا دستور كارگردان باعث شود معناي تازهاي را از متن يا شخصيتي كه روي صحنه داريد، كشف كنيد؟

بله، اكثر مواقع اين اتفاق به صورت تمرين و تغيير آن رخ داد كه در ازاي نبود ديالوگ حس را منتقل كنيم تا نتيجه آن در شكلگيري بروز تواناييها نمايان شود. تجربه حضور در اين نمايش به دليل تمرينها خاص و نگرش متفاوت كارگردان نگاهم را به ارتباط بين بازيگر و كارگردان تغيير داد. در گذشته تصورم اين بود كه پاسخها را در اختيارم ميگذارد اما در اين اثر متوجه آن شدهام كارگردان خوب فردي است كه سوال درست را مطرح ميكند تا بازيگر به جواب درست دست پيدا كند و كشف جديدي رخ ميدهد.

ريحانه كيهان: روبهرو شدن با مخاطب يك زيست جديد است

    مهمترين تجربهاي كه از حضور در اين نمايش به دست آورديد، چه بود؟

مهمترين تجربه فرآيند رسيدن به نقش در جريان تمرينها بود. هدايت كارگردان در جريان تمرينها بسيار به پختگي نقش كمك كرد تا بتوانم روي صحنه بيايم. نظم و قاعده بسيار در اين كار اهميت داشت و سبب رشد شخصيتها و كار شد.

     كدام يك از آموزشهايي كه در دوره بازيگري دريافت كرديد، هنگام حضور در صحنه اين نمايش برايتان معناي تازهاي پيدا كرد؟

دو مورد از آموزشهايي كه از فرزين محدث آموختم بسيار به كارم آمد. يكي رهايي بازيگري همراه با نظم بود و دوم اينكه بازيگر بايد در قالب طراحي شده از سوي كارگردان جاي بگيرد. تفاوتي كه ميتوانم به آن اشاره كنم درباره تمرينها و اجرا، هيجان و انرژي است كه از طرف مخاطب به بازيگر منتقل ميشود كه هر شب با بازخوردهاي متفاوتي به عنوان شخصيت روي صحنه با آن روبهرو ميشوم.

     حضور در مقابل مخاطب در اين نمايش چه نكات تازهاي به شما آموخت؟

نسبت به تجربههاي گذشته، اهميت اين تجربه در آن است كه بسيار به انرژي و بازخورد مخاطب بستگي دارد. طوريكه هر بار يك زيست جديد را تجربه كردهام.

ريحانه اينانلو: مخاطب با شخصيتهاي نمايش تجربه مشترك دارد

    نمايش در موقعيت بيمارستان رواني ميگذرد و شخصيتها با لايههاي دروني خود درگير هستند. فضاي رواني شخصيت را چگونه با اين فضاي بيروني هماهنگ كرديد؟

همانطور كه گفتيد، موقعيت نمايش يعني بيمارستان رواني  بيشتر به ذهن انسان برميگردد. شخصيتها به نوعي قرار است براي آخرين مرتبه، خاطرات، حسرتها و مواردي را كه درگذشته با آنها مواجهبودند، فرياد بزنند. مواردي كه ميتوانم در اين اثر به آنها اشاره كنم به صبر و توانايي بدني مربوط است. در صحنه نمايش ميزي قرار دارد كه ارتباط زيادي با آن در طول نمايش برقرار كردهايم كه تصوري نداشتم بتوانم با جسم خارجي بر اساس موقعيتهاي نمايشي ارتباط داشته باشم و حس آن را داشته باشم كه آن را  به عنوان جزيي از بدن شخصيتبپذيرم.

    براي رسيدن به درك مونولوگ خود تا چه اندازه به تجربهها و احساسات شخصيتان رجوع كردهايد؟

در مسير كشف شخصيت به دادههاي درونيام رجوع داشتم و متوجه شدم كه لحظاتي در زندگي شخصيت وجود دارد كه در زندگي و زيست شخصيام تا اندازهاي آنها را تجربه كردهام. تصورم اين است كه شخصيتها در نمايش «پايين نردبان» زماني كه شروع به صحبت ميكنند، مخاطب را به ياد لحظاتي مياندازد كه بهطور حتم آن را تجربه كرده است.

    فكر ميكنيد حضور در اين نمايش چه تاثيري در نگاه و مسير بازيگري شما در آينده خواهد داشت؟

تمرين زياد و كشف و شهود و نزديك شدن به شخصيت و جهان اثر در نمايش «پايين نردبان» اين تجربه را به من آموخت كه نتيجه كار گروهي زماني كه با نظم و قاعده پيش برود نتيجهاي قابلدفاع خواهد داشت. حضور در اين نمايش با توجه به آموختههايي كه به دست آوردم، تجربه بسيار خوبي بود.

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون