• 1405 چهارشنبه 18 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6385 -
  • 1405 دوشنبه 12 مرداد

جوانان؛ سرمايه مورد غفلت

ايرج رستمي

غروب بود كه براي خريد به سوپرماركت سر كوچه رفتم. در كوچه يكي از همسايه‌ها را ديدم. صحبت از مسائل اقتصادي و كار و اشتغال شد. گفت پسرم امير قبل از عيد از كار بيكار شده. گفتم چرا؟ گفت شركت‌شان او و تعداد زيادي از همكارانش را تعديل كرده است. بله اين روزها يكي از مشكلات و معضلات افراد خصوصا جوانان اشتغال و كار است. البته اين موضوع به الان و دوران پس از جنگ خلاصه نمي‌شود و مشكلي است كه ساليان زيادي است جامعه با آن درگير است. مدتي پيش يكي از دوستان مي‌گفت پسرم ليسانس گرفته، خدمت سربازي هم رفته و حالا با كلي اميد و آرزو براي ساختن آينده‌اش به دنبال شغلي درخور تحصيلاتش مي‌گردد. مي‌گويد جاهاي زيادي حضوري رفته يا به صورت اينترنتي ثبت‌نام كرده اما هيچ خبري نشده است يا اگر موردي بوده بيشتر حالت استثمار بوده تا كار. نكته مهم و قابل تأملي كه به آن اشاره مي‌كند اين است كه در خيلي از موارد از او رزومه كاري مي‌خواستند. در ذهنم اين سوال شكل گرفت كه جواني كه تازه مي‌خواهد پا به عرصه اشتغال و خدمت بگذارد رزومه از كجا بياورد. مسلما بايد در مجموعه‌اي مشغول به كار شود و با گذشت زمان كسب تجربه كند و صاحب رزومه‌اي شود. يك جوان هر چه به صورت تئوري و تدريس در دانشگاه گذرانده بايد به صورت عملي در دل كارگاه هم بگذراند، پيشرفت كند و به قولي چم و خم كار را بياموزد و كم‌كم كسب تجربه كند. پس تا جايي مشغول نشود رزومه و تجربه‌اي نخواهد داشت. 
متاسفانه با كمي درنگ و تأمل در جامعه امروز اينچنين افرادي از دوست و آشنا و فاميل و... فراوانند. وجه اشتراك اكثريت آنها هم داشتن تحصيلات عاليه و دانشگاهي است. مي‌توان گفت اين مساله امروز به يكي از معضلات جامعه تبديل شده است. جواناني كه چندين سال درس خوانده، هزينه كرده و خيلي سختي‌ها را به جان خريده‌اند براي آينده‌اي روشن، حال در بلاتكليفي، آينده‌اي مبهم و تاريك را پيش روي خود مي‌بينند.   به جرات مي‌توان گفت بازار كار ايران در سال‌هاي اخير به يكي از بي‌رمق‌ترين و كم‌كشش‌ترين عرصه‌ها براي نسل جوان تبديل شده است. بازاري كه نه تنها فرصت‌هاي كافي براي اشتغال مولد فراهم نمي‌كند، بلكه حتي انگيزه جست‌وجوي كار را نيز در بسياري از جوانان از بين برده است، چراكه همان‌طور كه ذكر شد در مواردي‌كم هم، اگر گزينشي وجود داشته حقوقي پايين براي كاري سخت و آن هم معمولا خدماتي و بدون توجه به تحصيلات آنها بوده است. طبيعي است جواني با مدرك دانشگاهي حاضر نباشد براي درآمدي ۲۰ تا ۲۵ ميليون توماني، روزي ۱۰ ساعت كار تكراري انجام دهد. به عبارتي انگيزه‌اي در اين بازار كار حداقلي كه آينده روشن و پيشرفتي هم در آن ديده نمي‌شود، نمي‌ماند. با كمي تدقيق مي‌توان گفت يكي از موارد قابل ذكر در اين معضل، تمركز چندين دهه‌اي بر گسترش دانشگاه‌ها بدون پيوند با صنايع و بازار كار است. اين مساله موجب شده ميليون‌ها جوان تحصيلكرده در صف انتظار فرصت‌هاي شغلي‌اي بمانند كه اساسا وجود ندارند يا ظرفيت جذب ندارند. اينجاست كه زنگ مهاجرت به صدا در مي‌آيد. مهاجرت به عنوان گزينه‌ نجات براي بخشي از اين جوانان عمدتا تحصيلكرده بيكار يا نااميد از كار، مطرح مي‌شود. آنهايي كه بضاعت و توان مالي داشته باشند جلاي وطن و خانواده را به جان مي‌خرند تا در غربت متناسب با تحصيلات و توانمندي‌شان شغلي بيابند و آينده‌اي درخورشان بسازند.  حال سرمايه‌اي كه هزينه زيادي براي آن شده و به ثمر نشسته، مفت و مجاني تقديم جوامع پيشرفته مي‌شود، چراكه آنها قدرش را مي‌دانند و از آن بهره مي‌برند. البته بماند كه گروه كثيري هم مي‌مانند در انزوا و بي‌عملي و نااميدي از آينده. بايد گفت اگر اين جمعيت در سياستگذاري‌ها مورد بي‌توجهي واقع شوند، بحران‌هاي اجتماعي و اقتصادي در كشور ايجاد مي‌شود. اين وضعيت زنگ خطري بزرگ و مانند آتشي زير خاكستر است. 
خلاصه كلام اينكه بايد گوش شنوا و چشم بينايي در مسوولان و تصميم‌گيران كلان كشور براي حل اين معضل وجود داشته باشد. بايد قدر اين سرمايه بزرگ را دانسته و از هدر رفت آن جلوگيري شود. به اميد روزي كه جوانان اين مرز و بوم كه لايق بهترين‌ها هستند، بتوانند شغل و زندگي درخور شأن‌شان را داشته باشند و به مملكت‌شان خدمت كنند.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون