گروه هنر و ادبيات|«ايرج» هم به آرامگاه ابدي رفت. صبح ديروز، جمعه از مقابل تالار وحدت در حضور انبوه دوستدارانش كه در ميانشان جمعي از نامآشنايان خانواده بزرگ موسيقي ايران هم بودند؛ از كامكارها، بيژن و ارسلان تا حسامالدين سراج و رضا شايسته و داود گنجهاي و ديگران. اين آيين را نواي نِي محمد موسوي و آوازهايي از پسرش احسان، همينطور شاهزيدي، جهاندار و افتخاري همراهي ميكرد و البته سيدعباس سجادي، ترانهسرا نيز اجراي مراسم را برعهده داشت.
يك ماه چشمانتظاري براي ديدن «ايرج»
در مراسم بدرقه پيكر «ايرج» افراد و هنرمندان مختلفي سخنراني كردند. از آن جمله، عليرضا افتخاري كه خاطرهاي از دوران كودكي خود در اصفهان گفت. اينكه ده، دوازده ساله بوده كه ديده سرراهش جايي روي پردهاي نوشتهاند «استاد ايرج به زودي در اين مكان اجرا خواهند داشت.» افتخاري گفت كه با ديدن آن پرده يك ماه تمام در آن مكان منتظر كسي ماند كه او را استاد غيرمستقيم خود ميداند. استادي كه تا آن زمان هرگز نديده بودش: «من شايد يك ماه تمام مدرسه را ترك كردم و دم آن محل، در كوچه سپاهان ايستادم كه اگر قرار است ايشان را زيارت كنم، همانجا زيارت كنم. البته استاد آن زمان تشريف نياوردند و من ايشان را در مكان ديگري زيارت كردم، اما آن عشق از همان كودكي در من شكل گرفت.»
او از عشق خود به «ايرج» گفت و اينكه اگرچه شاگرد بلافصل او نبوده و سعي هم نميكرده شبيه او بخواند، اما به نظر ميرسيده كه نزد او كار كرده است: «چارهاي نداشتم، وقتي ميخواندم، گويي يكي از شاگردان كوچك ايرج ميخواند.» افتخاري در بخش ديگري از سخنان خود يادآوري كرد كه «الان وقتش است كه صداي ايرج از راديو پخش شود؛ صداي استادمان پخش شود. اگر نشود صداي چه كسي پخش شود؟» تاكيدي كه نوعا ارزشمند است؛ اما معلوم نيست چرا ايشان معتقد است كه «حالا وقتش است...» و قبلا نبود! كاش اين يادآوري با اين قيدِ ملزوم همراه نميشد، چون اين كجتابي را به وجود آورد كه انگار از نظر او اينكه صداي ايرج تا به حال از رايو پخش نميشده، امري پذيرفته شده بوده است!
از زمستان نتوانستم بخوانم، اما امروز...
احسان خواجهاميري هم با بغض و اندوه از حاضران در مراسم تشييع پدرش قدرداني كرد و گفت: «مدتهاست از زمستان گذشته نتوانستهام بخوانم؛ لال شدهام. اما امروز فكر ميكنم اين وظيفه بر دوش من است، چون اگر پدرم اينجا بود، قطعا براي شما ميخواند. امروز آخرين درسي كه زندگي به من داد، عشق بود؛ عشق به ايران، عشق به شما، عشق به مردم ايران.»
خواجهاميري با اشاره به علاقه پدرش به مردم ايران گفت: «پدرم هميشه ميگفت من ميخواهم جايي باشم كه مردم باشند، ميخواهم پيش مردم باشم، پيش مردم ايران. امروز ميخواهيم بدرقهاش كنيم. من جسارت ميكنم و يكي، دو خط از آوازهاي استاد را تقديم شما ميكنم. اگر ايرادي هم هست، به بزرگي خودتان ببخشيد.
احسان خواجهاميري سپس از حاضران خواست به افتخار پدرش دست بزنند و گفت: يك دست به افتخار استاد بزرگ، پهلوان آواز ايران، ايرج بزرگ كه با رفتنش هم به من درس داد؛ درس دوست داشتن، درس عشق.
او پس از اينكه لحظاتي را به افتخار پدرش خواند، گفت: ببخشيد اگر خوب نخواندم. من در اين چند روز آنقدر گريه كردم كه صدايم در نميآيد.
كيفيت آواز «ايرج» هيچ وقت افت نكرد
علي جهاندار، خواننده نيز ايرج را «پدر معنوي» خود خواند و گفت: من آواز ايرج را كلمه به كلمه دنبال كردم. شايد درصد زيادي از آوازهاي ايشان را حفظ كردهام و خواندهام. خود استاد بزرگ هم در جاهاي مختلف تشويقم كردهاند و نمونههاي آن در سايتها موجود است.
او با اشاره به علاقه خود به آثار بزرگان آواز ايران گفت: هميشه سعي كردهام كار بزرگاني را كه از آنها تلمذ كرده و ياد گرفتهام، با دقت دنبال كنم. هميشه گفتهام چهار نفر [در موسيقي ايران] مدال طلا دارند؛ استاد بزرگ بنان، استاد بزرگ ايرج، استاد بزرگ اكبر گلپايگاني و استاد بزرگ شجريان. جهاندار ويژگيهاي آوازي ايرج را «استثنايي» خواند و گفت: ايرج چند ركورد زده است. فرض بگيريد ماراتن خوانندهها است و اينها دوندهاند؛ ايرج تنها كسي است كه به سرمنزل بدون نقص و بدون كموكاست رسيد؛ يعني در ۹۴ سالگي شما يك خط آواز از ايرج پيدا كنيد كه ژست نخوانده باشد. همه خوانندهها وقتي به سني ميرسند، به دلايل مختلف كيفيت و تواناييشان تغيير ميكند؛ اما ايرج اين ركورد را حفظ كرد.
جهاندار ادامه داد: يكي ديگر از ويژگيهاي او همان است كه استاد بزرگ كسايي با آن نام زيبا از او ياد كرد؛ «پهلوان آواز». شما فرض كنيد گروهي از هنرمندان جايي دور هم جمع شدهاند و آواز ميخوانند. ايرج از راه ميرسد؛ انگار عقابي بر بالاي سر اين حضرات پرواز ميكند.
او براي نشان دادن قدرت صداي ايرج به نمونهاي اشاره كرد و گفت: يك كليپ هست كه در آن خوانندهاي [به تقليد] صداي هايده ميخواند؛ هايده بين زنان صداي عجيب و غريبي داشت، اما ايرج فقط دو خط ميخواند و بعد در ماهور، با خلاقيت و قدرت خودش «عيش و صحبت و باغ بهار چيست» را اجرا ميكند. ناگهان فضا عوض ميشود، انگار عقابي آمده و همه براي يك لحظه سرگردان ماندهاند كه اين چه بود.
بنان به صداي ايرج رشك ميبرد
محمد موسوي، نوازنده برجسته و نامآشناي ني در سخناني به دوستي ديرينهاش با اين استاد آواز ايراني اشاره كرد و گفت: «آقاي ايرج را به سرمنزل هستي ميبريم. من ۶۰ سال است كه با آقاي ايرج دوستي دارم.»
او خاطرهاي از تاج اصفهاني تعريف كرد و افزود: «من از اصفهان داشتم ميآمدم تهران. آقاي تاج همراه همسرشان گفتند ما هم ميآييم تهران. گفتم قدم به چشم. سوار شدند و در راه از استاد تاج پرسيدم «استاد، از ميان خوانندههايي كه الان هستند، چه كسي را دوست داريد؟ گفت ايرج.»
موسوي گفت: «سال ۱۳۶۴ براي مباركي به منزل استاد بنان رفتم. آنجا صحبت شد و ايشان گفتند «اي كاش خداوند صداي ايرج را به من ميداد.» اين يعني صداي ايرج، يك صداي الهي و تاريخي بود.»
اين نوازنده برجسته نِي از حاضران براي اينكه به دليل مشكلات دندانهايش نميتواند بيشتر صحبت كند، عذرخواهي كرد و گفت: «در هر صورت زياد صحبت نميكنم؛ دندانهايم ايراد دارد و دكترها خرابش كردهاند كه جاي گفتنش اينجا نيست! اگر بشود، يك تكه مخالفخواني هم برايتان مينوازم.»
محمد موسوي در ادامه اين مراسم قطعهاي با ني نواخت.
زمان پخش صداي «ايرج» خيابانها
خلوت ميشد
علياصغر شاهزيدي، خواننده و مدرس آواز نيز در اين مراسم گفت: «آن آقاي ايرجي كه وقتي قرار بود ساعت ۹ شب صدايشان از راديو پخش شود، هر فردي هر جا بود خودش را به راديو ميرساند، حالا جلوي شما نفس نميكشد، حرف نميزند و آواز نميخواند.»
شاهزيدي با بيان اينكه «هيچ وقت نديدم صداي ايشان گرفته باشد» خاطرهاي از تاج اصفهاني تعريف كرد كه يكبار از او پرسيده كه «آقا، از اينهايي كه در تهران ميخوانند، به نظر شما چه كسي بهتر ميخواند؟» و تاج «با همان لحن خاص» پاسخ داده است كه «ايرج صدا دارد.» شاهزيدي تصريح كرد كه «اين عين گفته آقاي تاج است. نگفتند ايرج خوب ميخواند، گفتند ايرج صدا دارد.»
شاهزيدي لازمه داشتن يك صداي خوب را «مرارت كشيدن» دانست و گفت: «آدم بايد زحمت بكشد، كار كند، تحقيق و ممارست داشته باشد. گاهي ۱۰، ۲۰ يا ۳۰ سال طول ميكشد تا مردم كمكم با نام شما آشنا شوند. اينطور نيست كه يك بچه هفت ساله را به تلويزيون بياورند و بگويند بخوان و بعد بگويند او از همه بهتر ميخواند. آواز خواندن شوخي نيست.»
شاهزيدي گفت: «از استاد ايرج پرسيدم شما روي چه چيزي كار كردهايد؟ گفتند صفحه همايون آقاي تاج را بسيار خريدهام. صفحه خش ميافتاد، دوباره ميرفتم ميخريدم و اينها را حفظ كرده بودم. اگر به لحن و شعرخواني آقاي ايرج دقت كنيد، در خواندن ايشان تاثير و برداشت بسيار خوبي از دكلمه و شعرخواني تاج ميبينيد. دكلمه و شعرخواني ايرج و تاج را با هم مقايسه كنيد؛ ببينيد ايرج چقدر خوب از آن بهره گرفته است. خيليها شعر ميخوانند، اما شما نميفهميد چه ميگويند.»
وقتي شجريان از تشويق ايرج اميد گرفت
حميدرضا نوربخش، مديرعامل خانه موسيقي ايران هم آواز ايرج را متاثر از مكتب آواز اصفهان دانست و اضافه كرد كه با اين حال او «درنهايت سبك ويژه و يگانه خودش را توليد كرد.» او به رشد زودتر از موعد ايرج اشاره كرد و گفت: «معمولا وقتي يك آوازخوان شروع به خواندن ميكند، در يك بستر زماني رشد ميكند، نزد استاداني ميرود و سبكهايي را دنبال ميكند تا به گفتمان و امضاي خودش برسد؛ اما ايرج در عنفوان جواني، سبك و سياق خودش را در آوازخواني پيدا كرد.»
نوربخش سپس خاطرهاي را نقل كرد كه محمدرضا شجريان برايش گفته بود: «بيش از ۴۰ سال پيش استاد شجريان براي من نقل كردند: تازه به راديو آمده بودم و چند آواز خوانده بودم. پيشكسوتان و بزرگاني كه آن روز بودند شايد خيلي به جوانها اعتنا نداشتند. يك روز در حياط راديو ايستاده بودم كه ديدم آقاي ايرج از آن طرف ميآيند. به سمت من آمدند و گفتند: آقا، آقاي شجريان شماييد؟ گفتم: بله. گفتند: آقا، اين آواز را از شما شنيدم، بسيار خوب، آفرين... و كلي مرا تشويق كردند. اين براي من خيلي اميدبخش بود.»
نوربخش گفت اين خاطره را از زبان خود ايرج هم شنيده است: «حتما همه شما هم در گفتوگويي كه منتشر شده، شنيدهايد. وقتي بزرگان با هم اينچنيناند، ما ديگر نبايد به خودمان اجازه بدهيم كه بياييم فضا را قطبي كنيم. اينها همه بزرگاند؛ همه گلهاي جاودان، گلهاي رنگارنگ و طراوتبخش بوستان آواز ايراناند. همه عزيزند، همه بزرگاند و همه را بايد پاس بداريم و از اين قطبيسازيها پرهيز كنيم. در پايان مراسم، پيكر ايرج خواجه اميري در ميان جمعيت انبوهي از هواداران و دوستدارانش به سمت بهشت زهرا بدرقه شد.