• 1405 دوشنبه 13 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6399 -
  • 1405 يکشنبه 1 شهريور

در گفت‌وگو با غلامرضا كريمي بررسي شد

عقب نشینی تاکتیکی ترامپ

غلامرضا كريمي، دانشيار روابط بين‌الملل دانشگاه خوارزمي، در پاسخ به پرسش نخست «اعتماد» درباره شرايط حاكم و پارادوكسيكال حاكم بر تنگه هرمز گفت: در منازعات پيچيده ژئوپليتيكي، روايت‌هاي متضاد تنها ابزار «جنگ رواني» نيستند، بلكه مي‌توانند بازتاب واقعيتي ميداني باشند كه هر بازيگر تنها بخشي از آن را دراختيار دارد. حال براساس تصويري كه از وضعيت كنوني تنگه وجود دارد، امريكا پس از يك كارزار نظامي دو هفته‌اي با تمركز بر تخريب سامانه‌هاي راداري و نظارت دريايي ايران، تلاش کرده کشتی‌ها از  بخش جنوبي تنگه عبور کنند.

به گفته كريمي، هر شب تعدادي نفتكش از اين مسير عبور مي‌كنند و ميزان اين تردد ممكن است به حدود نيمي از حجم پيش از جنگ نزديك شده باشد.

 

تقابل در مديريت هرمز

اين استاد روابط بين‌الملل ادامه داد: ايران همچنان بر «كريدور شمالي» كنترل دارد و مي‌تواند براي تردد در مسير جنوبي نيز چالش‌هاي جدي ايجاد كند، از همين رو امريكا براي كاهش آسيب‌پذيري انتقال نفت، در برخي موارد محموله‌ها را با كشتي‌هاي كوچك‌تر از تنگه خارج مي‌كند و سپس به نفتكش‌هاي بزرگ‌تر منتقل مي‌سازد. در مقابل ايران نيز در برخي شب‌ها با پهپاد و موشك، كشتي‌هايي را كه بدون نظارت ايران از مسير جنوبي عبور مي‌كنند، هدف قرار مي‌دهد، به همين دليل واشنگتن به ‌طور مستمر از تضمين «عبور امن كشتي‌ها» سخن مي‌گويد، چراكه با وجود فشارهاي امريكا، ظرفيت نظارت ايران بر كريدور جنوبي تا حدي محدود شده، اما تفاوت چشمگيري ميان حجم تردد فعلي و وضعيت پيش از جنگ وجود دارد؛ زماني كه روزانه حدود ۱۳۰ تا ۱۴۰ كشتي از تنگه عبور مي‌كردند.

كريمي تاكيد كرد: وضعيت فعلي را بايد «بن‌بست فعال» توصيف كرد .  ايران كنترل مسير شمالي و اهرم تهديد موثر تردد را حفظ كرده و با حملات پهپادي و موشكي، هزينه عبور از تنگه را افزايش داده است. امريكا هم تلاش می‌کند تعدادی کشتی روزانه از هرمز تردد کنند. با اين حال، به دليل «تسلط جغرافيايي» ايران، مديريت تهران از اين آبراه راهبردي جامع‌تر و كامل‌تر است.

 

هرمز در‌كوتاه‌مدت جايگزين ندارد

غلامرضا كريمي در پاسخ به پرسش ديگري مبني بر ايجاد كريدورهاي جديد و امكان تعريف مسيرهاي جايگزين در صورت مسدود ماندن هرمز نيز خاطرنشان كرد: بايد ميان «مديريت موقت بحران» و ايجاد زيرساخت‌هاي جايگزين پايدار تفاوت گذاشت، زيرا اين دو از نظر زمان‌بندي، هزينه و الزامات سياسي، يكسان نيستند. اقداماتي كه در هفته‌هاي اخير انجام شده و ترامپ از آن به عنوان كنترل تنگه هرمز ياد مي‌كند، بيشتر تلاشي براي حفظ محدود جريان نفت در كوتاه‌مدت است.امريكا با ايجاد يك كريدور در مسير جنوبي، مي‌كوشد فشار ناشي از افزايش قيمت انرژي را كنترل كند، اما اين به معناي ايجاد يك مسير پايدار نيست.

اين كارشناس روابط بين‌الملل ادامه داد: اين راهكار به حضور نظامي امريكا در منطقه وابسته است، هزينه عملياتي داشته و ريسك درگيري مستقيم با ايران را به همراه دارد. 

به گفته اين استاد دانشگاه، فشارهاي امريكا حتي روند توافق احتمالي ايران و عمان را نيز در هاله‌اي از ابهام قرار داده و نگراني‌هايي درباره احتمال گسترش تنش در محدوده تحت كنترل عمان در تنگه هرمز به وجود آورده است.

كريمي در تشريح مسيرهاي جايگزين گفت: ايجاد شبكه‌هاي پايدار براي دورزدن تنگه هرمز، مساله‌اي بلندمدت است. در حال حاضر، خط لوله شرق-غرب عربستان كه ميدان‌هاي نفتي شرق اين كشور را به بندر ينبع در درياي سرخ متصل مي‌كند، حدود ۱۲۰۰ كيلومتر طول و ظرفيت انتقال تقريبي ۷ ميليون بشكه نفت در روز دارد. خط لوله «حبشان- فجيره» در امارات نيز ظرفيت روزانه حدود ۱.۸ ميليون بشكه دارد. حال حتي اگر اين دو خط لوله با حداكثر ظرفيت فعاليت كنند، مجموع ظرفيت آنها براي دور زدن تنگه هرمز به حدود ۸ تا ۹ ميليون بشكه در روز مي‌رسد، درحالي كه ظرفيت معمول عبور نفت از تنگه هرمز روزانه بين ۱۷ تا ۲۱ ميليون بشكه است. بنابراين، ميان ظرفيت موجود و نياز واقعي بازار انرژي فاصله قابل‌توجهي وجود دارد. كريمي در ادامه اين مصاحبه گفت: كشورهاي منطقه در سال‌هاي اخير انگيزه بيشتري براي توسعه خطوط لوله جايگزين پيدا كرده‌اند و چند پروژه در عربستان، امارات و عراق در مرحله مطالعه يا اجراست. با اين حال، اجراي اين پروژه‌ها زمان‌بر است و حتي در افق سال ۲۰۲۸ نيز ظرفيت آنها فقط مي‌تواند بخشي از نياز عبوري از تنگه را پوشش دهد.

او در پايان تاكيد كرد: ايجاد يك شبكه مكمل از كريدورهاي دريايي تحت حمايت نظامي امريكا و خطوط لوله زميني، نمي‌تواند در كوتاه‌مدت تنگه هرمز را از معادلات انرژي جهان خارج كند. «تا زماني كه هزينه، زمان و مسائل امنيتي پروژه‌هاي جايگزين حل نشود، تنگه هرمز مركز ثقل ژئوپليتيك انرژي جهاني باقي خواهد ماند.»

 

چرايي تغيير راهبرد ترامپ

كريمي در پاسخ به پرسش ديگر «اعتماد» درباره چرايي پايان رايزني‌ها و روي‌آوردن ترامپ به تشديد «فشار حداكثري» خاطرنشان كرد: تغيير رويكرد واشنگتن حاصل مجموعه‌اي از عوامل ساختاري، ميداني و سياسي است و مي‌توان آن را نقطه عطفي در چرخه تشديد تنش ميان ايران و امريكا در دو ماه اخير دانست.

اين عضو هيات علمي افزود: نخستين عامل، «بن‌بست مذاكرات» است. با وجود امضاي تفاهمنامه اسلام‌آباد در ۲۸ خرداد و تعيين يك بازه ۶۰ روزه براي گفت‌وگو، اين دوره بدون پيشرفت عملي پايان يافت. به گفته كريمي، اختلاف‌نظرهاي داخلي در ايران و مطالبات فزاينده امريكا، فرصت‌هاي اجراي اين تفاهم را محدود كرد و در‌نتيجه ترامپ به نمايندگان خود دستور داد گفت‌وگو با ايران را متوقف كنند و فشار اقتصادي را افزايش دهند.

اين كارشناس روابط بين‌الملل ادامه داد: نگراني امريكا از توافق احتمالي ايران و عمان بر سر مديريت تردد در تنگه هرمز، عامل ديگر تشديد نااميدي بود. واشنگتن نگران بود كه چنين توافقي كنترل ايران بر تنگه را تثبيت و يكي از اهرم‌هاي فشار امريكا را كاهش دهد.كريمي دومين عامل را «محدوديت گزينه نظامي» دانست و گفت: جنگ براي ارتش امريكا هزينه‌زا است و بنابر برآوردها، بخش قابل‌توجهي از ذخاير موشك‌هاي سامانه دفاع موشكي «تاد» و موشك‌هاي رهگير «پاتريوت» مصرف شده است. امريكا علاوه بر نياز به تامين مهمات براي تداوم رويارويي با ايران، بايد آمادگي خود را براي بحران‌هايي مانند تنش احتمالي با چين بر سر تايوان نيز حفظ كند، بنابراين فرسايشي ‌شدن جنگ مي‌تواند توان بازدارندگي امريكا را كاهش داده و ترامپ را از تشديد نظامي بحران دور كند.

او عامل سوم را «محاسبات داخلي امريكا» عنوان كرد و افزود: با نزديك‌شدن انتخابات ميان‌دوره‌اي كنگره در آبان‌ماه و كاهش محبوبيت ترامپ، كاخ سفيد تلاش مي‌كند تصويري قاطع اما كم‌هزينه از خود ارايه دهد.

كريمي در ادامه گفت: چهارمين عامل، ناكامي امريكا در ايجاد «ائتلاف بين‌المللي پايدار» عليه ايران است. كشورهايي مانند ژاپن و كره‌جنوبي، ترامپ را بازيگري معامله‌محور و فاقد راهبرد بلندمدت مي‌بينند و نگرانند كه او با توافقي ناگهاني با ايران، متحدان خود را در ميانه مسير رها كند و هزينه‌هاي تقابل با تهران را بر دوش آنها بگذارد، بنابراين تغيير راهبرد ترامپ، بيش از آنكه نشانه دستيابي امريكا به موقعيتي برتر باشد، يك «عقب‌نشيني تاكتيكي» از گزينه نظامي است، زيرا نه جنگ به پيروزي موردنظر واشنگتن رسيده، نه مذاكره و توافق پيش رفته و نه اجماع بين‌المللي عليه ايران شكل گرفته است. امريكا در چنين شرايطي «جنگ اقتصادي» را به عنوان آخرين ابزار فشار انتخاب كرده است، اما اين مسير نيز با ريسك همراه است.

 

واكنش چندلايه و فعال ايران

كريمي در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره واكنش تهران به تشديد كارزار اقتصادي واشنگتن گفت: ايران در برابر فشارهاي امريكا، «راهبردي چندلايه و فعال» را دنبال مي‌كند كه بر تجربه چهار دهه مواجهه با تحريم‌ها استوار است.

اين استاد دانشگاه افزود: در حوزه ديپلماسي و حقوقي، تهران بر بازگشت به «تفاهمنامه اسلام‌آباد» و فعال‌شدن گفت‌وگوها تاكيد دارد بدين معنا كه رييس‌جمهور پيگير اين موضوع است و شوراي عالي امنيت ملي نيز از اين مسير حمايت كرده است. درنتيجه، نوعي اجماع داخلي براي پيگيري مذاكره و ديپلماسي در حال شكل‌گيري است.از منظري ديگر ايران همزمان از ظرفيت‌هاي همكاري با چين و روسيه، عضويت در «بريكس» و سازمان همكاري شانگهاي براي شكل‌دادن به سازوكارهاي موازي با نظام مالي غرب استفاده مي‌كند تا وابستگي به دلار را كاهش دهد.

به باور كريمي در سطح منطقه‌اي نيز گسترش همكاري‌هاي اقتصادي با عراق، تركيه و پاكستان دنبال مي‌شود تا مسيرهاي جايگزين براي تامين كالاهاي اساسي و حفظ مبادلات تجاري شكل بگيرد. حفظ مسيرهاي زميني و دريايي و استفاده از ظرفيت‌هايي مانند بندر چابهار و «كريدور شمال-‌جنوب»، از ديگر محورهاي اين ديپلماسي اقتصادي است تا تجارت ايران كمتر تحت تاثير تحريم‌هاي امريكا قرار گيرد. در داخل نيز بازنگري در سياست‌هاي ارزي و تجاري براي كاهش اثر تحريم‌هاي جديد بر زندگي مردم در دستور كار قرار دارد. در همين راستا در هفته‌هاي اخير جريان تازه‌اي با حمايت رييس‌جمهور، رييس مجلس و گروه‌هاي سياسي شكل گرفته كه بر تقويت «گفت‌وگو و ديپلماسي» و بازگشت به تفاهمنامه اسلام‌آباد تاكيد دارد.

 

اعتماد؛ حلقه مفقوده ائتلاف‌سازي‌هاي امريكايي

غلامرضا كريمي در پاسخ به سوال ديگر «اعتماد» درباره ميزان اثربخشي تلاش امريكا و كشورهاي حاشيه خليج‌فارس براي ايجاد ائتلاف‌هاي منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي عليه ايران گفت: واشنگتن در سطح اعلامي و سياسي توانسته تصويري از «اجماع‌سازي» ارايه كند، اما در سطح عملياتي و راهبردي با موانع عميق و ساختاري مواجه است. بدين معنا كه ميان آنچه در بيانيه‌ها و توافق‌هاي رسمي منعكس مي‌شود و واقعيت ميداني و محاسبات دروني بازيگران منطقه‌اي، تفاوت معناداري وجود دارد. امريكا در ظاهر شبكه‌اي امنيتي با مشاركت كشورهاي شوراي همكاري خليج‌فارس، تقويت محور نظامي امارات و اسراييل و ابتكارهايي مانند «پيمان دفاعي مكه» ايجاد كرده، اما اين هماهنگي ظاهري لزوما به معناي شكل‌گيري ائتلافي منسجم و عملياتي عليه ايران نيست.

اين كارشناس روابط بين‌الملل ادامه داد: روندهاي موجود بيش از هر چيز نشان‌دهنده «افول اعتماد به تضمين‌هاي امنيتي امريكا» است. كشورهاي منطقه نسبت به كارآمدي چتر امنيتي واشنگتن ترديد دارند و ميزباني پايگاه‌هاي امريكا در قطر، كويت و بحرين نيز بيش از گذشته به موضوعي حساس و محل پرسش تبديل شده است.

كريمي در ادامه تاكيد كرد: «پيمان مكه» ضرورتا عليه ايران تعريف نشده است. اين پيمان مي‌تواند واكنشي به شكاف‌ها و رقابت‌هاي درون جهان عرب، ازجمله نگراني برخي بازيگران از نزديكي امارات و اسراييل نيز تلقي شود.

 او از شكل‌گيري محورهايي با تركيب عربستان، قطر، مصر، تركيه و پاكستان در برابر محور امارات و اسراييل سخن گفت و افزود: همين شكاف‌ها، آسيب‌پذيري ذاتي ائتلاف‌هاي مورد حمايت امريكا را افزايش مي‌دهد.

اين تحليلگر در ادامه گفت: ايران نيز با برخورداري از شبكه‌اي از بازيگران همسو و غيردولتي، ازجمله حوثي‌ها و گروه‌هاي عراقي، توانسته هزينه‌هاي نظامي و اقتصادي امريكا را افزايش دهد، بنابراين مجموعه اين عوامل نشان مي‌دهد شرايط منطقه دقيقا مطابق محاسبات و اهداف امريكا پيش نمي‌رود و ائتلاف‌سازي عليه ايران با محدوديت‌هاي جدي مواجه است.

 

ديپلماسي پيش دستانه ايران

غلامرضا كريمي، دانشيار و كارشناس روابط بين‌الملل، در پاسخ به پرسش نهايي «اعتماد» درباره هدف سفر محمدباقر قاليباف به عراق در بازه زماني كنوني كه شكاف‌ها ميان دولت مركزي و گروه‌هاي مقاومت به ادعاي رسانه‌ها نمايان شده، گفت: اين سفر را بايد نوعي «عمليات ديپلماتيك پيش‌دستانه» دانست كه ايران با آگاهي از تغيير موازنه قدرت در عراق و نزديك‌شدن ضرب‌الاجل خروج نيروهاي امريكايي، براي پيگيري همزمان چند هدف راهبردي انجام داده است.

كريمي افزود: نخستين هدف از سفر قاليباف، مهار تنش ميان گروه‌هاي هم‌پيمان ايران و دولت عراق است تا از شكل‌گيري بحراني داخلي در اين كشور كه مي‌تواند به زيان ايران باشد، جلوگيري شود. هدف دوم، تثبيت جايگاه ايران به عنوان «شريك امنيتي و اقتصادي غيرقابل جايگزين» براي بغداد، در برابر تلاش امريكا براي كاهش نفوذ تهران است. هدف سوم نيز ايجاد چارچوبي تازه براي همكاري‌هاي امنيتي دوجانبه است كه بتواند تا اندازه‌اي نقش امريكا در تامين امنيت عراق را جبران كند.

اين كارشناس روابط بين‌الملل ادامه داد: تهران عراق را صرفا ميدان رقابت نيابتي نمي‌بيند، بلكه آن را عرصه‌اي تعيين‌كننده براي حفظ راهبرد منطقه‌اي خود در برابر فشار حداكثري اقتصادي امريكا مي‌داند. از اين رو، ايران مي‌كوشد روابط خود با بغداد را در همه سطوح سياسي، امنيتي و اقتصادي استمرار دهد.كريمي تاكيد كرد: سفر قاليباف در مقطعي حساس از تشديد رقابت ايران و امريكا انجام شد و همزماني آن با تحولاتي مانند حمله پهپادي به دفتر نخست‌وزير اقليم كردستان در اربيل، بر حساسيت آن افزود. با اين حال، محور اصلي سفر، مديريت تنش فزاينده ميان گروه‌هاي نزديك به ايران و دولت مركزي عراق بود.  اين استاد دانشگاه افزود: در شرايط كنوني دولت عراق به دنبال «انحصار سلاح در دست دولت» و ادغام يا خلع سلاح گروه‌هاي مسلح است و ايران نيز از اصل اين رويكرد حمايت كرده؛ اما همزمان به گروه‌هاي مقاومت پيام داده كه اين مساله نبايد به تقابل مستقيم با دولت بغداد يا استفاده از سلاح عليه آن منجر شود.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون