فوتبال زنان در ايران قصهاي از جنس خواستن و توانستن است، روايتي كه بارها و بارها در غبار بيتوجهيها و محدوديتها نوشته شده، اما هر بار توسط زناني كه نه شنيدن را پايان راه نميدانند، بازنويسي ميشود. در صدر اين روايت نامي ميدرخشد كه حالا ديگر نه فقط در ورزشگاههاي ايران كه در ميادين بينالمللي هم به عنوان نمادي از ثبات و تخصص شناخته ميشود؛ خاتون بم و سرمربياش مرضيه جعفري.
خبر كوتاه بود، اما بار معنايياش سنگين، خاتون بم به مرحله گروهي ليگ قهرمانان زنان آسيا ۲۰۲۷ راه يافت. براي كساني كه پيچيدگيهاي فوتبال باشگاهي زنان در آسيا را ميشناسند، اين جمله يعني عبور از هفت خوان رستم. كنفدراسيون فوتبال آسيا در فرمت جديد خود استانداردهايي را وضع كرده كه رقابت را بيرحمانه دشوار ميكند. دوازده تيم برتر قاره حالا در يك قفس طلايي با هم ميجنگند و رسيدن به اين دايره به معناي ورود به سطح اول فوتبال زنان آسياست.
مسير خاتون در اين دوره مسيري هموار نبود. برخلاف سالهاي گذشته اين بار آنها بايد كار را از همان ابتداي راه و در دور مقدماتي آغاز ميكردند. تصور كنيد بيست و چهار تيم براي تنها شش جايگاه خالي در مرحله گروهي ميجنگند. هر لغزش به معناي خداحافظي با روياي آسيايي است. شاگردان جعفري در گروه E در ميان نبرد با رقبايي كه هر كدام با سرمايهگذاريهاي كلان به ميدان آمده بودند يكبار ديگر ثابت كردند كه فوتبال ورزش مديريت بحران است نه فقط ورزش گلزني! پيروزي مقابل زسكا تاجيكستان استارت محكمي بود، اما آزمون واقعي در مصاف با النصر عربستان رخ داد، تيمي كه با تمام توان سعي در متوقف كردن نماينده ايران داشت. تساوي ۱-۱ در دقايق پاياني نشاني از شخصيت تيمي بود كه حتي وقتي عقب ميافتد، تسليم نميشود و در نهايت بازي آخر مقابل الاتحاد اردن جايي كه خاتون بار ديگر ثابت كرد كامبك زدن در دياناي اين تيم حك شده است. پيروزي ۳-۱ پس از عقب افتادن از حريف مهر تاييدي بود بر اين حقيقت كه مرضيه جعفري مربي لحظههاي سخت است.
معماي جعفري؛ پيوند موفقيت با نام اردن
نام مرضيه جعفري در دو سال اخير با يك اتفاق جالب توجه گره خورده است، موفقيتهاي گره خورده با تيمهاي اردني. شايد اين يك تصادف تاريخي باشد، اما ردپاي موفقيتهاي بزرگ او هم در رده ملي و هم باشگاهي از سد حريفان اردني ميگذرد. تابستان سال گذشته در حالي كه مسير صعود به جام ملتهاي آسيا ۲۰۲۶ براي تيم ملي ايران پر از ابهام بود، جعفري و شاگردانش در آخرين گام به مصاف اردن رفتند. آن پيروزي ۱-۲ يك بيانيه سياسي و ورزشي بود كه ايران با جعفري به جام ملتها رسيد.
حالا يكسال بعد گويي تاريخ در ابعادي ديگر تكرار شد. عبور از الاتحاد اردن براي رسيدن به ليگ قهرمانان آسيا نشان ميدهد كه مرضيه جعفري چگونه نبض بازي در لحظات سرنوشتساز را در دست ميگيرد. او كه پيشتر عنوان بهترين مربي سال فوتبال زنان آسيا را از آن خود كرده بود حالا در حال تثبيت جايگاه خود به عنوان يك مربي تراز اول در قاره كهن است. زني كه همين دو سال پيش عنوان بهترين سرمربي زنان آسيا را به دست آورد.
سرمربي بيحاشيه در سرزمين حاشيهها
اما موفقيتهاي جعفري را نبايد فقط در آمار و ارقام جستوجو كرد. او سرمربياي است كه در فوتبال ايران سكوت را به عنوان استراتژي برگزيده است. در فضايي كه بسياري از مربيان براي توجيه ناكاميها به فرافكني و ايجاد حاشيه پناه ميبرند، جعفري سرگرم ساختن است. او همزمان سكان هدايت تيم ملي و تيم باشگاهي خاتون را در دست دارد، دو مسووليتي كه هر كدام به تنهايي ميتوانند انرژي و تمركز يك مربي را تحليل ببرند. جعفري اما در اين سالها نشان داده كه استاد مديريت محدوديتهاست. او بارها از كمبود اردوهاي تداركاتي مشكلات لجستيكي و نبود بازيهاي دوستانه استاندارد گلايه كرده است، اما هيچگاه اين گلايهها را به بهانهاي براي فرار از مسووليت تبديل نكرده. براي او تيم ملي و خاتون ميدان جنگي نبودهاند كه در آن منافع شخصي را جستوجو كند، بلكه آزمايشگاههايي بودهاند براي اثبات اينكه زن ايراني ميتواند با دست خالي سقفهاي شيشهاي را بشكند.
چشماندازي فراتر از مرزها
مرضيه جعفري در گفتوگوهاي پيشين خود از هدفي بزرگتر سخن گفته بود: لژيونر شدن به عنوان سرمربي. اين حرف شايد در نگاه اول جسورانه به نظر برسد، اما وقتي به كارنامه او نگاه ميكنيم، متوجه ميشويم كه اين يك روياپردازي خام كه نه، بلكه يك هدفگذاري مهندسي شده است. بخشي از اين هدفگذاري چند ماه قبل و با پيشنها خارجي تيم ملي هند به مرضيه جعفري پيش رفت، اما گويا پيشنهادات بهتري هم ميتوانند در راه باشند.
او در حال اثبات اين است كه دانش مربيگري او محدود به مرزهاي ايران نيست. اگر او توانسته با حداقلها خاتون را به جمع برترينهاي آسيا ببرد و تيم ملي را به جام ملتها برساند پس چرا نبايد در ليگهاي معتبرتر جهان روي نيمكتهاي بزرگتر بنشيند؟
موفقيت خاتون بم در آسيا يك پيروزي مديريت استوار است. در روزهايي كه ورزش زنان ايران براي ديده شدن و شنيده شدن با هزاران مانع دست و پنجه نرم ميكند، خاتون و جعفري ثابت كردند كه اگر ساختار درست باشد و مديريت به دور از حاشيه بر فني بودن تمركز كند، رسيدن به قلههاي غيرممكن دور از دسترس نخواهد بود. حالا خاتون آماده است تا در مرحله گروهي ليگ قهرمانان نام ايران را در آسيا بلندآوازه نگه دارد. مرضيه جعفري هم فارغ از تمام چالشهاي مديريتي همچنان ايستاده و آرام و متمركز به دنبال گامِ بعدي در مسيري كه خودش ساخته، است. موفقيت او الگويي است براي تمام زنان ورزشكاري كه ميخواهند بدانند در ميان تمامي نشدنها چگونه ميتوان شدن را معنا كرد.