• 1405 سه‌شنبه 10 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6406 -
  • 1405 سه‌شنبه 10 شهريور

نگاهي به نمايشگاه مجسمه‌هاي زنده‌ياد مهدي سلحشور

«سنگين» مثل ياد مجسمه‌ساز ما

محمد مروستي

مهدي سلحشور نازنين، اگر بهترين مجسمه‌ساز در متريال سنگ نبود، بي‌ترديد يكي از معدود بهترين‌هاي اين حوزه بود. او در سال‌هايي كار با سنگ را جدي گرفت و ادامه داد كه چندان كسي حواسش به سنگ نبود. سال‌ها با سنگ ماند، آن را شناخت، با مقاومتش درگير شد و زبان خودش را در اين ماده پيدا كرد.
براي جامعه مجسمه‌سازي ايران، مهدي فقط يك سنگ‌تراش بسيار ماهر نبود. اين شايد ساده‌ترين و در عين حال ناقص‌ترين تعريفي باشد كه مي‌توان از او ارايه كرد. مهارت تكنيكي او در كار با سنگ آنقدر چشمگير بود كه ممكن است باقي وجوه كار و شخصيتش را زير سايه ببرد. مهدي مجسمه‌ساز بود و سنگ، ماده‌اي بود كه با آن فكر مي‌كرد.در بسياري از آثار او نوعي فشردگي ديده مي‌شود؛ فرم‌هايي كه گويي نيرويي در آنها متراكم شده است. اين فشردگي فقط يك كيفيت ظاهري نيست؛ رابطه‌اي است ميان فرم و ماده، ميان مقاومت سنگ و تصميم هنرمند. سروها، لاله‌ها، ساير آثار شهري و تجربه‌هاي مختلف او در  سنگ، هركدام بخشي از همين جهان را نشان مي‌دهند. لاله‌هايي كه از تراورتن قرمز ساخت و در شهر نصب شدند نيز بخشي از حافظه بصري شكل گرفته با آثار او هستند.
اما اگر قرار باشد مهدي را فقط با سنگ تعريف كنيم، بخش مهمي از او را از دست داده‌ايم.
در طول سال‌ها، در چند دوره از سمپوزيوم‌هاي مجسمه‌سازي با مهدي كار كردم؛ هم به عنوان هنرمند و هم در برگزاري. در دوره‌هايي مسووليت سايت سمپوزيوم به او سپرده شد و هر بار ديدم كه چگونه مسووليتي را كه به او داده‌اند، نه فقط انجام مي‌دهد، بلكه بهتر از قبل پيش مي‌برد. در سمپوزيوم، مهارت فني تنها يكي از توانايي‌هاي لازم است. بايد بتواني با آدم‌هاي مختلف كار كني، مشكلات را حل كني، فشار را تحمل كني، مسووليت بپذيري و در لحظه دشوار، به جاي اضافه كردن مشكل، تمام يا بخشي از آن را حل كني. مهدي اين توانايي را داشت.
اما چيزي كه او را براي بسياري از ما عزيز مي‌كرد، فراتر از اينها بود: مرامش.مهدي رفيق بود. اهل كمك بود. اهل تشويق بود. تجربه‌اش را براي خودش نگه نمي‌داشت. اگر چيزي مي‌دانست، منتقل مي‌كرد و اگر مي‌توانست راهي را براي كسي باز كند، دريغ نمي‌كرد.و نكته مهم اين است كه اينها فضيلت‌هايي نيستند كه بعد از رفتنش تازه كشف كرده باشيم. ما زماني كه مهدي زنده بود هم از همين چيزها درباره‌اش حرف مي‌زديم. در جمع مجسمه‌سازان، در سمپوزيوم‌ها و در گفت‌وگوهاي خصوصي، از اخلاق، رفاقت، مسووليت‌پذيري و توانايي حرفه‌اي او مي‌گفتيم. فقط فكر نمي‌كرديم خيلي زود قرار باشد درباره او در گذشته حرف بزنيم.شايد عنوان اين نمايشگاه، «سنگين»، از همين‌جا مي‌آيد. سنگين، پيش از هر چيز به سنگ اشاره دارد؛ ماده‌اي كه مهدي سال‌هاي زيادي از زندگي حرفه‌اي خود را با آن گذراند. اما «سنگين» فقط درباره سنگ نيست. فقدان مهدي هم سنگين است. ياد او سنگين است؛ و شايد مسووليتي هم كه در برابر آنچه از او باقي مانده داريم، سنگين باشد.نمايشگاه «سنگين» قرار است مجموعه‌اي از مجسمه‌هاي سنگي هنرمندان مختلف را به ياد مهدي سلحشور گرد هم بياورد. اما قرار نيست هنرمندان مهدي را تكرار كنند. قرار  نيست زبان فرمي او را بازسازي كنند. هر هنرمند با سنگ خودش مي‌آيد؛ با تجربه خودش و با زبان خودش.شايد اين نزديك‌ترين شكل به روحيه مهدي باشد؛ كسي كه تجربه‌اش را در اختيار ديگران مي‌گذاشت، اما قرار نبود همه شبيه او كار كنند.در كنار آثار سنگي اين نمايشگاه، بخشي از زيورآلات فهيمه توكلي، همسر مهدي سلحشور عزيز نيز ارايه مي‌شود؛ آثاري كه از برخي فرم‌ها و جهان آثار مهدي منشعب شده‌اند و آنها را به زبان زيورآلات ادامه مي‌دهند.فهيمه پيش از ازدواج با مهدي نيز در زمينه طراحي و ساخت زيورآلات فعاليت مي‌كرد و اين مسير، بخشي از سابقه حرفه‌اي او بوده است. آنچه امروز در نمايش «سنگين» در كنار آثار مهدي مي‌بينيم، براي ما صرفا تكرار كوچك ‌شده مجسمه‌هاي او نيست؛ مواجهه يك هنرمند با جهان هنرمندي ديگر و ادامه دادن بخشي از آن جهان در زبان و مقياسي متفاوت است.
اين حضور براي نمايشگاه اهميت ديگري هم دارد. فهيمه براي آماده كردن و رساندن اين آثار به نمايشگاه تلاشي ستودني كرده است و به اين ترتيب، بخشي از جهان مهدي دوباره در كنار خود آثار او قرار گرفته است؛ نه فقط به عنوان يادگاري، بلكه به عنوان آثاري كه مي‌توانند وارد زندگي شوند، پوشيده شوند، همراه آدم‌ها حركت كنند و به شكل ديگري ادامه پيدا كنند.براي من، اين ادامه يافتن اهميت زيادي دارد. شايد يكي از راه‌هاي زنده نگه داشتن يك هنرمند همين باشد كه آثارش فقط در جاي خود متوقف نمانند. مجسمه‌هاي سنگين مهدي در شهر مانده‌اند، مجسمه‌هايش در مجموعه‌ها و خانه‌ها هستند  و حالا بخشي از جهان فرمي او مي‌تواند در قالب ديگري به زندگي روزمره وارد شود.«سنگين» براي من قرار نيست يك نمايشگاه سوگ باشد. قرار است يك نمايشگاه مجسمه باشد؛ نمايشگاهي كه به ياد يك مجسمه‌ساز شكل گرفته و بهانه‌اش، بيش از هر چيز، عشق و احترام جامعه مجسمه‌سازي به مهدي سلحشور است؛ و من دوست دارم اين اتفاق يك‌بار نباشد.دوست دارم «سنگين» هر سال برگزار شود؛ نمايشگاهي از مجسمه‌هاي سنگي به ياد مهدي سلحشور و فرصتي براي اينكه هنرمندان دوباره كنار هم قرار بگيرند، سنگ كار كنند، تجربه‌هايشان را به اشتراك بگذارند و بخشي از آن چيزي را ادامه دهند كه مهدي در زندگي حرفه‌اي خود به آن باور داشت.اين براي من فاصله گرفتن از به اصطلاح فرهنگ مرده‌پرستي است، نه نزديك شدن به آن.ما درباره مهدي در زمان زنده بودنش از خوبي گفتيم و شنيديم. كارش را ديديم، از مهارتش حرف زديم، از اخلاقش گفتيم و در كنار او كار كرديم. قرار نبود بعد از رفتنش تازه بفهميم كه چه آدم ارزشمندي بوده است.
فقط فكر نمي‌كرديم اينقدر زود جاي خالي‌اش را ببينيم.
وقتي از دوستان مجسمه‌ساز خواستيم خاطرات و تصاوير خود از مهدي سلحشور عزيز را براي‌مان ارسال كنند، اكثريت پيام‌هاي مهدي را مرور كردند. وجود ارزشمند يك هنرمند در تشويق به ادامه دادن.ديدم كه چند وقت پيش، مهدي در يكي از پيام‌هايش به من نوشته بود: «كار خودتو بكن، تجربه‌هاي خوبي داري پسر.»حالا اين جمله براي من بيشتر از يك پيام دوستانه است. شايد بخشي از ميراث مهدي همين باشد: اينكه به ديگري بگويي كار خودش را بكند، تجربه‌اش را جدي بگيرد و راه خودش را ادامه دهد؛ و شايد «سنگين» قرار است همين را به ياد ما بياورد.سنگ مي‌ماند، مجسمه مي‌ماند، اما مرام يك هنرمند زماني واقعا  مي‌ماند كه در رفتار و كار آدم‌هاي ديگري ادامه پيدا كند.
 مجسمه ساز

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون