• 1405 سه‌شنبه 10 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6406 -
  • 1405 سه‌شنبه 10 شهريور

گاهي شمال شهر، نداري را فرياد مي‌زند

مهدي دهقان‌منشادي

تولستوي كتاب «آناكارنينا»ي خود را با يك جمله ماندگار آغاز كرده است: «همه‌ خانواده‌هاي خوشبخت شبيه هم‌اند؛ اما هر خانواده بدبخت، به شيوه‌ خود بدبخت است.» مشابه اين جمله را مي‌توان براي محلات شهرها به كار برد، جايي كه اقتصاد اجتماع را تحت تاثير قرار داده و بر مناطق پايين شهر يا جنوب، رنگ ناداري و فقر پاشيده و بالا شهرِ موسوم به شمال را ثروتمند جلوه مي‌دهد: «همه محلات بالا شهري شبيه به هم‌اند، اما هر محله پايين شهري به گونه خود پايين شهري است.» 
بعد از جنگ جهاني دوم و طي بخش‌بندي‌اي كه كشورها را از نظر درجه ثروت و توسعه يافتگي به شمال و جنوب تقسيم كرد، اصطلاح شمال معادل ثروت و توسعه قلمداد و جنوب برچسبي شد براي اشاره به فقر و توسعه‌نيافتگي. اين اصطلاح شمال و جنوب بعدها معياري براي تقسيم محلات شهرها برحسب معيار فقر و ثروت شد به گونه‌اي كه پايينِ شهر را هميشه جنوبِ شهر فرض مي‌كرده‌اند اگرچه در شمال جغرافيايي آن واقع شده باشد. 
همچنين بايد گفت واژه بالا شهر اصطلاحي است براي مناطقي كه در جايگاه بالاي اقتصادي- اجتماعي قرار دارند و نيز در برخي شهرها شرايط جغرافيايي و توپوگرافي شهر باعث شده تا ثروتمندان در دامنه‌هاي خوش آب و هواي شهر سكونت گزينند و اين مناطق از نظر ارتفاعي-و نيز اقتصادي و اجتماعي- بالاتر از محلات دشت‌نشين قرار دارند. 
يزد يكي از شهرهايي است كه پايين ‌شهرش در شمال جغرافيايي آن قرار گرفته و ساكنان آن حسرت‌وار به ثروت و رفاهِ بالا شهري‌هاي جنوب‌نشين نگريسته‌اند. هسته اوليه شهر يزد در شمال جغرافيايي پيكر كنوني آن شكل گرفته بود و به مرور زمان به جانب جنوب، شرق و غربش گسترش يافت. در دوره نوجواني و جواني اين شهر كهنسال، جداگزيني اكولوژيكي اجتماعي و اقتصادي ساكنان مفهومي نداشت، شمال و جنوب شهر به جنبه جغرافيايي آن محدود مي‌شد و بالا و پايين شهر در بافت شهر و محلات آن در هم تنيده بود. فقير و غني عمدتا در كنار هم زندگي مي‌كردند و تنها ديوارهاي بلند خشت و گلي حايلي بود بين خانه ثروتمندان و بدبخت‌ها. با جريان يافتن موج مدرنيته و تحولات عصر جديد، اقتصاد مفهوم پررنگ‌تري پيدا كرد و منطق حاكم بر آن به جدايي‎گزيني اقتصادي و اجتماعي ساكنان شهر منجر شد.
زاييده شدن كانوني موسوم به صفاييه در جنوب پيكره شهر يزد باعث شكل‌گيري محله‌اي ثروتمند شد و بالا شهرِ يزد در جنوب آن به وجود آمد. به مرور زمان ثروتمندان ساكن بافت قديم و تاريخي شهر به كوچي داوطلبانه دست زدند و يك شبه جنوبِ شهرنشيني اعياني را به شمالي بودن پايين شهري ترجيح دادند. حالا ديگر جنوب شهر يزد با توان اقتصادي ساكنان خود خط بطلان بر تقسيم‌بندي صورت گرفته پس از جنگ جهاني دوم زده و شمال شهر يزد كلا رنگ كم‌داري به خود گرفته و به گونه خود پايين شهري است.
شهرها در سرزمين‌هاي مختلف براي خود جغرافياي اجتماعي خاصي دارند. پايين شهر يزد همسايه نزديك به پهنه مردگان شهر است و ساكنان آن هر روز شاهد عبور بي‌برگشت مسافراني هستند كه بي‌جان به سوي سراي ابدي رهسپارند. همجواري با دروازه آخرت و ياد مرگ و دو روزه بودن دنيا شايد باعث شده است بيشتر آدم‌هاي ساكن اين منطقه از شهر مهربان‌تر و با انصاف‌تر باشند، با اين وجود ساكن بودن بخشي از جمعيت غيربومي ناهمگن به ويژه اتباع بيگانه در بافت تاريخي و حاشيه‌ شهر، برخي مهرباني‌ها و خوش انصافي‌ها را ناديده گرفته و سبب‌ساز برخي ناهنجاري‌ها و آسيب‌هاي اجتماعي شده است. 
چند فرهنگي موج مي‌زند و محلات ريشه‌دار و اصيل شهر مملو از مهاجرانِ هفتاد و دو ملتي است كه با پشت كردن به حقيقتِ ريشه‌هاي تاريخي شهر، اصالت خشت و گل را افسانه مي‌پندارند؛ لاجرم و ناخودآگاه، تخريب اجزاي بافت قديم اتفاق مي‌افتد و ريشه‌ها پرپر مي‌شوند. 
خانه‌ها و مغازه‌ها و معابر كمتر تجمل دارند و اگر هم تجملِ رنگ و رو رفته‌اي دارند، ساختگي و الگوبرداري ناشيانه از مرفه‌هاي بي‌درد است.ويترين‌ها كم زرق و برقند و كالاها و ميوه‌ها قدري ارزان‌تر از ديگر جاهاي شهرند. نانوايي‌ها شلوغ‌ترند و آزاد پزهايشان كمتر. در كنار خيابان‌هاي اين منطقه از شهر هنوز سقاخانه‌هاي بسياري سراپا هستند كه كام تشنه لبان را به ياد حسين (ع) سيراب مي‌كنند و بطري‌هاي آب معدني را رنگ تجمل مي‌دهند شايد هنوز بسياري عادت نكرده‌اند خارج از خانه خود براي آب خوردن پول بپردازند. تراكم ساختمان‌ها پايين است و تعداد طبقات كم.متناسب با ارتفاع ساختمان‌هاي اين بخش از شهر، آرزوها هم كوچك و كوچك‌تر هستند. مبلمان و دكور داخل بنگاه‌هاي املاك، هم‌شأن قيمت ملك در منطقه است. جدول و باغچه خيابان‌ها اگر زباله‌ و كثيفي‌اي دارند از نوع آشغال‌ترين‌هاست، چون در اين بخش از شهر مواد قابل بازيافت روي زمين نمي‌ماند.
در منطقه‌اي كه قنات‌هاي زيرينش خشكيده، قناعت مردمش بيشتر از جاهاي ديگر و قنوت‌شان با صلابت‌تر است. تيپ آدم‌ها يا ساده است يا عجق وجق؛ چادرهاي زنان هنوز به سرترند و سبيل‌ مردان كلفت‌تر و پر پشت‌تر. جوانان و پيران اين محلات زحمتكش‌ترند و موهايشان اگر به ريزش زودهنگام دچار نشود، زودتر رنگ سپيدي و گرد پيري به خود مي‌بيند و اينها همه از كلنجار رفتن سخت‌تر با روزگار است.غارغار ماشين‌ها و موتورهاي زهوار دررفته به كرات به گوش مي‌رسد و ناداري براي تعمير و تعويض خودرو به چشم مي‌آيد. نسبت به ديگر محلات شهر مدل ماشين‌ها پايين‌تر است و چهره وارداتي‌ها كمتر ديده مي‌شود. اينجا شايد سرزمين كلاسيك‌هاي درب‌وداغاني باشد كه هنوز به سختي نفس مي‌كشند و با هر لحظه نفس كشيدنشان، نفس كشيدن آدم‌ها را هم سخت‌تر مي‌كنند. خودروي سانروف‌داري اگر ديده مي‌شود يا مارك چيني‌هاي بي‌كيفيت را دارد يا حاصل شكافتن سقف داخلي‌هاست تا بچه‌هاي صاحبان‌شان سر از آن بيرون كنند و مقلدانه خوشبختي را فرياد بزنند.
 دو تركه‌ و چند تركه‌نشيني موتورسيكلت صحنه متحرك عادي خيابان‌هاست. تعداد منتظران اتوبوس در ايستگاه‌هاي كنار خيابان همانند منتظران ظهور فراوان است. خطا در رانندگي و تخطي از مقررات اگر هست، از روي شكم سيري بالا شهري‌ها نيست. اسنپ موتوري نسبت به بالا شهر كمتر است و اگر هم ديده شود مشغول اعزامند تا در شمال اقتصاد شهر بسته‌اي يا غذايي را به لميده‌هاي گوشه خانه‌ها برسانند. اينها همه صحنه‌هايي از زندگي عادي در يك بخش از شهر است كه مي‌توان گفت گاهي شمالِ شهر، نداري را فرياد مي‌زند. در زمانه‌اي كه اكثر بالا شهرها الگويي شبيه به هم دارند و بوي ثروت و دارايي مي‌دهند، پايين شهرها با تفاوت‌هايي جزيي، رنگ نداري و فقر را به چشم مي‌پاشانند.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون