• 1405 پنج‌شنبه 12 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6408 -
  • 1405 پنج‌شنبه 12 شهريور

قصه معيشت بافندگان

مهدي يوسفيراد|صنعت فرش اراك و بهويژه فرش ساروق، روزگاري يكي از ظرفيتهاي مهم اقتصادي و هنري منطقه به شمار ميرفت؛ صنعتي كه در آن توليدكننده و بافنده هر كدام سهم و منفعت خود را از چرخه توليد و فروش فرش به دست ميآوردند. اما طي سالهاي اخير، كاهش صادرات، ضعف قدرت خريد مردم و نبود حمايتهاي موثر، اين صنعت را با چالشهاي جدي مواجه كرده است. يكي از مهمترين مشكلات امروز فرش اراك، كاهش شديد صادرات است. زماني كه فرش به بازارهاي خارجي صادر ميشد، محصول با قيمت واقعي خود به فروش ميرسيد و ارز حاصل از صادرات نيز وارد كشور ميشد. اما با ضعيف شدن صادرات، بخش قابل توجهي از توليد فرش به بازار داخلي محدود شده است؛ بازاري كه با توجه به كاهش توان اقتصادي مردم در سالهاي اخير، ديگر ظرفيت پرداخت قيمت واقعي فرش را ندارد. اين شرايط فشار زيادي را بر توليدكنندگان و بهويژه بافندگان وارد كرده است. براي نمونه، در توليد يك فرش ششمتري اراك، معمولا دو بافنده بهصورت همزمان مشغول كار هستند و تكميل آن حدود شش ماه زمان ميبرد. در مجموع، اين فرآيند معادل حدود ۱۲ ماه كار يك بافنده است و به عبارتي يعني ۱۲ بافنده در ماه بايد روي يك فرش كار كنند. اگر حداقل حقوق كارگري را حدود۱۲ تا ۲۵ ميليون تومان در ماه در نظر بگيريم، هزينه نيروي انساني چنين فرشي به عدد قابل توجهي ميرسد؛ در حالي كه قيمت فروش فرش در بازار داخلي لزوما چنين هزينهاي را پوشش نميدهد. از سوي ديگر، دستمزد بافندگان نيز با هزينههاي زندگي تناسب ندارد. حتي با افزايش دستمزدها، درآمد ماهانه يك بافنده در شرايط فعلي حدود ۹ تا ۱۰ ميليون تومان است؛ رقمي كه با هزينههاي روزمره زندگي فاصله زيادي دارد. همين مساله باعث شده شغل بافندگي براي نسل جوان جذابيت اقتصادي لازم را نداشته باشد.دختران و زنان جواني كه ميتوانند وارد اين حرفه شوند، در بسياري از موارد به دليل درآمد پايين، شغلهايي مانند فروشندگي و ساير مشاغل را انتخاب ميكنند كه درآمد بيشتري براي آنها به همراه دارد. اين در حالي است كه از نظر ظرفيت آموزشي، امكان يادگيري و ورود به حرفه قاليبافي همچنان وجود دارد، اما انگيزه اقتصادي كافي براي جذب نيروي جديد ايجاد نشده است.

كاهش بيش از ۵۰ درصدي بافندگان

يكي از جديترين نشانههاي بحران در صنعت فرش اراك، كاهش تعداد بافندگان است كه به نظر ميرسد طي سالهاي گذشته در اين استان بيش از ۵۰ درصد كاهش يافته است.مشكل فقط كاهش تعداد بافندگان نيست، بلكه ميانگين سني بافندگان فعلي نيز بهشدت افزايش يافته است. در بازديد از كارگاههاي فرش، بخش قابل توجهي از بافندگان در رده سني بالاي ۵۰ سال قرار دارند. اين پرسش جدي مطرح است كه اين افراد چند سال ديگر ميتوانند به فعاليت خود ادامه دهند و پس از خروج آنها از بازار كار، چه تعداد نيروي جوان براي جايگزيني وجود خواهد داشت؟ نبود نيروي جوان در اين صنعت را بايد يك زنگ خطر جدي دانست. اگر روند فعلي ادامه پيدا كند، در سالهاي آينده نهتنها تعداد توليدكنندگان كاهش خواهد يافت، بلكه دانش و مهارت بافت فرش نيز كه طي نسلها منتقل شده، با خطر فراموشي مواجه خواهد شد.

حمايتهايي كه كمرنگ شدهاند

در كنار مشكلات بازار و دستمزد، نبود حمايتها نيز شرايط را دشوارتر كرده است. بيمه قاليبافان همواره يكي از مهمترين مطالبات فعالان اين حوزه بوده و ميتوانست به عنوان يك مشوق مهم، بخشي از دغدغههاي بافندگان را كاهش دهد.با وجود قوانين و وعدههاي مطرحشده، اجراي كامل بيمه قاليبافان با مشكلاتي مواجه است. بر اساس قانون، در صورت قطع بيمه يك قاليباف، بايد فرد ديگري جايگزين شود تا تعداد بيمهشدگان اين بخش حفظ شود؛ اما اين روند در عمل بهدرستي اجرا نميشود و تامين اجتماعي با دلايل و بهانههاي مختلف از افزايش پوشش بيمهاي جلوگيري ميكند.در گذشته حدود ۱۵ هزار و ۳۰۰ بافنده در اراك فعاليت داشتند كه از ميان آنها تنها حدود پنج هزار نفر تحت پوشش بيمه بودند. اكنون نيز با كاهش تعداد بافندگان، همين جامعه محدود نيز روزبهروز كوچكتر ميشود.از سوي ديگر، تسهيلات توسعهاي و وامهايي كه در گذشته براي كارگاههاي توليدي در نظر گرفته ميشد و همچنين برخي مشوقهاي حمايتي، عملا كاهش يافته يا متوقف شدهاند. نتيجه چنين شرايطي اين است كه توليدكننده همزمان با افزايش هزينههاي توليد، كاهش فروش، كمبود نيروي انساني و ضعف صادرات مواجه است.

برندي كه نبايد از دست برود

فرش منطقه اراك، بهخصوص فرش ساروق، تنها يك كالاي اقتصادي نيست؛ بخشي از هويت و ميراث هنري اين منطقه است. فرش ساروق در گذشته يك برند شناختهشده جهاني بود و نام آن در بازارهاي خارجي نيز جايگاه ويژهاي داشت.حتي در برخي كشورهاي اروپايي مانند اتريش و بلژيك، فرشهاي منطقه اراك همچنان با نام ساروق شناخته ميشوند، حتي اگر محصول دقيقا از روستاي ساروق توليد نشده باشد. اين موضوع نشاندهنده اعتبار تاريخي و تجاري اين برند است.با اين حال، در سالهاي اخير كشورهاي رقيب توانستهاند در بازارهاي جهاني فرش از ايران پيشي بگيرند. كاهش صادرات و نبود سياستهاي حمايتي مناسب باعث شده جايگاه فرش ايراني در بازار جهاني با تهديد جدي مواجه شود.

ضرورت يك تصميم فوري

كاهش بيش از ۵۰ درصدي تعداد بافندگان، بالا رفتن سن نيروي انساني، نبود جذابيت مالي براي جوانان، كاهش صادرات، ضعف قدرت خريد داخلي و مشكلات بيمهاي، مجموعهاي از هشدارهايي است كه نميتوان آنها را ناديده گرفت. صنعت فرش اراك هنوز ظرفيت احيا دارد؛ نيروي انساني ماهر، سابقه تاريخي، نام و اعتبار جهاني و امكان آموزش نسل جديد همچنان وجود دارد، اما ادامه اين وضعيت ميتواند اين سرمايه را بهتدريج از بين ببرد.حمايت از بيمه قاليبافان، ايجاد مشوقهاي واقعي براي ورود جوانان به اين حرفه، ارايه تسهيلات به كارگاههاي توليدي، حمايت از صادرات و بازگرداندن فرش ايراني به بازارهاي جهاني، اقداماتي است كه ميتواند به حفظ اين صنعت كمك كند.

رييس اتحاديه فرش دستباف و ماشيني اراك

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون