• 1405 پنج‌شنبه 19 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6414 -
  • 1405 پنج‌شنبه 19 شهريور

میزان نیک‌زیستی یک فرد چگونه تعیین می‌شود؟

نظريه شبكه به‌باشي

 نوشته ميخاييل. اي بيشاپ

ترجمه: عليرضا عباسي

ميخواهم نظريه شبكه بهباشي را ساده، كوتاه و بدون پيچيدگيهاي نظري برايتان توضيح بدهم. در اين نوشتار تلاشي براي پاسخ به خرده گيران و منتقدان نخواهم كرد. اين كار مجال ديگري ميطلبد. براي آغاز، خوب است اين را بپرسيم كه چگونه ميتوانيد بدون اينكه از واژه بهباشي يا مترادفهاي آن استفاده كنيد، توضيح بدهيد كه يك فرد بهباشي فراوان دارد؟ اگر تاكنون در تأثير هيچ نظريه فلسفي نبودهايد شايد پاسخ بدهيد: «خوشبخت كسي است كه روابطي شاد و خرسندكننده و دوستان صميمي و دلسوز دارد، از بازي لذت ميبرد، تناسب اندام خود را حفظ ميكند و شغل موفق و خرسندكنندهاي داردبيشتر توصيفها از به باشي، هم واقعيتهاي بيروني و عيني را در بر ميگيرد هم واقعيتهاي دروني و ذهني را. اين واقعيتها عبارتند از:

1- احساسات، روحيات و هيجانهاي مثبت (مانند شادي، خرسندي)

2- نگرشهاي مثبت (مانند خوشبيني، اميد و پذيرش تجربههاي جديد)

3- خصلتهاي مثبت (مانند دوستي و صميميت، علاقهمندي و شور، پشتكار)

اما اين مجموعه پراكنده واقعيتها چگونه در يك كل منسجم جاي ميگيرد؟ چگونه ميتوانيم آنها را در يك نظريه به باشي منسجم كنيم؟ پاسخ من ساده است. نيازي به اين كار نيست زيرا خود جهان آنها را پيشتر، در شبكهاي از علت و معلول به هم پيوند داده است. نظريه شبكه بهباشي بيانگر اين است كه برخورداري از بهباشي به اين معناست كه درگيرِ يك چرخه خود تداوم بخش از احساسات، نگرشها، خصلتهاي مثبت و تعامل موفق با جهان باشيم.

به باشي آميزهاي تصادفي از واقعيتهاي شاد نيست. اين وضعيتها، يعني رابطه متعهدانه، دوستيها، برنامه ورزشي، موفقيتهاي حرفهاي، دليري و ماجراجويي، كنجكاوي، اميد و خوشبيني، بر يكديگر مبتني هستند و همديگر را تقويت ميكنند و نوعي تار و پود يا شبكه علّي را تشكيل ميدهند. شخصي كه از سطح بالاي به باشي برخوردار است در يك چرخه يا ريتم مثبت افتاده است. هر بخش از به باشي فرد، براي مثال موفقيتهاي حرفهاي او، هم نتيجه ساير عوامل به باشي او مانند كنجكاوي، شجاعت، خوشبيني، اعتماد به نفس، برنامه ورزشي و حمايت اجتماعي از اوست و هم عاملي است براي تقويت برخي از اين عوامل. چنان كه موفقيت حرفهاي او باعث ميشود درآمد، خوشبيني، اعتماد به نفس و روابطش تقويت شود. موفقيت حرفهاي حلقهاي از زنجيره در شبكهاي از علل است كه بخشي از به باشي او را تشكيل ميدهند (شكل1). درباره ساير بخشهاي به باشي هم همين طور است. هر كدام از اين بخشها در شبكهاي از احساسات مثبت، نگرشهاي مثبت، خصلتهاي مثبت و دستاوردهاي مثبت با هم گره خوردهاند.

 

شكل 1: موفقيت حرفهاي به عنوان يك حلقه از زنجيره در شبكه علّي مثبت

 

ويژگيمهم شكل 1 اين است كه برخي از حالتها مانند خوشبيني، اعتماد به نفس و حمايت اجتماعي، هم تقويتكننده موفقيت حرفهاي هستند و هم توسط موفقيت حرفهاي تقويت ميشوند. بهباشي از برخي فرآيندهاي چرخهاي تشكيل شده است. موفقيت در كار و حرفهباعث ميشود ويژگيهاي مثبت ديگري به دست آيد يا تقويت و حفظ شود. اين ويژگيها هم به نوبه خود به رشد موفقيت حرفهاي و كاري كمك ميكنند و به همين ترتيب.

 

شكل 2: چرخه موفقيت حرفهاي مثبت

عناصر بسياري از به باشي شامل چنين چرخههاي مثبتي هستند. براي نمونه خوشبيني به فرد كمك ميكند بر چالشها چيره شود و روابط اجتماعي و حرفهاي موفقتري داشته باشد. همچنين دستيابي به موفقيت، خوشبيني را تقويت ميكند (سليگمن، 1990). دوستيها و روابط متعهدانه باعث ميشوند انواع حمايتهاي مادي و رواني شكل گيرد و به نوبه خود فرد را هرچه بيشتر برخوردار از اعتماد به نفس، برونگرايي و بخشندگي ميكند. اين ويژگيها، دوستيها و شركاي بهتري ايجاد ميكنند كه مايلند روابط را تقويت كنند (فردريكسون، 1998) . برنامه ورزشي به فرد قدرت، انرژي و احساسات مثبت ميدهد و اينها به توانايي فرد براي ادامه برنامه ورزشي كمك ميكنند.

شخصي كه از بهباشي بالايي برخوردار است احساسات، نگرشها، خصلتها و دستاوردهاي مثبتي دارد كه شبكه پيچيدهاي را تشكيل ميدهند. اين عناصر بر هم تأثير ميگذارند و همديگر را تغذيه ميكنند. بر اساس نظريه شبكه بهباشي، حالت به باشي حال و هواي بودن در يك شبكه علّي مثبت است. البته كسي كه در فضا و حال و هواي به باشي قرار ندارد اين طور نيست كه از سطح به باشي كمي برخوردار باشد، بلكه حتي ممكن است احساسات، نگرشها، خصلتها و دستاوردهاي مثبت داشته باشد اما اين مولفهها براي شكلگيري يك شبكه علّي كامل و خودانگيخته از مثبتگرايي كافي نباشند. ميتوان گفت چنين فردي از بخشي از شبكه علّي مثبت برخوردار است.

 سخن گفتن از شبكه علّي به اين معنا نيست كه موفقيت، موفقيت ميآورد. براي نمونه، كودكي كه از امتيازات ويژه برخوردار است و بيشتر به دليل برخورداري از مزايايي كه در دسترس ديگران نيست موفقيتهاي پي در پي به دست ميآورد بهطور لازم برخوردار از بهباشي نيست. همين امر درباره كارآفريني كه از ثروت خود بهره ميبرد تا ثروت بيشتري به دست آورد نيز صادق است. موفقيت ذاتي در به باشي بايد نتيجه نوع ويژهاي از فرآيند باشد، فرآيندي كه در بنيان دربردارنده احساسات، نگرشها وخصلتهاي مثبت است. شايد امتيازاتي چون ثروت و قدرت بتوانند دستيابي به بهباشي را آسانتر كنند اما به باشي فقط به معناي قرار گرفتن در چرخه «موفقيت موفقيت ميآورد» نيست. سادهتر اينكه: ما گاهي خود را در يك ريتم مثبت يا در اوج مييابيم اما احساس اينكه «تخته گاز پيش ميرويم» بهطور ضروري نشانهاي از برخورداري از به باشي نيست. با اين حال اين مفهوم ايده شهودي پشت نظريه شبكه به باشي را به خوبي به تصوير ميكشاند.

در مسيري ديگر براي درك شبكه علّي مثبت ميتوان آن را با شبكههاي منفي يا گزنده مقايسه كرد. به آن زمانهايي در زندگي خود بينديشيد كه غمگين يا افسرده بودهايد. حتي اگر آن دوره افسردگي و غمگيني شما فاقد معيارهاي استاندارد براي تشخيص اختلال عاطفي بوده باشد، هر دوره از برخي ويژگيهاي افسرده خويي برخوردار بوده است، ويژگيهايي چون خُلق و خوي افسرده، كاهش علاقه و لذت در كارها، انرژي پايين، احساس بيارزشي، احساس گناه بيش از حد و نا متناسب، انديشههاي بيمارگونه، سردرگمي، كاهش توانايي انديشيدن و توجه كردن، بيخوابي يا پرخوابي، تحريك يا كندي رواني - حركتي و اختلال در عملكرد. چيزي كه افسرده خويي را وحشتناك ميكند اين است كه ويژگيهاي آن چون حلقههاي علّي، خود را نگه ميدارند. انديشهها، احساسات، رفتارها و اختلالهاي منفي بهطور علّي بر يكديگر تاثير ميگذارند و همديگر را تغذيه و تقويت ميكنند. يك ماليخولياي ژرف ميتواند در مدرسه، محل كار، دوستيها و روابط، گرفتاريهايي را ايجاد كند، گرفتاريهايي كه به نوبه خود به احساسات ماليخوليايي و نااميديهاي بيشتر ميانجامد و باز گرفتاريهاي زندگي را افزايش ميدهد. كسي كه يك دوره افسردگي عميق و جدي را گذرانده باشد، واقعيت تلخ چنين چرخههاي معيوب و ناقص را خوب ميفهمد. ميتوان چرخههاي مثبت را روياروي چرخههاي منفي تصور كرد.

 اجازه دهيد خلاصه كنيم. نظريه شبكهاي دو بخش دارد. حالت به باشي اين است كه آدمي در شبكه علّي مثبت قرار بگيرد. البته امكان دارد كسي بدون اينكه در يك شبكه علّي مثبت كامل قرار بگيرد تا حدي به باشي داشته باشد. زندگي يك فرد غمگين ميتواند بهتر شود زيرا دوستاني دارد كه به راستي برايش ارزش قائلند اگرچه او در حالت به باشي قرار ندارد. بيان اينكه يك حالت (يا مجموعهاي از حالتها) بخشي از يك شبكه علّي مثبت است بدين معناست كه گفته شود آن حالت براي آن فرد ميتواند پيوندي مهم در يك شبكه علّي مثبت باشد و شخصيت، اهداف و گرايشهاي او را تا حدي ثابت نگه ميدارد. بنابراين، مقدارِ به باشي يك فرد از دو طريق تعيين ميشود: الف) قدرت شبكه علّي مثبت او ب) قدرت بخشهاي شبكه علّي مثبت او. اينها عناصرِ اوليه نظريه شبكه به باشي هستند. در اينجا سه مورد از ويژگيهاي اين شبكه را برجسته ميكنيم:

1- به باشي درست مانند افسردگي يا آنفولانزا يك وضعيت واقعي است. به باشي يك فرد دربردارنده واقعيتهاي ذهني و عيني اوست. چالش هر نظريه بهباشي اين است كه اين واقعيتهاي پراكنده را چگونه در يك كلِّ هم بسته به هم پيوند ميدهد. در نظريه شبكه به باشي، اين واقعيتها به روشي ساده و طبيعي و با روشي كه جهان آنها را به هم ربط ميدهد، يعني با پيوندهاي علّي به هم پيوند ميخورند.

2-  به باشي از لحاظ علّي پايدار است و در شرايط منطقي تمايل به تداوم خود دارد. حالتهاي مثبت، به ايجاد حالتهاي مثبت تمايل دارند. البته گفتني است كه به باشي و فرآيندهاي تشكيلدهنده آن نه دايمي هستند و نه اجتناب ناپذير. پروژه اصلي در مطالعه به باشي، فراگيري پويايي شبكههاي علّي مثبت است. عواملي، چه در پيرامون و چه در درون فرد وجود دارند كه ميتوانند شبكه علّي مثبت را مختل كرده يا خاموش كنند. البته اقداماتي هم وجود دارند كه ميتوانيم براي ايجاد حفظ و تقويت شبكه علّي مثبت انجام دهيم.

3-  به باشي با روشهاي گوناگون تحقق پذير است. نظريه شبكه به باشي، تبييني روان و يكپارچه براي اين پرسش ارايه ميدهد كه چرا يك ورزشكار حرفهاي و يك فرد ۸۰ ساله با نشاط ممكن است هر دو از درجه بالايي از به باشي برخوردار باشند حتي اگر جزييات زندگيشان بسيار متفاوت باشد. در هر دو مورد به باشي آنها شامل يك حالت پويا از پيوندهاي علّي خود نگهدارنده بين احساسات، عواطف، نگرشها، خصلتها و دستاوردهاي مثبت است.

 در اين مرحله منتقدان و خرده گيران ساكت نخواهند شد و خواهند پرسيد چه شواهدي براي باور به نظريه شبكه به باشي وجود دارد؟ مثبت بودن يك احساس، عاطفه، نگرش يا خصلت به چه معناست؟ چگونه ميتوان با جهان تعاملي موفقيت آميز داشت؟ نظريه شبكه به باشي چگونه ميتواند ماهيت رتبهبندي شده به باشي را تبيين كند؟ آيا ميتواند بگويد چه چيزي به باشي را ارزشمند ميكند؟ بيترديد اين پرسشها قابل پيگيري و پژوهش هستند.

منابع:

Fredrickson, Barbara. 1998. “What Good are Positive Emotions? “

Review of General Psychology 2: 300–319.

Seligman, Martin E. P. 1990. Learned Optimism: How to Change Your

Mind and Your Life. New York: Random House, Inc

 

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون