• 1405 پنج‌شنبه 19 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6414 -
  • 1405 پنج‌شنبه 19 شهريور

نگاهي به كتاب «زيستن در حقيقت» اثر واتسلاو هاول

سياست در پيوند با اخلاق

رضا دستجردي

 «زيستن در حقيقت» نوشته واتسلاو هاول با ترجمه صالح واحدي از جمله تازه‌هاي انتشارات مهرگان خرد است. كتاب، مجموعه جستارهايي پيرامون نقطه كانوني نظريات هاول يعني سياست اخلاقي و مسووليت‌پذيري اجتماعي است. واحدي بر آن است كه آنچه امروز از دوران پرفرازونشيب فعاليت‌هاي اجتماعي و سياسي هاول در برابر ما قرار دارد، از امتزاج ويژگي‌هاي يك نمايشنامه‌نويس، يك ناراضي آرام، يك مبارز سرسخت ضد سلطه پرده آهنين، يك نظريه‌پرداز سياسي و در نهايت، يك سياستمدار و رييس‌جمهور حاصل آمده است. از اين منظر، جوهره نظريات هاول را مي‌توان در تأكيد بر مسووليت‌پذيري و عمل آحاد مردم يك جامعه در شكل دادن به سرنوشت خود و لزوم محدود ماندن رابطه دوطرفه مردم و حكومت در چهارچوب اصول اخلاقي دانست و اين چهارچوبي است كه او در تمام آثارش سعي در تشريح، تبيين و تأكيد بر مكانيزم‌هاي عملي آن داشته است.
كتاب در شش فصل «نامه‌اي به دكتر گوستاو هوساك دبيركل حزب كمونيست چكسلواكي»، «قدرت بي‌قدرتان»، «شش سخن در باب فرهنگ»، «سياست و وجدان»، «تكان‌دهنده» و «آناتومي سكوت» تنظيم شده است.كتاب با رخداد اعطاي جايزه اراسموس در سال ۱۹۸۶ به واتسلاو هاول آغاز مي‌شود كه نقطه عطفي در معرفي گسترده‌تر انديشه‌ها و آثار اين نمايشنامه‌نويس، نويسنده و روشنفكر برجسته چك به شمار مي‌آيد. هاول پيش از آن نيز براي دانشجويان ادبيات چك و پژوهشگران و علاقه‌مندان به جريان‌هاي فكري و سياسي مخالف در اروپاي شرقي چهره‌اي شناخته ‌شده بود؛ با اين حال، دريافت اين جايزه فرصت تازه‌اي فراهم كرد تا انديشه‌هاي او در سطحي فراتر از مرزهاي چكسلواكي و حتي اروپاي شرقي مورد توجه قرار گيرد.
چنانچه از كتاب برمي‌آيد در نوشته‌ها و آثار هاول، دو موضوع جايگاهي اساسي دارند: جست‌وجوي حقيقت و ضرورت استقلال انسان در مواجهه با جهان پيرامون. مي‌توان گفت آنچه بيش از هر چيز مسير فكري و عملي مولف را شكل داده، تلاش براي يافتن حقيقت در خالص‌ترين معناي آن است كه نه از تعصب تأثير مي‌پذيرد و نه به آساني در برابر فشارهاي بيروني تسليم مي‌شود. از نگاه هاول، اين جست‌وجو پيش از هر چيز بايد از درون انسان آغاز شود. از اين منظر، آدمي بايد بتواند در خلوت خويش به شناختي از خود و جايگاهش در جهان دست يابد و تنها بر چنين پايه‌اي است كه مي‌تواند با واقعيت‌هاي بيروني مواجه شود.
هاول بر اهميت اين فضاي دروني و استقلال فكري تأكيد ويژه‌اي دارد. به اعتقاد او، هر انساني نيازمند حريمي است كه در آن بتواند بي‌واسطه و فارغ از فشارهاي بيروني، نسبت خود را با جهان و حقيقت روشن كند. اين ضرورت براي كساني كه وظيفه آنان انديشيدن، شناختن و روايت كردن واقعيت است، اهميت دوچندان دارد؛ از فيلسوف و مورخ و حقوقدان گرفته تا دانشمند، هنرمند، نويسنده و روزنامه‌نگار. استقلال آنان در برابر قدرت، مصلحت و پيش‌داوري، شرط اساسي ايفاي مسووليت فكري و اجتماعي‌شان است. از همين منظر، هاول معتقد است حقيقت را نمي‌توان با ملاحظات بيروني سازگار كرد. جست‌وجوي حقيقت، در معناي حقيقي آن، بايد از وابستگي به قدرت، ايدئولوژي و منافع روزمره فاصله بگيرد. 
يكي از ويژگي‌هايي كه آثار هاول را از نقدهاي صرفا سياسي متمايز مي‌كند، دامنه گسترده‌تر نگاه اوست. نقد او تنها متوجه نظام سياسي و جامعه‌اي نيست كه خود در آن زيسته است. هاول در نوشته‌هايش به آسيب‌ها و تناقض‌هايي اشاره مي‌كند كه مي‌توان نمونه‌هاي آنها را در جوامع غربي نيز مشاهده كرد. از اين رو، اهميت انديشه او را نمي‌توان صرفا در مخالفت با يك نظام سياسي خاص يا در تجربه تاريخي اروپاي شرقي خلاصه كرد. هاول از اين مرز فراتر مي‌رود و درباره مسائل عام‌تر انساني و اجتماعي سخن مي‌گويد كه محدود به يك كشور، يك نظام سياسي يا يك دوره تاريخي نيستند. همين ويژگي او را در شمار انديشمنداني قرار مي‌دهد كه سخنان‌شان مي‌تواند براي مخاطباني بسيار گسترده‌تر معنا و اهميت داشته باشد. تجربه او از زيستن در جامعه‌اي تحت سلطه يك نظام ايدئولوژيك، نقطه آغاز انديشه‌هايش بود، اما مقصد آن به مراتب فراتر از نقد همان نظام قرار داشت. پرسش‌هاي او درباره حقيقت، مسووليت فردي، آزادي، قدرت، اخلاق و نسبت انسان با جامعه، پرسش‌هايي جهانشمولند و همچنان مي‌توانند مخاطب امروز را به تأمل وادارند.
واحدي مقدمه را با دوگانه ماهاتما گاندي و نلسون ماندلا پي مي‌گيرد. در تاريخ معاصر، نام ماهاتما گاندي و نلسون ماندلا بيش از هر چيز با مبارزه، پايداري، پرداخت هزينه و پيروزي بر ساختارهاي تبعيض و سلطه گره خورده است. در كنار اين دو چهره بزرگ قرن بيستم، مي‌توان از واتسلاو هاول نيز نام برد؛ شخصيتي كه در بسياري از اين ويژگي‌ها با آنان اشتراك داشت، با اين تفاوت كه ميدان مبارزه او نه استعمار و نه تبعيض نژادي، بلكه نظام تماميت‌خواه و هراس‌افكن كمونيستي تحت نفوذ اتحاد جماهير شوروي بود.
در نگاه هاول، رابطه قدرت و مردم نمي‌تواند يك‌طرفه باشد. قدرت سياسي هنگامي مشروعيت اخلاقي مي‌يابد كه خود را در برابر جامعه مسوول بداند و شهروندان نيز تنها تماشاگران منفعل سرنوشت خويش نباشند. از اين منظر، سياست براي هاول صرفا فن دستيابي به قدرت يا حفظ آن نيست؛ سياست بايد در پيوند با اخلاق، مسووليت فردي و حقيقت معنا پيدا كند. شايد از همين منظر بتوان گفت هاول نوعي بديل اخلاقي براي سنت ماكياوليستي در سياست عرضه مي‌كند؛ چيزي كه مي‌توان، با اندكي تسامح، آن را «هاوليسم» در برابر «ماكياوليسم» ناميد.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون