بازگشت به گفتوگوی تمدنها
علي صوفي
اگر به عقب بازگرديم، دوران اصلاحات و دولت سيدمحمد خاتمي، نقطه عطفي در ديپلماسي ايران بود. طرح «گفتوگوي تمدنها» در برابر تئوري «جنگ تمدنهاي» هانتينگتون، نه تنها توانست چهرهاي عقلاني از ايران به جهان مخابره كند، بلكه عملا پروژه ايرانهراسي و اسلامهراسي را در آن مقطع با چالش جدي مواجه كرد. امروز نيز دولت پزشكيان با رويكردي مشابه و با اتكا به تيمي مجرب، در پي احياي همين گفتمان در شرايطي بهمراتب دشوارتر است. پزشكيان از همان روزهاي رقابتهاي انتخاباتي، نشان داد كه نقطه مقابل جريانهاي «جنگطلب» قرار دارد؛ جرياني كه تندروي را با انقلابيگري خلط كرده و هزينههاي گزافي را بر سفره مردم تحميل ميكند. يكي از مهمترين اركان پيروزي پزشكيان در انتخابات 1403، «عقبه راي» او بود. بدنه اجتماعي كه به دولت چهاردهم راي داد، پيش از هر چيز، تشنه آرامش، ثبات و رفع تنشهاست. اين مردم به خوبي ميدانند كه رشد اقتصادي و بهبود وضعيت معيشت، در سايه جنگ و بيثباتي ممكن نيست. بنابراين تلاش دولت براي تنشزدايي، دقيقا بازتابدهنده مطالبه اكثريت جامعه ايران است. اما آنچه اين مسير را دشوار كرده، رفتار بازيگران خارجي است. از ترور شهيد اسماعيل هنيه در تهران تا تحريكات مستمر اسراييل و امريكا، همگي نشان از آن دارد كه «آنسوي ميز»، سياستگذاراني قرار دارند كه بقاي خود را در تداوم مخاصمه ميبينند. با اين وجود، ايران در هر دو جبهه درگيري، نهتنها آغازكننده نبود، بلكه همواره در موضع دفاعي قرار داشت. پاسخهاي ايران به تجاوزات، هر چند سخت و بازدارنده بود، اما هدف نهايي آن نه گسترش جنگ، بلكه «ترك مخاصمه» و بازگشت به ميز مذاكره براي تثبيت صلح بود. دولت چهاردهم بارها نشان داده كه حتي در سختترين شرايط، هيچ روزنهاي را براي ديپلماسي نميبندد. استفاده از ميانجيگراني چون عمان و بهرهگيري از پيشنهادهاي ديپلماتيك (مانند نقش چين در منطقه)، همگي مويد اين معناست كه حاكميت ايران (با محوريت دولت و حمايت ساختارهاي بالادستي)، در پي تنشزدايي است. توافقات انجام شده و تلاش براي اجراي تفاهمنامهها، براساس سه ركنِ «عزت، حكمت و مصلحت» تدوين شده است؛ مثلثي كه منافع ملي ايران را در مركز دايره قرار ميدهد. در اين ميان، آنچه بيش از فشارِ دشمنانِ خارجي، مسير ديپلماسي دولت را سنگلاخ كرده، «صداي ساز مخالف» در داخل است. برخي جريانها با دراختيار داشتن تريبونهاي عمومي، بهجاي همراهي با سياستهاي كلان نظام در مسير تنشزدايي، به تحريك احساسات و تبليغ جنگ روي آوردهاند. مواجهه تندروانه و جاهلانه با ديپلماتهايي كه در خط مقدمِ چانهزني براي منافع ملي هستند، بيش از آنكه به «دشمن» ضربه بزند، انسجام داخلي را هدف قرار ميدهد. شهامت مسعود پزشكيان در پيگيري تفاهمنامهها و ايستادگي بر موضعِ «تنشزدايي فعال»، نشان از يك باور عميق دارد: اينكه قدرتِ واقعي در «توازن» است نه «تندروي». ايران امروز، هم در موضع قدرتِ نظامي قرار دارد و هم در موضعِ منطقِ ديپلماتيك. در اين شرايط، حركت دولت چهاردهم در مسيرِ ترك مخاصمه، هوشمندانهترين تصميمي است كه براي گذار از توفانهاي منطقهاي گرفته شده است.