زير پوست حوادث
كشف جسد زني در باغچه مقابل كلهپزي
پس از حدود ۶ سال بيخبري از سرنوشت زني كه پرونده فقدان او از سال ۱۳۹۹ در پليس آگاهي پايتخت مفتوح بود، تحقيقات مجدد كارآگاهان اداره چهارم به كشف راز يك جنايت انجاميد؛ متهم پس از دستگيري به قتل همسر موقت خود اعتراف كرد و محل دفن پيكر او را در باغچه مقابل مغازه كلهپزياش در شهرك وليعصر به پليس نشان داد. پرونده فقدان اين زن روز ۲۹ آذرماه سال ۱۳۹۹ به اداره چهارم پليس آگاهي تهران بزرگ ارجاع شد. با وجود انجام تحقيقات گسترده در آن زمان، نبود سرنخهاي كافي موجب شد پرونده به نتيجه قطعي نرسد و همچنان در فهرست پروندههاي مفتوح باقي بماند. در ادامه رويكرد پليس آگاهي براي بازنگري و رسيدگي مجدد به پروندههاي قديمي، كارآگاهان اداره چهارم از سال ۱۴۰۵ بار ديگر اين پرونده را مورد بررسي تخصصي قرار دادند. كارآگاهان با بهرهگيري از تجهيزات نوين كشف جرم، شيوههاي تخصصي پليسي و بررسي دوباره سرنخهاي موجود، تلاش كردند مسير تحقيقات را از نقطهاي تازه دنبال كنند. تيم تحقيق در جريان بررسي دايره ارتباطات زن فقدان شده، به رفتارهاي مشكوك همسر موقت او رسيدند.
بررسيهاي اطلاعاتي نشان داد اين فرد پيش از ناپديد شدن زن، با فرد ديگري آشنا شده و به او وعده ازدواج داده بود؛ موضوعي كه انگيزه احتمالي او براي كنار زدن همسر موقت خود را در كانون توجه كارآگاهان قرار داد. با جمعآوري شواهد و قرائن كافي، متهم دستگير شد و براي انجام تحقيقات تخصصي در اختيار كارآگاهان قرار گرفت. او در ابتدا هرگونه دخالت در ناپديد شدن زن را انكار ميكرد، اما سرانجام در برابر مستندات به دست آمده، لب به اعتراف گشود و جزييات جنايت را براي كارآگاهان بازگو كرد. متهم در اعترافات خود عنوان كرد كه مقتول را در خانه به قتل رسانده و سپس پيكر او را شبانه در باغچهاي مقابل مغازه كلهپزي خود در شهرك وليعصر دفن كرده است. بر اساس اظهارات متهم، او پس از دفن پيكر، با گلكاري و كاشت يك درخت در محل تلاش كرده بود آثار مربوط به محل دفن را پنهان كند؛ اقدامي كه موجب شد راز اين جنايت براي سالها از ديد تحقيقات پنهان بماند. پس از اعتراف متهم، صحنه جرم بازسازي شد و ابعاد مختلف پرونده بار ديگر مورد بررسي قرار گرفت. پرونده نيز براي ادامه روند قانوني به مرجع قضايي ارجاع شد. رييس پليس آگاهي تهران بزرگ با تاكيد بر استمرار رسيدگي به پروندههاي قديمي خاطرنشان كرد: «تلاش شبانهروزي كارآگاهان موجب شد اين پرونده پس از سالها دوباره در مسير كشف حقيقت قرار گيرد و از تضييع حقوق خانواده فرد فقدان شده جلوگيري شود.»
رفيقكشي به خاطر اختلاف مالي
فرمانده انتظامي شهرستان مريوان از كشف راز فقدان يك فرد و شناسايي و دستگيري متهم به قتل در كمتر از ۲۴ ساعت خبر داد. عطا نادر در تشريح اين خبر گفت: «برابر اعلام فقداني يكي از اعضاي خانوادهاش به پليس، بررسي موضوع به صورت ويژه در دستور كار ماموران انتظامي قرار گرفت.» او گفت: «با انجام اقدامات پليسي، تحقيقات فني و سرنخهاي موجود، در نهايت به يكي از دوستان صميمي فرد مفقود مظنون و با هماهنگي مقام قضايي فرد دستگير شد و مورد بازجويي قرار گرفت.» فرمانده انتظامي شهرستان مريوان گفت: «متهم در جريان بازجوييهاي فني و تخصصي پليس، به ارتكاب قتل اعتراف و انگيزه قتل را اختلاف مالي بيان كرد.» نادري گفت: «در ادامه تحقيقات، متهم در بازسازي صحنه جرم كه با حضور دادستان شهرستان و بازپرس ويژه پرونده انجام شد، محل دفن مقتول را در خانهباغ شخصي خود نشان داد.» فرمانده انتظامي شهرستان مريوان گفت: «متهم براي رسيدگي قضايي به دادسرا معرفي شد.»
پسر ۴۰ ساله مادرش را به قتل رساند
مردي كه متهم است مادر خود را با ضربات چاقو به قتل رسانده، در بازجوييهاي اوليه، انگيزه خود را از ارتكاب اين جنايت هولناك براي بازپرس ويژه قتل تشريح كرد. ساعت ۷ صبح شنبه ۲۱ شهريور، كلانتري محل وقوع يك قتل را به بازپرس جنايي تهران اطلاع داد. با حضور ماموران پليس آگاهي در خانهاي در جنوب شرق تهران، جسد زن ۸۰ سالهاي پيدا شد كه آثار ۵۰ ضربه چاقو بر پيكرش، عمق جنايت را نشان ميداد. بررسيهاي اوليه تيم جنايي براي رمزگشايي از اين قتل فجيع آغاز شد. ماموران به تحقيق از همسايهها پرداختند كه معلوم شد هنگام صبح صداي مشاجره آن دو را شنيدهاند و بعد صداي زن سالخورده خاموش شده. بعد متوجه حضور ماموران اورژانس در ساختمان و معلوم شده آنها وارد خانه زن و پسرش شده و فهميدهاند زن مرده است. متهم ۴۰ ساله براي تحقيقات به اداره دهم پليس آگاهي تهران انتقال يافت و در تشريح ماجرا گفت: «كسب و كار درستي ندارم و با مادر سالخوردهام زندگي ميكنم. سالهاست از بيماري روحي و اعصاب رنج ميبرم و دارو مصرف ميكنم. چند مرتبه هم در بيمارستان بستري شدم. مدتي بود مصرف دارو را خودسرانه ترك كرده و ديگر نزد پزشك نميرفتم.» او گفت: «صبح كه از خواب بيدار شدم، با مادرم دعوايم شد. او نگران حالم بود و مدام ميگفت نزد پزشك بروم و در بيمارستان بستري شوم تا حالم بهتر شود، اما من قبول نكردم و جر و بحثمان بالا گرفت. عصباني شدم و نفهميدم چه ميكنم. با برداشتن چاقويي از آشپزخانه به مادرم حملهور شدم و او را با ضربات متعدد چاقو زخمي كردم. وقتي به خودم آمدم، پشيمان شدم و به اورژانس زنگ زدم كه بيايند و مادرم را نجات دهند، اما او فوت كرده بود.» محسن اختياري، بازپرس شعبه اول دادسراي جنايي تهران با تاييد اين خبر گفت: «با اعتراف متهم به قتل مادرش، او در بازداشت به سر ميبرد. براي بررسي سلامت رواني قرار شد متهم به پزشكي قانوني معرفي شود.»