سردرگمی سیاسی در واشنگتن رهبران این کشور را به ورطه اقداماتی عجیب کشاندهاست
حمله ترامپ به رسانهها
گروه سیاسی | در حالی که سایه تنشهای منطقهای همچنان بر سر غرب آسیا سنگینی میکند، تحولات میدانی و تحرکات دیپلماتیک روزهای اخیر نشاندهنده شکلگیری یک «توازن جدید» در سطح منطقه است. هندسه جدیدی که ایران در مرکز آن قرار گرفته و تلاش می کند ابتکار عمل را در دست داشته باشد. ایران با تکیه بر ابزارهای راهبردی خود در میدان، عملا هزینه های سیاستهای تقابلی را به سطحی بیسابقه برای غرب و متحدان منطقهایشان رسانده است. همزمان، دستگاه دیپلماسی با هوشمندی، این «قدرت میدانی» را به پشتوانهای برای چانهزنی های سیاسی تبدیل کرده و از تکاپوی میانجیگران بین المللی برای بازگشت به مسیر تفاهم بهره میگیرد.
ترامپ، رسانهها را از كاخ سفيد بيرون كرد!
اما در تحول ديگر، دونالد ترامپ در اقدامي بيسابقه، ورود شبكههاي CNN، NBC و نشريه پوليتيكو را به كاخ سفيد ممنوع كرد. رسانههايي كه اسير پروپاگانداي دروغين ترامپ و كاخ سفيد نشده و تلاش ميكردند بخشي از واقعيتهاي جنگ ايران و امريكا را بازتاب دهند. ترامپ در ظاهر ادعا كرده برخورد با «اخبار جعلي» دليل اين اخراج است، اما پشت پرده اين تصميم، واقعيتي نگرانكننده نهفته و آن اينكه: سركوب روايتهايي كه برخلافِ تبليغات رسمي پنتاگون، «واقعيتهاي جنگ با ايران» را بازتاب ميدهند دليل اصلي اين تصميم ترامپ است. خشم ترامپ زماني به اوج رسيد كه رسانههايي مانند واشنگتن پست و سيانان، گزارشهايي از آمار واقعي تلفات ارتش امريكا در جنگ ايران منتشر كردند، آماري كه بسيار بالاتر از روايت رسمي «تلفات محدود» دولت امريكاست. پيت هگست، وزير جنگ و از چهرههاي نزديك به ترامپ، اين گزارشها را حتي از رسانههاي ايران هم براي امنيت ملي امريكا خطرناكتر ارزيابي كرد! سيانان در واكنش، اين ممنوعيت را تعرض به قانون اساسي خوانده و تهديد به شكايت كرده است. اما اين «پاكسازي رسانهاي» پيام روشني دارد و آن اينكه: دولت ترامپ براي مديريت افكار عمومي در برابر هزينههاي سنگين جنگ، تحمل هيچ صدايي را ندارد كه حقيقتِ ميدان را به گوش مردم امريكا برساند. به عبارت روشنتر، ترامپ در عمل به دنبال ايجاد يك «اتاق سانسور غيرشفاف» است تا تنها روايتي اجازه عبور از اين فضا را داشته باشد كه، راوي پيروزيهاي خيالي امريكاي مدل ترامپ باشد. بسياري از تحليلگران معتقدند هزينه انساني جنگ ايران، اكنون قرباني سانسور در كاخ سفيد شده است و ترامپ به دنبال سانسور گسترده رسانههايي است كه تلاش ميكنند بخشي از واقعيتهاي نبرد با ايران را (حتي اندك) بازتاب دهند.
هزینههای سنگین میدان برای ترامپ
گزارشهای رسانهای ۲۴ ساعت گذشته، پرده از واقعیتی برداشت که واشنگتن مدتها تلاش داشت آن را در هالهای از ابهام نگه دارد. رسانه آمریکایی «میداس تاچ» با انتشار تصاویر ماهوارهای و اختصاصی از خسارات گسترده به پایگاههای نظامی آمریکا در کویت و عربستان، تأیید کرد که راهبرد بازدارندگی ایران، از مرز تهدید کلامی عبور کرده است. پناهگاههای بتونی که برای حفاظت از نیرو های آمریکایی طراحی شده بودند و باند فرودگاههای راهبردی مانند «عریفجان» و «پایگاه هوایی شاهزاده سلطان» زیر ضربات دقیق پهپادی ایران عملا از کار افتادهاند. این تصاویر، همسو با گزارش بازرس کل وزارت دفاع آمریکا که خسارت به صدها سازه مربوط به آمریکا و خسارات ۳۳ تا ۳۸ میلیارد دلاری جنگ در پایگاههای آمریکایی را برآورد کرده، نشان میدهد که سیاست فشار حداکثری، دیگر برای آمریکا «ارزان» تمام نمیشود. در حقیقت، ایران با تسلط بر گلوگاههای انرژی و نفوذ عملیاتی، ثابت کرده که امنیت پایگاههای غربی در منطقه، مستقیما به رفتار سیاسی واشنگتن گره خورده است. افزایش ۶۰ درصدی قیمت برق در آلمان (به عنوان بزرگترین اقتصاد اروپا ) به دلیل قطع عرضه گاز قطر ، ناشی از بسته شدن تنگه هرمز، سندی دیگر بر این مدعاست که «میدان» ایران، چگونه مستقیما بر بازارهای جهانی و ثبات اقتصادی غرب اثر میگذارد. این تنها یک سکانس از فشارهای قریب الوقوع است که کشورهای اروپایی و سایر کشورهای جهان به دلیل ماجراجویی های ترامپ باید بپردازند. بر اساس اعلام رویترز عربستان به کشورهای اروپایی اعلام کرده طی ماه های آینده قادر نخواهد بود، نفت مورد نیاز اروپا را تامین کند.
از «تفاهم اسلامآباد» تا سازمان ملل
در مقابل این چهره مقتدر از کشورمان در میدان، ایران همواره نشان داده که به دنبال تثبیت صلح پایدار از طریق تنشزدایی هم است. تماس تلفنی اخیر سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه کشورمان، با محمد اسحاق دار، معاون نخستوزیر پاکستان، در همین چارچوب قابل ارزیابی است. تأکید طرفین بر ضرورت تضمین امنیت خطوط کشتیرانی و انرژی، نه یک عقبنشینی، بلکه یک «راهبرد مسئولانه» است؛ تهران آماده است امنیت انرژی جهان را در قبالِ احترام به حقوقِ ملت ایران تأمین کند. در همین خصوص باید به سخنان اخیر زینیوند، معاون سیاسی وزیر کشور درباره «تفاهم اسلامآباد» نیز اشاره کرد. اظهاراتی که بهخوبی گویای این راهبرد کلان است. تفاهمی که به زعم زینی وند نه یک تصمیم جناحی، بلکه مصوبه شورای عالی امنیت ملی و مورد تأیید رهبر معظم انقلاب را همراه دارد. به اعتقاد زینیوند حضور رییسجمهور در نشستهای اخیر شانگهای و بریکس، نشان میدهد که تهران در عین آمادگی برای مذاکره، به هیچ وجه در انزوا قرار ندارد و دیپلماسی فعال را با قدرت در حاشیه نشستهای مهم بینالمللی پیش میبرد. ایران بر این باور است که بازگشت طرف مقابل به تفاهم، تنها راهِ خروج از بحران فعلی است.