• 1405 پنج‌شنبه 2 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6426 -
  • 1405 پنج‌شنبه 2 مهر

حمله به سرمربي و مقصر نشان دادن ديگران

تاكتيك جديد فدراسيون بعد از فاجعه

بيانيه فدراسيون فوتبال پس از حذف تلخ و تحقيرآميز تيم ملي اميد از بازي‌هاي آسيايي بيش از آنكه مرهمي بر زخم‌‌هاي هواداران فوتبال باشد نمكي بود بر آن. 
اين بيانيه كه با لحني متناقض و فرافكنانه تنظيم شده بار ديگر نشان داد كه در ساختار مديريتي فوتبال ايران ‌مسووليت‌‌‌پذيري به كالايي ناياب تبديل شده است! فدراسيون در اين بيانيه با زباني كليشه‌‌‌اي از مردم عذرخواهي كرده‌ اما با تغيير جهت‌ پيكان انتقادات تمامي بار شكست را بر دوش كادر فني و مشخصا حسين عبدي انداخته است.  اين استراتژي قرباني كردن سرمربي براي تطهير مديران، روشي تكراري و نخ‌ نماست كه تاريخ مصرفش سال‌ها پيش تمام شده است. وقتي فدراسيون ادعا مي‌كند همه امكانات فراهم بود و كادرفني نتيجه نگرفت در واقع تلاش مي‌كند ضعف‌‌هاي ساختاري و مديريتي خود را پشت نتايج ميدان پنهان كند. تناقض اصلي اينجاست كه ادعاي فراهم بودن تمام امكانات ‌با واقعيت‌‌هاي موجود در دو هفته  اخير  فرسنگ‌‌‌ها  فاصله دارد. 
بياييد كمي به حافظه تاريخي‌مان رجوع كنيم؛ همين يكي، دو هفته پيش بود كه در كشاكش اردوي تيم ملي اميد شاهد بوديم كه برخي باشگاه‌ها با گروكشي و عدم تعامل حتي اجازه حضور كامل بازيكنان خود در اردوي اميد را ندادند. آن‌طور كه شواهد نشان مي‌داد تنها تعداد انگشت‌‌شماري از بازيكنان باشگاهي دراختيار كادرفني بودند. به بيان ديگر در ابتدا اردوي تيم ملي اميد تنها با سه بازيكن برگزار شد! بازيكنان تيم‌‌هايي مثل استقلال در بازي اول مقابل امارات غايب بودند و از بازي دوم به تيم اضافه شدند! چگونه فدراسيوني كه در ايجاد هماهنگي حداقلي با باشگاه‌هاي داخلي عاجز است و نمي‌تواند تقويم ليگ را با بازي‌هاي بين‌المللي هماهنگ كند ادعاي فراهم كردن تمام امكانات را دارد؟ 
اين بيانيه به وضوح نشان مي‌دهد ديوار حاشا چقدر مي‌تواند بلند باشد. وقتي مديريت فدراسيون نمي‌تواند حق مسلم تيم ملي اميد را از باشگاه‌ها بگيرد‌ عملا دست كادرفني را براي اجراي ايده‌هاي تاكتيكي‌‌اش بسته است. انداختن تقصير به گردن كادرفني ‌درحالي كه آنها با تيمي ناقص، خسته و بدون هماهنگي به ميدان رفتند‌ نه‌‌ تنها بي‌اخلاقي مديريتي است ‌كه توهين به شعور مخاطب است. 
مشكل اول فوتبال ايران در رده‌هاي مختلف كمبود دانش فني سرمربي نيست،‌ بلكه بحران مديريت كلان است كه در آن تصميمات في‌البداهه جايگزين برنامه‌‌ريزي بلندمدت شده است. اينكه فدراسيون پس از هر ناكامي ‌ابتدا از مردم عذرخواهي كند و سپس به دنبال پيدا كردن مقصري در خارج از دايره مديريتي خود باشد،‌ نشان‌دهنده يك الگوي رفتاري‌ فرار از مسووليت است. درنهايت‌ حذف از بازي‌هاي آسيايي هم يك شكست ورزشي بود و يك شكست ديگر در يك سيستم مديريتي فوتبال است كه فكر مي‌كرد با فضاسازي رسانه‌اي مي‌تواند ناكارآمدي خود را جبران كرد. 
فدراسيون فوتبال به جاي صدور بيانيه‌هاي تبرئه‌كننده بايد به اين پرسش پاسخ بدهد كه چرا نتوانست تيم ملي اميد را با فراهم كردن همه شرايط لازم به مسابقات بفرستد؟ تا زماني كه مسوولان فدراسيون در پناه بيانيه‌هاي تكراري پشت سرمربيان قايم مي‌شوند اين چرخه معيوب شكست در هر تورنمنت بزرگ ديگري تكرار خواهد شد. سكوت و استعفا در برابر چنين كارنامه‌‌اي حداقل انتظاري است كه از مديران مسووليت‌شناس مي‌رود نه فرافكني و مقصر جلوه دادن ديگران.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون