• 1405 سه‌شنبه 7 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6430 -
  • 1405 سه‌شنبه 7 مهر

آنچه جنگ درباره ارزش داده، پيش‌بيني‌پذيري و حكمراني هوشمند آشكار كرد

سود صلح

حامد اكبري

وقتي جنگي آغاز مي‌شود، دستگاه محاسبه خسارت هم تقريبا همزمان شروع به كار مي‌كند؛ تعداد جان‌باختگان و مجروحان، ساختمان‌هاي تخريب ‌شده، تاسيسات آسيب‌ديده، كاهش توليد، افزايش هزينه حمل‌ونقل، افت صادرات و ده‌ها عدد ديگر. اينها البته مهمند و بايد محاسبه شوند. اما اقتصاد امروز فقط از كارخانه، جاده، بندر و بشكه نفت تشكيل نشده است. بخش بزرگي از اقتصاد جديد بر چيزي بنا شده كه نه دود مي‌كند، نه آوارش در تصاوير ماهواره‌اي ديده مي‌شود: اطلاعات و امكان پيش‌بيني آينده.

جنگ اخير ايران و امريكا فرصت تلخي براي ديدن همين بخش كمتر ديده ‌شده اقتصاد فراهم كرده است. گزارش ۳۱ مارس ۲۰۲۶ برنامه توسعه ملل متحد (UNDP) درباره ايران نشان مي‌دهد كه آثار تشديد نظامي تنها به خسارت‌هاي مستقيم محدود نمانده و معيشت، خدمات عمومي و مسير توسعه انساني كشور را نيز تحت تاثير قرار داده است. در شبيه‌سازي اوليه اين نهاد، آثار بحران مي‌تواند معادل از دست رفتن حدود يك تا يك‌ونيم سال پيشرفت توسعه انساني ايران باشد. اما شايد لازم باشد يك قدم جلوتر برويم و بپرسيم: اگر جنگ قدرت يك جامعه براي دانستن، برنامه‌ريزي كردن و پيش‌بيني آينده را كاهش دهد، بازگشت اين قابليت در شرايط صلح چقدر ارزش دارد؟

جنگ فقط تخريب نمي‌كند؛ عدم ‌قطعيت توليد مي‌كند

گزارش آوريل ۲۰۲۶ صندوق بين‌المللي پول درباره خاورميانه تصوير قابل تاملي ارايه مي‌كند. جنگي كه از ۲۸ فوريه آغاز شد، از طريق انرژي، تجارت، حمل‌ونقل هوايي، كشتيراني، بازارهاي مالي و زنجيره‌هاي تامين به اقتصاد منطقه و سپس جهان منتقل شد. عبور نفتكش‌ها از تنگه هرمز از حدود ۷۰ كشتي در روز تقريبا به صفر رسيد، ترافيك هوايي برخي مراكز مهم منطقه به ‌شدت كاهش يافت، حق بيمه كشتيراني افزايش پيدا كرد و هزينه‌هاي لجستيك بالا رفت. IMF حتي در سناريويي كه تجارت و توليد در ميانه سال عادي شود، رشد منطقه MENAP در ۲۰۲۶ را ۱.۴ درصد برآورد كرده؛ ۲.۳ واحد درصد پايين‌تر از پيش‌بيني اكتبر ۲۰۲۵.  اما يك عبارت در همين گزارش براي بحث ما مهم‌تر است: عدم ‌قطعيت همچنان به‌طور استثنايي بالاست. صندوق بين‌المللي پول هشدار مي‌دهد كه همين عدم ‌قطعيت مي‌تواند سرمايه‌گذاري خارجي را تحت فشار قرار دهد، تصميم‌هاي سرمايه‌گذاري را به تعويق بيندازد و بر رشد ميان‌مدت اثر بگذارد.  بانك جهاني نيز در ارزيابي اخير خود از اقتصاد ايران، در كنار آسيب زيرساخت، مشكلات انرژي و آب و اختلال تجارت، مشخصا از تضعيف تمايل به سرمايه‌گذاري در شرايط افزايش عدم ‌قطعيت سخن مي‌گويد.  عدم ‌قطعيت البته چيز عجيبي نيست؛ زندگي اصولا قرارداد رسمي با ما امضا نكرده كه فردا دقيقا شبيه امروز باشد! اما در اقتصاد، افزايش شديد عدم‌ قطعيت هزينه دارد، زيرا كيفيت تصميم درباره آينده را پايين مي‌آورد. تاجر نمي‌داند كالايش چه زماني خواهد رسيد؛ فروشگاه اينترنتي نمي‌داند الگوي تقاضاي ماه آينده چگونه خواهد بود؛ بانك با رفتار اعتباري متفاوت مشتريان مواجه مي‌شود؛ شركت نمي‌داند موجودي انبار را بر چه مبنايي تنظيم كند و دولت نيز بايد درباره مصرف انرژي، نياز دارويي، حمل‌ونقل يا حمايت اجتماعي در محيطي تصميم بگيرد كه رفتار ديروز الزاما راهنماي خوبي براي فردا نيست. از اين منظر، جنگ فقط ساختمان‌ها را تخريب نمي‌كند؛ اطلاعات را هم كم‌اعتبارتر مي‌كند.

در جنگ سرمايه اطلاعاتي هم

مستهلك مي‌شود

در اقتصاد ديجيتال، داده صرفا انباري از اعداد نيست. بخش بزرگي از ارزش آن در اين است كه با استفاده از گذشته، درباره آينده تصميم بهتري بگيريم.

بانك سال‌ها داده تراكنش جمع مي‌كند تا ريسك اعتباري را بهتر تشخيص دهد. فروشگاه اينترنتي رفتار مشتري را تحليل مي‌كند تا تقاضا را پيش‌بيني كند. شركت لجستيكي از تاريخــچه سفارش‌ها براي تعيين ظرفيت استفاده مي‌كند و دولت با داده‌هاي گذشته درباره ماليات، مصرف برق، ترافيــك، سلامت يا اشتغال برنامه‌ريزي مي‌كند. يك شوك بزرگ مي‌تواند بخشي از اين روابط را تغيير دهد. در علـم داده بــراي چنين وضعيتي مفاهيمي ماننـد Distribution Shift و Concept Drift وجود دارد: داده و روابطي كه مدل در گذشته از آنها آموخته است، ديگر الزاما با محيط جديد يكسان نيستند. در جنگ اخير، مساله حتي از تغيير رفتار اقتصادي فراتر رفت. Cloudflare گزارش كرده كه در ۲۸ فوريه و همزمان با تشديد حملات، ترافيك اينترنت ايران به بسيار كمتر از يك درصد سطح قبلي سقوط كرد و تنها حجم اندكي از ترافيك وب و DNS از كشور خارج مي‌شد. بررسي فني Cloudflare نيز نشان داد اين سقوط با تغيير عمده در فضاي آدرس‌هاي IP اعلام‌ شده همراه نبوده است. ICRC نيز در گزارش ۲۰۲۶ خود درباره فناوري اطلاعات و ارتباطات در مخاصمات مسلحانه تاكيد مي‌كند كه ICT امروز براي دسترسي غيرنظاميان به كالاها و خدمات ضروري و همچنين براي توانايي دولت‌ها در ارايه اين خدمات، زيرساختي حياتي شده است. اين گزارش، آسيب به داده و زيرساخت اطلاعاتي و حتي استفاده از هوش مصنوعي در عمليات ICT مرتبط با جنگ را در زمره تهديدهاي جديد عليه جمعيت غيرنظامي بررسي مي‌كند.  بنابراين شايد بايد در كنار استهلاك سرمايه فيزيكي، از مفهوم ديگري هم صحبت كنيم: استهلاك سرمايه اطلاعاتي؛ يعني كاهش ارزش عملي داده‌ها، مدل‌ها و روابط اطلاعاتي‌اي كه بنگاه و دولت براي تصميم‌گيري ساخته‌اند.

هوش مصنوعي اين مساله را مهم‌تر مي‌كند

گزارش توسعه جهاني ۲۰۲۶ بانك جهاني كه امسال اتفاقا به هوش مصنوعي اختصاص يافته، بر نكته مهمي تاكيد مي‌كند: بهره‌مندي كشورها از AI فقط به داشتن يك مدل هوش مصنوعي وابسته نيست. اينترنت و برق قابل اتكا، زيرساخت محاسباتي، داده، مهارت و نهادهاي مناسب از مكمل‌هاي ضروري آن هستند. بانك جهاني همچنين نشان مي‌دهد كه AI همين امروز در بخش‌هايي از خدمات عمومي، از پيش‌بيني هوا تا ماليات، سلامت و آموزش، در حال ورود به فرآيند تصميم‌گيري است.  به بيان ساده‌تر، هر چه اقتصاد هوشمندتر مي‌شود، اطلاعاتي‌تر هم مي‌شود. زنجيره‌اي كه زماني «سرمايه - توليد - محصول» بود، امروز در بسياري از فعاليت‌ها يك زنجيره ديگر هم در كنار خود دارد:

داده، پيش‌بيني، تصميم، ارزش اقتصادي

اگر اختلال شديد، دسترسي به داده را دشوار كند يا رفتار جامعه آنقدر تغيير كند كه مدل‌هاي گذشته قدرت توضيحي خود را از دست بدهند، اين زنجيره نيز هزينه مي‌بيند. البته هوش مصنوعي از كار نمي‌افتد؛ مدل‌ها را مي‌توان بازآموزي و با شرايط جديد سازگار كرد. مساله اين است كه اين سازگاري خود زمان، داده و هزينه مي‌خواهد.

«سود اطلاعاتي صلح»

در ادبيات اقتصادي سال‌هاست از Peace Dividend يا «سود صلح» سخن گفته مي‌شود. شايد در عصر اقتصاد ديجيتال لازم باشد يكي از اجزاي كمتر ديده‌ شده آن را نيز وارد محاسبات كنيم؛ چيزي كه مي‌توان آن را Peace Information Dividend يا «سود اطلاعاتي صلح» ناميد. منظور، ارزش اقتصادي و حكمراني ناشي از افزايش قابليت دسترسي، اعتماد، گردش و استفاده پيش‌بينانه از اطلاعات در شرايط كاهش پايدار عدم‌ قطعيت ناشي از جنگ است. براي تجارت، اين يعني امكان برنامه‌ريزي مطمئن‌تر براي تامين، موجودي، قيمت و تحويل. براي تجارت الكترونيك، يعني اعتماد بيشتر به اتصال، پرداخت و لجستيك. براي هوش مصنوعي، يعني محيط داده‌اي باثبات‌تر و امكان استفاده قابل اتكاتر از مدل‌ها و براي دولت، يعني امكان حركت از حكمراني واكنشي - اداره كشور از بحران امروز تا بحران فردا - به سمت حكمراني پيش‌نگر و داده‌محور. گزارش اخير UNCTAD درباره پيامدهاي اختلال هرمز نكته جالبي دارد: حتي با بازگشايي مسير، همه‌ چيز فورا به نقطه قبل برنمي‌گردد. بازار انرژي ممكن است سريع‌تر تعديل شود، اما زنجيره‌هاي تامين، حمل‌ونقل، غذا و ماليه عمومي براي بازيابي به زمان نياز دارند. همين نكته درباره سرمايه اطلاعاتي نيز ارزش انديشيدن دارد: خاموش شدن بحران الزاما به معناي بازگشت فوري قابليت پيش‌بيني نيست. از همين رو شايد وقت آن رسيده باشد كه در محاسبه ارزش صلح، علاوه بر جان‌هايي كه حفظ مي‌شوند، ساختمان‌هايي كه تخريب نمي‌شوند و توليدي كه متوقف نمي‌شود، چيز ديگري را هم وارد حساب كنيم: ارزش دوباره دانستن. در اقتصاد صنعتي، صلح از كارخانه، جاده و بندر محافظت مي‌كرد. در اقتصاد اطلاعات و عصر هوش مصنوعي، از قابليت يك جامعه براي دانستن، پيش‌بيني كردن و تصميم گرفتن نيز محافظت مي‌كند. شايد «سود اطلاعاتي صلح» همان بخشي از ارزش صلح باشد كه هنوز در حساب‌هاي اقتصادي ما سطر مستقلي براي آن باز نشده است.

پژوهشگر اقتصاد اطلاعات

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون