نمايشگاه گروهي «آيا ميتوان آينده را نجات داد؟» به روايت كيوريتور
پاسخهاي هنرمندانه به پرسشي هستيشناختي
نازنين مهرانديش|«آيا ميتوان آينده را نجات داد؟» عنوان نمايشگاه گروهي بينالمللي با كيوريتوري آيدا پاكزاد افشار است كه در سپتامبر ۲۰۲۴ در بستر Creativitism شكل گرفت و ۱۵ پروژه از ۱۲ هنرمند مستقر در 6 كشور را كنار هم قرار داد. پاكزاد حالا به شكلي ديگر به نمايشگاه برگشته است. با او در اين باره گفتوگو كرديم.
باور داشتيد كه هنر ميتواند آينده را نجات بدهد؟
وقتي پروژه را شروع كردم، خيلي درگير اين بودم كه ما مدام درباره آينده با زبان بحران حرف ميزنيم، جنگ، محيطزيست، تكنولوژي، شكافهاي فرهنگي و اجتماعي و چيزهاي ديگر. از طرف ديگر انگار هميشه منتظريم يك راهحل بزرگ پيدا شود كه همهچيز را درست كند. براي من سوال جالبتر اين بود؛ اگر از اين تصور «نجات دادن» فاصله بگيريم چه؟ شايد آينده چيزي نيست كه يك بار نجاتش بدهيم. چيزي است كه مدام با تصميمهاي كوچك و بزرگ، با چيزهايي كه ميبينيم يا نميبينيم، با زبانمان و با رابطهمان با ديگران شكل ميگيرد. فكر نميكنم هنر قرار باشد جهان را نجات بدهد. ولي ميتواند باعث شود چيزي را كه خيلي عادي شده دوباره ببينيم يا درباره چيزي كه پذيرفتهايم دوباره سوال كنيم. براي من همين كم نيست.
موقع انتخاب و كنار هم گذاشتن آثار دنبال چه بوديد؟ اين ارتباطها از اول مشخص بودند؟
نه، خيلي از رابطهها در مسير پيدا شدند، اتفاقا اين يكي از جذابترين بخشهاي كار براي خودم بود. مثلا Unique Hands «ساناز بروجرديان» براي من درباره اين بود كه آيا ميشود با هم چيزي ساخت، بدون اينكه لازم باشد شبيه هم شويم. ريتمهاي متفاوت بچهها كنار هم قرار ميگيرند و يك چيز مشترك ميسازند، ولي تفاوتشان از بين نميرود. بعد How Is It Being Here «يلدا پاكزاد» اين تصوير را كمي به هم ميزند. اينكه صرفا كنار هم بودن لزوما به معني هماهنگ بودن نيست. ميتوانيم در يك فضا باشيم و همچنان فاصله يا اصطكاك وجود داشته باشد. من اين تضادها را دوست داشتم. نميخواستم ۱۵ پروژه را كنار هم بگذارم كه همه در نهايت يك حرف بزنند يا حرف من را تاييد كنند.
چرا نمايشگاه را از ابتدا در فضاي ديجيتال طراحي كرديد؟
بخشي از آن طبيعتا به اين برميگشت كه ۱۲ هنرمند در 6 كشور مختلف بودند، ولي فقط مساله دسترسي نبود. از همان اول برايم جالب بود اگر نمايشگاه در فضاي ديجيتال اتفاق بيفتد، چرا بايد سعي كنيم يك گالري فيزيكي را روي صفحه كامپيوتر تقليد كنيم؟ در يك نمايشگاه فيزيكي تصميم ميگيريد كدام اثر كنار كدام باشد، مخاطب از كجا وارد شود و چطور در فضا حركت كند. اين تصميمها در فضاي ديجيتال از بين نميروند، فقط شكلشان عوض ميشود.
اين نمايشگاه روي Creativitism شكل گرفت كه خودتان راهاندازي كردهايد. اين پلتفرم از چه ايدهاي شكل گرفت؟
ايده اوليه پلتفرم از يك سوال درباره خلاقيت جمعي شروع شد، اينكه آيا فضاي ديجيتال ميتواند آدمهايي با تجربهها و جغرافياهاي مختلف را وارد يك فرآيند خلاق مشترك كند؟ اولين تجربه جدي من براي امتحان كردن اين ايده در عمل بود. ۱۲ هنرمند از 6 كشور در پروژه حضور داشتند و فكر ميكنم خودِ كار كردن با اين هنرمندان و شكل دادن نمايشگاه باعث شد بفهمم Creativitism ميتواند خيلي بيشتر از چيزي باشد كه در ابتدا براي پاياننامهام طراحي كرده بودم. خود Creativitism هم از آن زمان تغيير كرده. الان بيشتر برايم فضايي است براي پژوهش هنري، پروژههاي كيوريتوري و تجربههايي كه شايد از همان اول معلوم نباشد در نهايت به چه شكلي ميرسند.
چرا دو سال بعد دوباره به نمايشگاه برگشتيد و نسخه انتشاراتي آن را ساختيد؟
چون واقعا حس ميكردم كارم با آن تمام نشده. وقتي نمايشگاه در ۲۰۲۴ منتشر شد، خيلي درگير خودِ ساختن و منتشر كردنش بودم. بعد كه كمي فاصله گرفتم و دوباره به آثار برگشتم، شروع كردم رابطههايي را بينشان ديدن كه آن موقع شايد فرصت نكرده بودم درست بهشان فكر كنم. از طرف ديگر، خود اين دو سال هم مهم بود. هم جهان تغيير كرده بود و هم طبيعتا نگاه من. بعضي از كارها برايم معناي ديگري پيدا كرده بودند و سوال اصلي نمايشگاه، يعني اينكه «آيا ميتوان آينده را نجات داد؟»، حتي از قبل هم پيچيدهتر شده بود. براي همين نميخواستم نسخه انتشاراتي فقط يك كاتالوگ باشد كه ثبت كند در سال ۲۰۲۴ چه اتفاقي افتاده. دلم ميخواست دوباره به همان سوال برگردم، ولي از جايي كه امروز ايستادهام.