تئاتر بزن بزن در آنتن زنده
سقوط فوتبال با طعم چلو كباب
فوتبال ايران در روزهايي كه بيش از هر زمان ديگري نيازمند آرامش و برنامهريزي ساختاري و خروج از بحرانهاي فني و مديريتي است دوشنبه شب شاهد صحنهاي بود كه نه تنها باري از دوش اين ورزش برنداشت كه بر حجم نااميدي هواداران افزود. در يكي از برنامههاي تلويزيوني كه قرار بود دلايل ناكامي عميق فوتبال ايران را بررسي كند شرايط به سمتي پيش رفت كه خود فرم برنامه و شكل اظهارات مهمانان فارغ از آنچه به زبان آوردند تبديل به بهترين دليل براي وضعيت فعلي فوتبال كشور شد. فوتبالي كه عضو هيات رييسه و سخنگويش مدام در حال فرافكني و اتهامزني به ديگران و فرار از پاسخگويي بودند. در اين برنامه كه قاعدتا بايد محلي براي تضارب آرا و واكاوي چالشهاي عميق فوتبال باشد به صحنه تسويهحسابهاي شخصي اتهامزنيهاي سخيف و نمايشي تبديل شد كه بيش از آنكه رنگ و بوي مديريتي داشته باشد تداعيكننده دعواهاي كف خيابان بود! در اين برنامه علي خطير و حجت كريمي دو عضو هيات رييسه يكي به صورت حضوري و ديگري به صورت تلفني در حالي رو به روي هم قرار گرفتند كه مساله اصلي نتايج ضعيف تيمهاي ملي و قبلتر از آن تمديد قرارداد اميرقلعهنويي بود. حجت كريمي اعتقاد داشت كه برخي اعضاي هيات رييسه ابتدا با تمديد قرارداد قلعهنويي مخالف بودند و سپس مشخص نشد كه چه اتفاقي رخ داد كه همه موافق شدند؛ از جمله علي خطير. ديالوگ اين دو نفر در برخي مواقع برنامه به حدي عجيب شد كه هماكنون در شبكههاي اجتماعي مشغول دست به دست شدن است. در اين نشست مجيد جلالي و اميررضا واعظ آشتياني هم به عنوان كارشناس حضور داشتند. در حالي كه بحث خطير و اميررضا واعظآشتياني هم بالا گرفته بود و واعظ به خطير گفت «همه شما را به عنوان ايجنت ميشناسند» و خطير هم پاسخ داد «ايجنت خودتي»، اما باز برنامه تا حدودي در چارچوب اختلاف نظر مديريتي پيش رفت و به روبوسي ختم شد. اما تقابل خطير و كريمي خيلي زود نقاب از چهره فضاي مديريتي فوتبال ايران برداشت. حجت كريمي در بخشي از برنامه به خطير گفت «شما فساد را وارد فوتبال ايران كرديد» و سپس او را به دلالي متهم كرد و براي آن چندين شاهد مثال هم آورد. خطير پاسخ داد كه شما شعار ضد فساد نده كه به تو نميآيد. اين عضو هيات رييسه كه طبق گفته واعظ مشخص نبود در برنامه چه كار ميكند چرا كه براي پاسخ به شرايط فعلي فوتبال انتظار ميرفت نفر اول يا دوم فدراسيون پاسخگو باشند با زير سوال بردن كل مجمع فدراسيون فوتبال اظهار داشت كه امروز هر كسي ميتواند با يك چلوكباب و قليان وارد مجمع و هيات رييسه شود! عجيب اينجاست كه از لحظه اتمام برنامه هيچ كدام از اعضاي مجمع فدراسيون فوتبال به اين توهين آشكار پاسخي ندادهاند. در آن لحظات مخاطب تلويزيوني تنها با يك سوال مواجه ميشود كه آيا اينها واقعا مسوولان تصميمگير در فوتبال ما هستند؟ آيا واقعا خطير با آن سابقه در استقلال و عقد قرارداد با يك موبايلفروشي كه صاحبش بازداشت شد براي تيمي مثل استقلال در حال تصميمگيري براي فوتبال است؟ آيا درست است كه يك مدير فوتبالي ضمن جدال لفظي به نفر مقابل بگويد «خواهر وكيلت را هم بياور به دادگاه»؟ و سپس آن يكي بگويد تو بايد چلوكباب و استيك بدهي دست مردم؟ نكته دردناك ماجرا اينجاست كه اين سيرك تلويزيوني در زماني رخ داد كه نتايج اخير تيم ملي و عملكرد فدراسيون فشار افكار عمومي را به اوج رسانده است. در شرايطي كه ورزشهاي ديگر با كسب مدالهاي رنگارنگ در بازيهاي آسيايي اميد را به جامعه تزريق ميكنند فوتبال با درگيريهاي شخصي مديرانش در حال غرق شدن در باتلاق بياعتمادي است. آيا واقعا براي فهم چرايي ناكامي فوتبال ايران به تحليلهاي پيچيده علمي نياز است؟ پاسخ همين جاست! همين برنامه دوشنبه شب. همين دو فردي كه آمده بودند از فدراسيون دفاع كنند اما تمام حرفشان همين بود كه تحريم هستيم و جنگ بوده و دلار گران شده و يك نفر هم نبود به آنها بگويد اگر اينقدر تحت فشار هستيد و كار سخت است چرا استعفا نميدهيد تا يك گروه ديگر مسووليت را به عهده بگيرد و مجبور باشد پاسخ دهد؟ اين بازي مضحك فراتر از يك درگيري لفظي سيلي محكمي به صورت مخاطباني بود كه انتظار داشتند برنامهاي تخصصي ببينند. اگر فردا پرسيده شد چرا فوتبال ايران نه در نتيجهگيري و نه در ساختار حرفهاي توفيقي ندارد نبايد به دنبال دلايل عجيب گشت. كافي است بازپخش همان برنامه را تماشا كرد. وقتي صندليهاي مديريتي به كساني سپرده ميشود كه ادبياتشان در آنتن زنده به تهديد و اتهام چلوكبابي محدود ميشود شكست فني تنها كوچكترين خروجي اين بحران بزرگتر يعني بحران مديريت است. در فوتبال ما بيش از آنكه نياز به مربيان تراز اول داشته باشيم لازم است آدمهاي اشتباهي كه صندليهاي اين ورزش را با عرصهاي براي تسويه حساب شخصي اشتباه ميگيرند، كنار بگذاريم.