عقد نكاح يا همان ازدواج كردن علاوه بر آثار روحي كه براي زن و مرد دارد، داراي آثار مهمي از لحاظ حقوقي نيز هست. آثاري كه بسيار موثر در آينده بوده كه از آنها به عنوان شروط ضمن عقد نكاح ياد ميشود. شروط ضمن عقد نكاح از مهمترين ابزارهاي حقوقي براي تنظيم روابط مالي و غيرمالي زوجين و حمايت از حقوق آنان در زندگي مشترك به شمار ميآيد.
اين روزها هم بحث شروط ضمن عقد نكاح بسيار جدي بين زوجين و خانوادههاي آنها مطرح ميشود، علت اين گفتوگوها هم ايجاد حقوق برابر بين زن و مرد است و به نظر ميرسد اين روش و تعيين حقوق برابر در ازدواج بين زن و مرد باعث ميشود از مشكلات و حاشيههاي زيادي كه ممكن است در زندگي مشترك به وجود بيايد جلوگيري شود و هر كدام از زن و مرد بر اساس حقوق برابر زندگي خوبي را با هم آغاز كنند.
متاسفانه خيلي از افراد جامعه فكر ميكنند وقتي حرف از شروط ضمن عقد ميشود يعني ايجاد حق و حقوق براي يك طرف بيش از طرف ديگر، مثلا خانمها نسبت به آقايان حقوق بيشتري دارا بشوند اما هدف اصلي و اساسي از تعيين شروط ضمن عقد فقط ايجاد حقوق برابر بين زن و مرد است و قرار نيست كه مرد يا زن نسبت به ديگري حق اضافهتري به دست بياورد.
در ماده 1119 قانون مدني قانونگذار ما به صراحت بيان ميكند: طرفين عقد ازدواج ميتوانند هر شرطي كه مخالف با مقتضاي عقد مزبور نباشد در ضمن عقد ازدواج يا عقد لازم ديگر بکنند: مثل اينكه شرط شود هر گاه شوهر زن ديگر بگيرد يا در مدت معيني غايب شود يا ترك انفاق کرده يا بر عليه حيات زن سوءقصد يا سوءرفتاري کند كه زندگاني آنها با يكديگر غيرقابل تحمل شود زن وكيل و وكيل در توكيل باشد كه پس از اثبات تحقق شرط در محكمه و صدور حكم نهايي خود را مطلقه سازد.
از نظر علم حقوق همين كه نكاح بين دختر و پسر صحيح واقع شود حقوق و تكاليفي براي زن و مرد ايجاد ميشود كه به آن آثار نكاح يا همان آثار ازدواج ميگويند. قانونگذار ما هم در ماده 1102 قانون مدني ميگويد: «همين كه نكاح بهطور صحت واقع شد روابط زوجيت بين طرفين موجود و حقوق و تكاليف زوجين در مقابل همديگر برقرار ميشود.»
6 شرط ضمن عقد نكاح كه بسيار مهم است و در عرف جامعه ما بين خانوادهها و زوجين مورد بحث و گفتوگو قرار ميگيرد عبارت است از:
1- شرط وكالت در طلاق: در عرف جامعه ما اكثرا افراد ميگويند زن حق طلاق را از مرد گرفته است، در صورتي كه اين حق طلاق در علم حقوق به اين معنا است: كه مرد وكالت در طلاق به زن داده كه زن هر موقع كه بخواهد بتواند از شوهرش جدا شود. البته بايد بگويم كه دادن وكالت در طلاق به زن به اين معنا نيست كه مرد ديگر حق ندارد همسرش را طلاق بدهد بلكه اين حق را نميتوان از مرد ساقط كرد، وكالت در طلاق معمولا به صورت بلاعزل به زوجه داده ميشود و اين وكالت را حتما در دفاتر اسناد رسمي تنظيم كنيد تا به صورت يك سند رسمي اعتبار داشته باشد.
2- شرط حق تحصيل براي زن: در اين شرط معمولا زوج، زوجه خود را در ادامه تحصيل تا هر مقطعي و در هر كجا و هر زمان كه خود زوجه بخواهد و لازم بداند مخير ميسازد كه براي ادامه تحصيل اقدام كند و زوج مانع ادامه تحصيل زوجه نميشود.
3- شرط حق اشتغال براي زن: يكي از حقوقي كه خانمهاي محترم جامعه ما با ازدواج كردن ممكن است از دست بدهند كار كردن آنها است. چنان كه قانونگذار ما در ماده 1117 قانون مدني به صراحت ميگويد: «شوهر ميتواند زن خود را از حرفه يا صنعتي كه منافي مصالح خانوادگي يا حيثيات خود يا زن باشد، منع كند.»
اما براي تشخيص اينكه شغل زن منافي با مصالح خانواده هست يا نه اين تشخيص فقط با دادگاه است و شوهر نميتواند صرفا نظر شخصي خود را ملاك عمل قرار بدهد و زن را از شغلي كه دارد منع كند، البته كه بايد بگويم شغل زن بايد با حيثيت شوهر و شغل شوهر هم با حيثيت زن در تضاد نباشد. در شرط حق اشتغال به زبان ساده زوج، زوجه خود را در اشتغال به هر شغلي كه تمايل دارد و در هر كجا كه شرايط ايجاب كند آزاد ميگذارد و اين اجازه را ميدهد كه همسرش كار كند و مانع از اشتغال زوجه خود نميشود.
4- شرط حق خروج از كشور براي زن: مطابق با قوانين موجود در كشور ما اگر دختري ازدواج كند براي خروج از كشور نياز به اجازه كتبي از شوهرش دارد اين شرط يعني اينكه زوج به زوجه خود وكالت بلاعزل ميدهد كه زوجه با همه اختيارات قانوني بدون اجازه مجدد از شوهر، زوجه از كشور براي مدتي كه خودش مناسب ميداند خارج بشود.
5- شرط حق تعيين مسكن براي زن: از آنجا كه مطابق با ماده 1005 قانون مدني ما زن براي سكونت تابع محلي است كه شوهرش در آنجا سكونت دارد اين شرط ميتواند زن را مختار سازد تا در تعيين مسكن مورد نظر خودش كه ممكن است همان محل سكونت قبل از ازدواج باشد يا هر شهر ديگري كه زن بخواهد ميتواند براي سكونت خود انتخاب كند و مرد مانع اين سكونت نشود.
6- شرط حق تنصيف اموال و داراييها: اين شرط هم همانند شرط وكالت در طلاق بسيار زياد مورد توجه بانوان است، اين شرط به اين معناست كه همه اموالي كه زوجين پس از ازدواج به دست آوردهاند و به شرط اينكه در هنگام طلاق موجود باشد و طلاق هم به درخواست مرد باشد اموالشان بين زوج و زوجه نصف شود.
به زبان سادهتر حق تنصيف داراييها يعني زوج متعهد ميشود كه در هنگام طلاق از طرف مرد، نيمي از داراييهاي موجود خود را اعم از اموال منقول يا اموال غيرمنقول كه طي مدت ازدواج و زندگي مشترك با هم به دست آوردهاند به زوجه خود منتقل کند، البته اين شرط را ميتوان به صورت دوطرفه بين زن و مرد هم تنظيم كرد يعني هر كدام از طرفين در هنگام طلاق نصف اموال طرف مقابل را تملك كند؛ اما نكته مهمي كه بايد گفت اين است در اين خصوص اموالي كه از طريق ارث به زن و مرد ميرسد شامل تنصيف داراييها نميشود. به بيان ديگر بايد بگويم كه حق تنصيف دارايي در عرف حقوقي ايران به شرطي گفته ميشود كه بر اساس آن، در صورت تحقق شرايط مقرر در سند ازدواج، زوج متعهد ميشود تا نصف دارايي موجودي را كه در دوران زناشويي به دست آورده، يا معادل آن را، مطابق نظر دادگاه و مفاد شرط به زوجه منتقل كند. نكته اساسي آن است كه شرط متداول تنصيف، ناظر بر دارايي موجودي است كه زوج در دوران زناشويي به دست آورده است از اين رو، احراز مالكيت زوج، زمان تحصيل دارايي، منشأ تحصيل و بقاي آن در زمان بررسي حقوق مالي، در تعيين اموال اهميت دارد.
به عنوان يك وكيل دادگستري بايد اين نكته مهم را بگويم كه دختران و پسران محترم آگاه باشيد كه در تعيين شروط ضمن عقد ازدواج چه چيزي را امضا ميكنيد. چرا كه امضاهاي عاشقانه شما در سند ازدواج داراي آثار حقوقي سنگيني است و اين شروط ضمن عقد تاثير زيادي در آينده شما خواهد داشت. سعي كنيد در كمال ادب و احترام قبل از ازدواج حقوق مساوي براي خود تعيين كنيد و پس از آن فقط زندگي كنيد و از مسائل حاشيهاي مثل مهريههاي سنگين، مراسم تجملاتي، مقايسه كردن، چشم و هم چشمي و... جداَ خودداري كنيد. همچنين اين را بدانيد كه الزامي وجود ندارد تا شما شروط ضمن عقد ازدواج را حتما قبل از ازدواج مشخص كنيد بلكه زوجين ميتوانند يك ساعت پس از عقد يا 50 سال پس از عقد يا هر موقع ديگري كه بخواهند اين شروط را در دفاتر اسناد رسمي ثبت كنند تا اعتبار كافي داشته باشد.
وكيل دادگستري و پژوهشگر