كتاب «نازمان: تاريخ جايگزين» نوشته امانوئل كارر با ترجمه قاسم مومني از سوي نشر چرخ منتشر شد. كتاب كارر تأملي است درباره شكنندگي گذشته. گذشته بنايي يكپارچه و استوار نيست، برآمده رشتهاي از امكاناتي است كه تنها يكيشان مجال تحقق يافته است. شايد از همين رو گاهي براي فهم آنچه واقعا رخ داده بايد جرات كرد و به آن چه هرگز رخ نداده نيز انديشيد.
جهانهايي كه ميتوانستند پديد بیایند و هرگز نيامدند
تاريخ آن چيزي نيست كه ناگزير باید رخ بدهد؛ آن چيزي است كه رخ داده است. اما در پس هر واقعه جهاني از امكانهاي خاموش نهفته است: جهانهايي كه ميتوانستند پديد بیایند و هرگز نيامدند. آيا اين جهانهاي از دست رفته صرفا بازي خيالند يا بخشي از حقيقت تاريخ را در خود حفظ كردهاند؟ نازمان از همين پرسش آغاز ميشود، امانوئل كارر در اين كتاب نه در پي بازنويسي گذشته است و نه در انديشه ساختن جهاني خيالي. آن چه او ميكاود خود رابطه ما با تاريخ است؛ اين باور ديرپا كه گذشته چون يك بار تحقق يافته تنها گذشته، ممكن نيز بوده است. نازمان اين يقين را به ترديد بدل ميكند. با گشودن شكافي كوچك در دل گذشته ناگهان آشكار ميشود كه آن چه امروز بديهي است ميتوانست هرگز وجود نداشته باشد؛ مرزهاي كشورها پيروزيها و شكستها، انقلابها، نظامهاي سياسي و حتي شيوهاي كه اكنون جهان را ميفهميم از اين رو نازمان نه گريز از تاريخ بلكه شيوهاي ديگر براي انديشيدن به آن است.امانوئل كارر از آن دست نويسندههاي ادبيات معاصر فرانسه است كه دشوار بتوان او را ذيل دستهبنديهاي رايج ادبي گنجاند. كارر با نقد سينمايي آغاز كرد، رسالهاي در باب ورنر هرتسوگ نوشت و مفصلترين زندگينامه فيليپ كي. ديك، نويسنده علمي تخيلي را تأليف كرد. از همان ابتدا علاقه عميقش به مرزهاي لغزنده ميان واقعيت و داستانپردازي مشهود بود. سبك ويژهاش كه بسياري آن را «رمان غيرداستاني» نام نهادهاند، آميزهاي است از جستار، زندگينامهنويسي، خود زندگينامه و روزنامهنگاري تحقيقي؛ تلاشي پيوسته براي ور رفتن به امر واقع و پرسش از ماهيت آن كتابي كه در دست داريد هر چند يكي از نخستين آثار اوست، ميتوان آن را سنگ بناي ذهنيتي دانست كه آثار بعدياش را بر آن استوار كرد.
جانشين كردن بيرحمانه تاريخي ديگر به جاي تاريخ واقعي
امانوئل كارر، نويسنده، پديدآور، فيلمنامهنويس و كارگردان فيلم اهل فرانسه است. وي همچنين برنده جوايزي همچون جايزه فمينا و جايزه رنودو شده است. او فرزند لوئيس اودوارد كارر، كه اغلب پس از مادرش، مورخ و عضو فرانسوي، هلن كارر شناخته ميشود، لوئيس كارير است. كارر اين كتاب را نخستين بار در ۱۹۸۶، زماني كه هنوز نويسندهاي تقريبا گمنام بود با عنوان تنگه برينگ منتشر كرد و برنده جايزه بزرگ ادبيات گمانپرداز شد. همان كتاب در ۲۰۲۵ نزديك به 40 سال بعد با نامي سرراستتر بازنشر يافت. خود اين بازنشر گواهي است بر دگرديسي موضوع كتاب آن چه روزي ايدهاي حاشيهاي بود امروز به منطقي فرهنگي و فراگير بدل شده است. كارر عنوان اوليه كتاب را از حكايتي تكاندهنده وام گرفته بود كه به زعم او گوياي بينشي است بنيادين درباره ماهيت «نازمان»: پس از مرگ استالين و مغضوب شدن لاورنتي بريا، رييس پليس مخفي او، به مشتركان دايرهالمعارف بزرگ شوروي ابلاغيهاي ارسال شد. از ايشان خواسته شده بود با تيغ صفحه مربوط به مدخل «بريا» «رفيق پرشور پرولتاريا» را از كتاب ببُرند و مدخل جديدي را جايگزين آن كنند كه ضميمه ابلاغيه بود: مدخلي درباره تنگه برينگ. اين حكايت، فراتر از داستاني هوشمندانه استعارهاي است قدرتمند از كاركرد «نازمان»: ژانر «نازمان» صرفا نوعي بازي ادبي سرگرمكننده نيست، بلكه ميتواند ابزار حذفي خشونتبار و توتاليترمآب باشد؛ جانشين كردن بيرحمانه تاريخي ديگر به جاي تاريخ واقعي.» اينجاست كه نازمان يا به تعبيري مشهورتر «تاريخ جايگزين» به وحشتهاي سياسي سده بيستم و نظارت «برادر بزرگ» اورولي پيوند ميخورد.
نوعي ماليخولياي عميق و ناخرسندي از زمان حال
نازمان به سادهترين بيان يعني زمان حاكم بر ما وقتي ميكوشيم به اين پرسش پاسخ دهيم كه «چه ميشد اگر...؟» چه ميشد اگر نفت ملي نميشد؟ چه ميشد اگر ايران هم در چالدران توپخانه داشت؟ چه ميشد اگر سپاهيان شاه سلطان حسين با خوردن آبگوشت دستپخت فتحعليخان نامریي ميشدند؟ و بعد، تخيل كردن مابقي زمان، «انگار كه» آن «اگر» محقق شده است. نازمان همان آرمانشهر (يوتوپيا) است كه اين بار به جاي مكان در زمان متصور ميشود و تصورش در خيال نويسنده تحقق مييابد. وانگهي، كارر بر تمايزي كليدي ميان اين دو مفهوم تأكيد ميورزد: «كار آرمانشهر تغيير آنچه هست است؛ يا دستكم ترسيم نقشههاي اين تغيير و اين كار بيهوده نيست: هم سازندگان تمدن و هم روياپردازان تمدنهاي بهتر به شيوههاي خود به همين امر مشغولند. كار نازمان اما رسواكننده است تغيير آن چه بوده است.»اما چه انگيزهاي ما يا نازماننويس را به طرح اين پرسش وامي دارد كه «چه ميشد اگر؟» كارر انگيزه اصلي را نوعي ماليخولياي عميق و ناخرسندي از زمان حال ميداند. نازماننويس نميتواند شكستي تاريخي را تاب بياورد - مثلا شكست ناپلئون در واترلو - و خود را ناگزير ميبيند كه اين خطاي فاحش تاريخي را تصحيح كند. كارر دو فرضيه براي شكوفايي ژانر نازمان مطرح ميكند: نخست گسترش بيوقفه ماليخوليا در جوامع ما؛ و دوم دشواري فزاينده درك آن نقطه واژگوني كه در آن امر بالقوه به امر واقعي بدل ميشود.
تاريخ جايگزين درباره گذشتهاي است كه اتفاق نيفتاده
اين جستار دوره جواني صرفا اثري حاشيهاي در كارنامه امانوئل كارر نيست بلكه ميتوان آن را كليدواژه يا سنگ بناي فهم جهان فكري او دانست مفاهيمي چون انشعاب هويت توهم و مرز سيال ميان واقعيت و خيال كه در كتاب نازمان به شكلي نظري طرح شدهاند در تمام آثار بعدي او تجسمي هولناك مييابند. سرراستترين و نيرومندترين پيوند ميان اين كتاب و آثار بعدي كارر داستان رقيب است؛ ماجراي ژان كلود رومان كه پس از ناكامي در امتحانات پزشكي، 18 سال طوري زندگي كرد انگار كه پزشكي است معتبر در سازمان بهداشت جهاني. كارر در اين كتاب خواننده را به سفري ميان برجستهترين نمونههاي اين ژانر ميبرد و از خلال تحليل، آنها سير تحول فكري «نازمان» را ترسيم ميكند ولي اينها همه بهانهاي است براي طرح ديدگاههايي ظريف و بديع درباره مهمترين خشتهاي كاخ ادبيات اگر آنچه واقعي نيست خيالي است آنچه زمانمند نيست، چيست؟ نازمان؟ «نازمان: تاريخ جايگزين» درباره گذشتهاي است كه اتفاق نيفتاده، اما ميتوانست اتفاق بيفتد. ناپلئون اگر در واترلو شكست نميخورد چه ميشد؟ اگر مسيح به صليب كشيده نميشد، تاريخ اروپا چه مسير ديگري پيدا ميكرد؟ و در مقياسي شخصيتر اگر كسي كه ديروز در اتوبوس ديديم به لبخند ما پاسخ ميداد، چه زندگي ديگري ممكن بود آغاز شود؟ كارر از همين پرسشهاي خلافواقع وارد قلمرويي ميشود كه «اوكروني» نام گرفته است: بازنويسي تاريخ از نقطهاي كه در آن يك واقعه تغيير ميكند و جهان ديگري از دل همان تغيير پديد ميآيد.
كتاب ميان تاريخ، ادبيات و روانشناسي حسرت حركت ميكند
كتاب نخستين بار در ۱۹۸۶ با عنوان «تنگه برينگ» منتشر شد و تقريبا چهار دهه بعد، كارر آن را با عنوان «اوكروني» و متني تازه دوباره منتشر كرد. اين فاصله زماني اهميت خاصي دارد، چون اثري كه زماني درباره ژانري حاشيهاي نوشته شده بود، اكنون در جهاني بازخواني ميشود كه تاريخ بديل در رمان، سينما، مجموعههاي تلويزيوني و فرهنگ عامه حضوري بسيار گستردهتر پيدا كرده است. آنچه در دهه هشتاد براي كارر نوعي كنجكاوي ادبي بود، امروز به يكي از شيوههاي رايج تصور تاريخ بدل شده است.
واژه «اوكروني» از الگويي مشابه «اتوپيا» ساخته شده است: اگر اتوپيا جايي است كه وجود ندارد، اوكروني زماني است كه وجود نداشته است. شارل رنوويه در قرن نوزدهم اين اصطلاح را براي تاريخي به كار برد كه ميتوانست رخ بدهد، اما رخ نداده است. كارر از اين تعريف ساده فراتر ميرود و ميپرسد چرا انسان اصلا ميل دارد گذشته را بازنويسي كند؟! پاسخ او فقط كنجكاوي نيست. پشت بسياري از تاريخهاي بديل نوعي نارضايتي از واقعيت وجود دارد: ميل به اصلاح چيزي كه ديگر قابل اصلاح نيست، تصور جهاني كه شكست خاصي در آن رخ نداده يا بازسازي لحظهاي كه زندگي شخصي يا جمعي در آن مسير ديگري گرفته است. به همين دليل كتاب ميان تاريخ، ادبيات و روانشناسي حسرت حركت ميكند.كارر سراغ نمونههايي از رنوويه، خورخه لوئيس بورخس، روژه كايوا، فيليپ كي. ديك و ديگر نويسندگان ميرود و نشان ميدهد كه اوكروني تنها بازي ذهني با تاريخ نيست. هر تاريخ بديل بر نقطهاي از واقعيت انگشت ميگذارد كه نويسنده نميتواند نسبت به آن بيتفاوت باشد. اگر كسي جهاني را تصور ميكند كه در آن نازيسم پيروز شده يا شكست ديگري خورده است، انتخاب اين نقطه تاريخي خود حامل داوري، ترس يا آرزويي مشخص است.
پشت شكاف، زندگيهايي ديده ميشوند كه هرگز زندگي نكردهايم
يكي از تصاوير بهيادماندني كتاب منشأ عنوان قديمي آن را توضيح ميدهد. پس از سقوط لاورنتي بريا در شوروي، مشتركان «دايرهالمعارف بزرگ شوروي» دستور گرفتند مدخل مربوط به او را از كتاب جدا كنند و به جاي آن مطلبي درباره «تنگه برينگ» بچسبانند. گذشته بايد طوري اصلاح ميشد كه گويي بريا هرگز آن جايگاه را نداشته است. كارر از اين ماجرا به شكل ديگري از اوكروني ميرسد: بازنويسي گذشته نه در ادبيات، بلكه به عنوان ابزار قدرت. در اينجا تاريخ بديل ديگر آزادي تخيل نيست؛ تلاشي است براي تصرف حافظه.امروز كتاب از زاويهاي ديگر نيز اهميت دارد، چون بسياري از وسواسهاي ادبي بعدي كارر را پيشاپيش در خود دارد. واقعيت تا چه حد محكم است؟ اگر يك جزييات كوچك تغيير كند، آيا كل زندگي ميتواند فروبريزد؟ فاصله واقعيت و روايتي كه درباره آن ميسازيم كجاست؟ همين پرسشها بعدها، با صورتهايي بسيار پيچيدهتر، در آثاري چون «سبيل» كتاب او درباره فيليپ كي. ديك و سپس روايتهاي مستندش بازميگردند. «اوكروني» از اين جهت اثري حاشيهاي در كارنامه كارر نيست؛ نسخه جوانتر يكي از دغدغههاي ماندگار او را نشان ميدهد. با اين همه، نبايد از كتاب انتظار پژوهشي جامع درباره تاريخ ادبيات خلافواقع داشت.متن محصول دورهاي است كه ادبيات اوكرونيك هنوز دامنه امروز را نداشت و انتخاب نمونهها گاه شخصي، پراكنده و بيشتر تابع كنجكاوي نويسنده است تا يك طبقهبندي دانشگاهي كامل. همين محدوديت اكنون آشكارتر شده است. اما نثر كارر و استعداد او در تبديل يك موضوع نظري به پرسشي شخصي باعث ميشود كتاب همچنان زنده بماند. جذابترين نتيجه «اوكروني» (نازمان: تاريخ جايگزين) شايد اين باشد كه تاريخ بديل هميشه درباره تاريخي ديگر نيست. گاهي درباره ناتواني ما در پذيرفتن همين تاريخي است كه رخ داده است. هر «اگر» كوچك، شكافي در واقعيت باز ميكند؛ و پشت آن شكاف، زندگيهايي ديده ميشوند كه هرگز زندگي نكردهايم.
گريزي كه با ماجرايي جاسوسي جان ميگيرد
امانوئل كارر در پايان كتاب چنين مينويسد: هنگام به پايان بردن اين جستار كوتاه، در پي راهي بودم تا دو چيز را توضيح بدهم. نخست، آنچه مرا به اين موضوع كشاند؛ دوم، دلايلم براي پشت كردن به تصوير ذاتا محزوني از ادبيات كه با اين موضوع گره خورده است. در همين زمان بود كه به توصيه دوستي، از وجود رماني با خبر شدم كه مارسل نومرر، شاعر بلژيكي در ۱۹۷۸، با عنوان تنگه برينگ منتشر كرده بود.
كتاب «نازمان: تاريخ جايگزين» نوشته امانوئل كارر با ترجمه قاسم مومني در ۱۵۳ صفحه با قيمت ۴۶۰ هزار تومان از سوي نشر چرخ منتشر شد.