وكيلي در گفتوگو با «اعتماد» از دورنماي توافق ميگويد
حتي با فرض «تله بودن» هم بايد مذاكره كرد
گروه سياسي|در شرايطي كه روزنامه العربيه جديد ديروز خبر داد كه امريكا پيشنويس تفاهم ارسال شده از سوي قطر را تاييد كرده، فضاي سياسي داخلي كشورمان همچنان چشم انتظار تحولات آينده است. تحولات ديپلماتيك و زمزمههاي شكلگيري دور تازه تعاملات پيرامون پرونده مذاكرات، بار ديگر فضاي سياسي كشور را با ديدگاهها و تفاسير متعددي روبهرو ساخته است. در اين ميان، جريانهاي سياسي و ناظران بينالمللي با عينكهاي متفاوتي به ميز مذاكره مينگرند؛ عدهاي آن را دامي فريبنده براي مهار كشور ارزيابي و گروهي ديگر، آن را پنجرهاي بيبديل و فرصتي استثنايي جهت گرهگشايي اقتصادي و تعديل فشارهاي خارجي قلمداد ميكنند. با اين حال، پرسش كليدي اين است كه دستگاه ديپلماسي در ميان اين دوگانهها چه راهبردي را بايد برگزيند و تفاهم احتمالي بر چه پايههايي ميتواند دوام بياورد؟ محمدعلي وكيلي، فعال سياسي اصلاحطلب در گفتوگو با «اعتماد» و در تحليل شرايط جاري و ديدگاههاي متضاد داخلي گفت: در حال حاضر پيرامون رويكرد به مذاكرات، سه ديدگاه عمده در سپهر سياسي كشور به چشم ميخورد؛ بخش نخست بر اين باورند كه اين روند اساسا يك تله و فريبي از پيش طراحي شده از سوي طرفهاي غربي است. طيف دوم در نقطه مقابل ايستادهاند و بر اين عقيدهاند كه شرايط فعلي فرصتي منحصربهفرد و بينظير براي ايران است كه نبايد آن را از دست داد. در اين ميان، گروه سومي نيز وجود دارند كه در ميانه اين دو قطب ايستادهاند و معتقدند هر رويدادي كه منطبق بر منافع ملي باشد، بايد مورد پذيرش و استفاده قرار گيرد. وكيلي در ادامه ارزيابي خود از اين ديدگاهها افزود: به باور من، هر سه احتمال و خوانش قابليت تحقق دارند و هيچ يك را نميتوان به كلي ناديده گرفت؛ اما نكته اساسي و راهبردي اين است كه فارغ از اينكه اين فرآيند يك تله باشد يا يك فرصت تاريخي، ما در شرايط كنوني ناگزير و محكوم به مذاكره هستيم و نميتوانيم از اصل تعامل ديپلماتيك رويگردان شويم. اين فعال سياسي با تاكيد بر لزوم هوشمندي و در نظر گرفتن سوءنيت طرف مقابل گفت: عقل سياسي و منطق حكمراني حكم ميكند كه همواره نسبت به طرف متخاصم و دشمن، بدترين سناريوي ممكن را تصوير و ارزيابي كنيم. دستگاه ديپلماسي و تصميمگيران كشور بايد با اين پيشفرض ذهني پشت ميز بنشينند كه روبهرويشان يك تله قرار دارد. او افزود: اگر با اين توهم وارد فرآيند شويم كه طرف مقابل فرشي قرمز براي ما پهن كرده يا جماعتي پايبند به اصول انساني و تعهدات اخلاقي در برابر ما نشستهاند، بدون ترديد دوباره دچار فريب و خسران خواهيم شد؛ تجربهاي تلخ كه در گذشته نيز هزينههاي آن را پرداخت كردهايم و آزمودن مجدد آن آسيبي قطعي در پي خواهد داشت. وكيلي در عين حال ضرورت پيشبرد گفتوگوها را ناشي از الزامات ملي و فراملي دانست و گفت: انسان عاقل و سياستمدار واقعبين، با وجود آنكه سناريوي تله و نيت شوم دشمن را در نظر دارد و از آمادگي صد درصدي براي مقابله با برنامههاي پيدا و پنهان طرف مقابل برخوردار است، هرگز ميز گفتوگو را ترك نميكند. ما براي سلب بهانه از رقباي بينالمللي، پاسخ به تاريخ، روشنگري در پيشگاه افكار عمومي داخل و جهان و همچنين ممانعت از اجماعسازي عليه كشور، ناچاريم مذاكره كنيم و چاره ديگري جز پيمودن اين مسير وجود ندارد. اين فعال اصلاحطلب در بخش ديگري از اين گفتوگو، در پاسخ به سوالي پيرامون ويژگيهاي يك توافق ممكن و نقدهاي وارد بر تفاهمات گذشته از جمله آنچه در تفاهم اسلامآباد گذشت، گفت: يكي از خطاهاي راهبردي در توافقات بينالمللي، نگارش اسناد به صورت نامتوازن است. توافقي كه در آن وزن منافع دو طرف يكسان نباشد و ساختار متوازني نداشته باشد، عملا از همان بدو امر براي «اجرا نشدن» تدوين و امضا شده است. او در ادامه با نقد رفتارشناسي واشنگتن افزود: سوابق تاريخي نشان داده است كه امريكاييها حتي در پايبندي به توافقات متوازن و برد-برد نيز صداقت و اراده لازم را از خود بروز نميدهند؛ چه رسد به تفاهمي كه موازنه در آن رعايت نشده باشد يا به گمان آنها، بيش از اندازه منافع طرف مقابل را تامين كرده باشد.
وكيلي تصريح كرد: درباره سندي چون تفاهم اسلامآباد نيز از ابتدا آشكار بود كه طرف امريكايي صرفا براي سرگرم كردن و دستبهسر كردن طرفين آن را پذيرفته است. اين قبيل اسناد از پيش محكوم به بايگاني شدن هستند. توافقي كه در متن خود توازن منافع و امتيازات را لحاظ كرده باشد، در بطن خود حامل «اراده اجرا» است؛ در نقطه مقابل، تفاهماتي كه فانتزي، باري به هر جهت و برآمده از سردرگمي و بلاتكليفي نگاشته شوند، به دليل فقدان اراده اجرايي، به بار نخواهند نشست. اين نماينده ادوار مجلس در پايان اين گفتوگو در پاسخ به پرسش «اعتماد» و در واكنش به طرح برخي ديدگاهها مبني بر امكان اخذ تضامين الزامآور از طريق ورود قدرتهاي بزرگي نظير روسيه و چين به توافق احتمالي گفت: در جهان معاصر و با توجه به ساختار و توازن قدرت كنوني در نظام بينالملل، جستوجوي تضامين خارجي از قدرتهاي ديگر نوعي خوشخيالي است. هيچ كشوري فراتر از منافع ژئوپليتيك خود هزينهاي براي تعهدات ديگران نميپردازد. وكيلي در خصوص موضوع تضامين افزود: در دنياي امروز ضمانت را نميتوان در خارج از ساختار قرارداد جست؛ تضمين واقعي را بايد در خودِ مفاد توافق، همپوشاني منافع، هزينهمند كردن خروج از تعهدات و در اراده متقابل دو طرف طراحي كرد. بهويژه در رويارويي با طرف امريكايي، ساختار سياسي آنها تضامين انتزاعي يا تعهدات شخص ثالث را برنميتابد و تنها سند متوازن و توان بازدارندگي حقوقي و عيني است كه ميتواند بقاي تفاهم را تضمين كند.