• 1405 چهارشنبه 13 آبان
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6457 -
  • 1405 چهارشنبه 13 آبان

آيا خداوند براي ارتباط با انسان به واسطه نياز دارد؟

نگاهي به جهان‌بيني قوم شونا در آفريقا

محمدحسن ايپكچي

آيا رابطه انسان با خداوند بايد رابطه‌اي مستقيم و بي‌واسطه باشد؟ آيا تصور وجود واسطه ميان انسان و خداوند، از قدرت و فاعليت الهي مي‌كاهد؟ اين پرسش‌ها از مسائل مهم فلسفه دين‌اند؛ پرسش‌هايي كه پاسخ به آنها تنها در چارچوب اديان شناخته‌شده جهان قابل پيگيري نيست. مطالعه سنت‌هاي ديني كمتر شناخته‌شده نيز مي‌تواند امكان‌هاي تازه‌اي براي انديشيدن درباره رابطه خداوند، انسان و جهان پيش روي ما بگذارد. جهان‌بيني قوم شونا در زيمبابوه، در جنوب آفريقا، يكي از نمونه‌هاي قابل تأمل در اين زمينه است.
در سنت ديني شونا، اعتقاد به خداوند متعال در كنار باور به ارواح نياكان حضور دارد. در بسياري از روايت‌ها، خداوند با نام «موا ري» شناخته مي‌شود و جايگاهي برتر در نظم ديني دارد. در عين حال، مرگ به معناي پايان كامل رابطه فرد با خانواده و جامعه تلقي نمي‌شود. نياكان ممكن است پس از مرگ نيز در زندگي بازماندگان حضور داشته باشند و در برخي موقعيت‌ها در مقام حامي يا واسطه ميان زندگان و امر مقدس فهميده شوند. براي درك اين باور، بايد به اهميت خانواده و پيوند نسل‌ها در زندگي اجتماعي شونا توجه كرد. فرد در چنين جهاني صرفا موجودي مستقل و جدا از ديگران نيست؛ هويت او در ارتباط با خانواده، جامعه و نسل‌هاي پيشين شكل مي‌گيرد. از اين منظر، مرگ هر چند پايان زندگي زيستي است، الزاما به معناي محو كامل جايگاه اجتماعي و ديني فرد نيست. نياكان مي‌توانند همچنان در حافظه جمعي و در تفسير رويدادهاي زندگي حضور داشته باشند.
اما مساله فلسفي از همين‌جا آغاز مي‌شود: اگر خداوند سرچشمه نهايي هستي و قدرت است، نقش ارواح نياكان چگونه بايد فهميده شود؟ آيا آنها قدرتي مستقل دارند يا نقش‌شان در چارچوب نظمي ديني معنا مي‌يابد كه درنهايت  به خداوند  وابسته است؟
براي روشن‌ شدن موضوع، بايد ميان «فاعل مستقل» و «واسطه» تفاوت گذاشت. فاعل مستقل در اين بحث، سرچشم‌هاي است كه قدرتش به عامل برتري وابسته نيست؛ در مقابل، واسطه مي‌تواند در تحقق يك رابطه يا انتقال يك درخواست نقش داشته باشد، بي‌آنكه سرچشمه نهايي قدرت باشد. اگر نقش نياكان در جهان‌بيني شونا در چنين چارچوبي فهميده شود، وساطت آنان لزوما رقيب فاعليت الهي نيست. ممكن است اين وساطت، شيوه‌اي باشد كه از طريق آن انسان‌ها رابطه خود را با امر مقدس تجربه و تفسير مي‌كنند.
البته نبايد اين برداشت را به همه باورها و مناسك شونا تعميم داد. پژوهش‌هاي مردم‌نگارانه درباره مناسك مرگ در زيمبابوه نشان داده‌اند كه در برخي آيين‌ها، ارواح نياكان و ميانجيان ديني حضوري برجسته دارند، بي‌آنكه نام خداوند متعال در همان مناسك ذكر شود. اين نكته اهميت دارد، زيرا ميان اعتقاد كلي به جايگاه خداوند و شيوه عملي تجربه امر مقدس هميشه تطابق كامل وجود ندارد. يك جامعه ممكن است خداوند را سرچشمه نهايي قدرت بداند، اما در موقعيتي مشخص، ارتباط با امر مقدس را از طريق نياكان بيان كند.
از اين رو، حضور واسطه‌ها را نبايد فورا به معناي انكار خداوند يا محدود شدن قدرت او دانست. در عين حال، نبايد از پيش ‌فرض كرد كه همه روابط ديني در اين جامعه از طريق نياكان برقرار مي‌شود. آنچه اهميت دارد، بررسي دقيق نقش واسطه‌ها در هر روايت و موقعيت ديني است. فلسفه دين هنگامي مي‌تواند از اين نمونه بياموزد كه به تفاوت ميان باورهاي نظري، تجربه ديني و عمل اجتماعي توجه كند.
باور به ارواح نياكان همچنين ما را با پرسشي ديگر روبه‌رو مي‌كند؛ رابطه انسان با مردگان چگونه ادامه مي‌يابد؟ در بحث‌هاي فلسفي درباره حيات پس از مرگ، معمولا پرسش از بقاي شخص، هويت فردي و امكان ادامه وجود پس از مرگ بدن مطرح مي‌شود. جهان‌بيني شونا بُعد ديگري را نيز برجسته مي‌كند: تداوم رابطه ميان نسل‌ها و جايگاه مردگان در زندگي زندگان.
البته استمرار اجتماعي يك رابطه، به‌تنهايي اثبات‌كننده بقاي واقعي روح نيست. بايد ميان اين دو پرسش تفاوت گذاشت: آيا شخص پس از مرگ به نحوي باقي مي‌ماند؟ و جامعه زندگان چگونه رابطه خود را با مردگان معنا مي‌كند؟ پاسخ به پرسش دوم لزوما پاسخ پرسش نخست را تعيين نمي‌كند. با اين ‌حال، همين تمايز نشان مي‌دهد كه باورهاي مربوط به نياكان، حتي جدا از داوري نهايي درباره صدق مابعدالطبيعي آنها، موضوعي مهم براي مطالعه فلسفي‌اند، زيرا در آنها مساله هويت فردي با حافظه جمعي، پيوند خانوادگي و نظم اجتماعي ارتباط پيدا مي‌كند.
اهميت مطالعه جهان‌بيني شونا تنها در شناخت يك سنت ديني آفريقايي خلاصه نمي‌شود. اين مطالعه فرصتي است براي بازانديشي در مفاهيم خود فلسفه دين. اگر فاعليت الهي را فقط در قالب كنشي مستقيم و بي‌واسطه تصور كنيم، ممكن است شيوه‌هاي ديگري را كه جوامع ديني از طريق آنها حضور امر مقدس را مي‌فهمند، ناديده بگيريم. در مقابل، توجه به وساطت نياكاني امكان مي‌دهد بپرسيم كنش الهي در يك جهان‌بيني خاص چگونه در شبكه‌اي از روابط انساني، خانوادگي و ديني معنا پيدا مي‌كند.
اين رويكرد به معناي پذيرفتن بي‌چون ‌و چراي باورهاي يك سنت يا كنار گذاشتن نقد فلسفي نيست. برعكس، نخست بايد آن سنت را در زمينه تاريخي و اجتماعي خودش فهميد و سپس پرسش‌هاي فلسفي را با دقت درباره آن مطرح كرد. همچنين نبايد تجربه يك قوم را نماينده همه اديان آفريقايي دانست؛ سنت‌هاي ديني اين قاره متنوعند  و هر يك  نيازمند  بررسي مستقلند.
درنهايت، جهان‌بيني شونا يادآور مي‌شود كه پرسش از رابطه خداوند و انسان، پرسشي واحد با پاسخي يكسان در همه فرهنگ‌ها نيست. در برخي سنت‌ها، اين رابطه از خلال پيوند با نياكان و استمرار روابط ميان نسل‌ها فهميده مي‌شود. مطالعه چنين ديدگاه‌هايي مي‌تواند افق فلسفه دين را گسترش بدهد و ما را به اين نتيجه برساند كه براي فهم مساله فاعليت الهي، علاوه بر استدلال‌هاي انتزاعي، بايد به شيوه‌هايي نيز گوش سپرد كه جوامع گوناگون از طريق آنها رابطه خود را با امر مقدس معنا مي‌كنند.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون