روزبه دلاور
در پي تغيير زمان برگزاري جام ملتهاي آسيا در عربستان بحثهاي دامنهداري پيرامون سرنوشت تيم ملي فوتبال ايران و ضرورت تغيير در كادر فني شكل گرفته است. اين تعويق ناخواسته فرصتي استثنايي ايجاد كرده تا منتقدان و كارشناسان عملكرد سرمربي فعلي را زير ذرهبين ببرند و بپرسند آيا تمديد اين فرصت مجالي براي بهبود است يا فرصتي براي بازنگري در ساختار مديريتي تيم؟ براي واكاوي دقيقتر اين چالش راهبردي و بررسي تأثير اين وقفه بر معادلات فني تيم ملي در گفتوگويي صريح با جلال چراغپور، تحليلگر پيشكسوت فوتبال ابعاد مختلف اين تصميم حساس و پيامدهاي آن را براي آينده فوتبال ايران بررسي كردهايم.
فكر ميكنيد يك سال تعويق در برگزاري جام ملتها فرصت خوبي است براي بهتر شدن شرايط تيم ملي؟
يعني از عقب افتادن بازيهاي جام ملتها يك فرصت بسازيم؛ بله ميشود اين را به يك فرصت تبديل كرد براي ترميم و بازسازي تيم ملي البته اگر برنامه اين كار را به سرعت تهيه كنيم و آماده داشته باشيم و بدانيم به چه چيزهايي نياز داريم. نبايد زمان را از دست دهيم.
خب فوتبال ما الان به چيزي نياز دارد؟
اولين چيزي که نياز داريم بازيهاي تداركاتي قابل بحث است تا شرايط تيم ملي را تغيير دهد؛ نياز داريم. اگر فكر كنيم فقط زمان زياد طولاني شده اما به محتوا توجه نكنيم بازهم اين زمان تمام ميشود و حتي ممكن است اين وقفه باعث ضعيف شدن تيممان شود؛ اگر درست برنامهريزي نكنند. لااقل تيمهاي خود را نگه دارند بيرون از جنگ منطقهاي.
ميگويند در شرايط جنگ برگزاري بازي تداركاتي ممكن نيست يا سخت است! ميتوانيد مثالي بزنيد؟
مثلا زمان جنگ بوسني كه ديديد چطور تيم ملي خود را جداي جنگ نگه داشتند و حتي فكر ميكنم يك بازي تداركاتي مقابل ما انجام دادند. اين يك روشي است كه بيرون از درگيريها تيم را ميبرند و بازيهاي تداركاتي مختلف برگزار ميكنند و از يك حادثه يك شانس به وجود ميآورند.
سرمربي تيم ملي از تغيير نسل ميگويد اما منتقدان ميگويند اين تيم ملي همان تيم سابق است. شما در اين باره چه نظري داريد؟
خب تغييرات به دو شكل است و شايد به شكلهاي ديگر هم ممكن باشد كه انجام بگيرد. اولي كه بايد انجام بگيرد اين است كه فوتبال سنتي كه نزديك ۱۵ سال است تيم ملي انجام ميدهد را بايد تغيير داد. يعني در تمام پستها داريم سنتي بازي ميكنيم. وقتي به فوتبال روز دنيا نگاه ميكنيم متوجه ميشويم كه ما از كليه خواصي كه براي فوتبال روز دنيا وجود دارد دور شديم و نميتوانيم آن فوتبال را ارايه دهيم. اولين چيزي كه بايد تغيير دهيم نحوه تفكرمان درون فوتبالمان است. تغيير آن هم دست آقاي قلعهنویي نيست بلكه دست آكادميهاي فوتبال است كه در حال توليد بازيكن هستند. تفكر نحوه بازي كردن از آكادميها بايد اصلاح شود اما آكادميها را بايد مربيان آكادمي اصلاح كنند، مربيان را كي بايد درست كند؟ كميته آموزش هر كشوري و كميته آموزش را چي تغيير ميدهد؟ دانش در فوتبال. ما اگر دانش در فوتبال را با كميته آموزش تطبيق نكنيم و كميته آموزشمان همين كلاسهاي در حال برگزاري باشد و مربي را به همين شكل تربيت كند ممكن است آدمهاي جوان را بياوريم اما ديديم كه تيم اميدمان با اينكه جوان بودند اما خوب بازي نميكنند. در همين بازي اميدها با كره شمالي ديديم و يك پله پايينتر هم جوانان ما به افغانستان باختند. در نتيجه بياييم در افكار خودمان تجديد نظر كنيم كه آيا جوان كردن تيم ملي مساوي ميشود با بالا بردن محتواي تيم ملي يا همين جوانها همان فوتبالي را بازي ميكنند كه نسل قبلشان كرده؟ الان ما دچار اين مشكل هستيم كه هر جواني كه ميآيد همانطور فوتبال بازي ميكند كه نسل قبلي بازي ميكرد و اصرار به آن هم دارد! مثلا دفاع كناري ما كه خيلي بازياش به چشم ميآيد، كارشناس فوتبال ما ميگويد او شبيه فلاني بازي ميكند اما فلاني براي ۲۰ سال پيش فوتبال بازي ميكرد اما مثال كارشناسان ما ميشود. اين يك جور سنتگرايي در فوتبال است كه نبايد اينطور باشد. مثلا بارسلونا كه الان بازي ميكند آيا كل بارسلونا الان فوتبال بازي ميكند كه دوران ژاوي و همنسليهايش بازي ميكردند؟ با آنكه ژاوي و اينيستا و بقيه در زمان خودشان پيشرفتهترين نوع فوتبال را ارايه ميدادند. اما الان با همين بارساي كنوني بازي كنند چند تا گل ميخورند و ميبازند. در نتيجه فوتبال بايد مدرن شود تا تغيير كند كه كار آقاي قلعهنویي نيست و يك پروسه نوسازي است. مدرن كردن فوتبال برنامهريزي خودش را ميخواهد و فاكتورهايي كه ميخواهند نو كنند را بايد تعريف كنند. تمرينات بايد تغيير كنند و بر اساس فاكتورها مدرن شود و براي مربيان تدريس شود. يك موج تغيير در تمرينات شكل بگيرد و از وظيفه در تمرينات و پستها با افراد متخصص و نيازهاي پستي به وجود بيايد. اگر اين انقلاب در تمرينات و كميته آموزش به وجود بيايد بعد چهار، پنج سال ۱۴ ساله ما كه ۱۸، ۱۹ ساله شوند يك فوتبال نو خواهيم داشت اما با حرف و منممنم كردن و اين و آن را آوردن تغييري ایجاد نميشود. بله تغيير پرسنلي و اسمي و شكلي هست اما تغيير فوتبالي اينطوري نيست.
بعد از جام جهاني فدراسيون گفت فرصتي براي تغيير در كادر فني نيست با توجه به تعويق يك ساله مسابقات جام ملتها ميشود سمت تغيير در كادر فني رفت يا اصلا لزومي نيست؟
كادر فني هم شامل تفكر سنتي و تفكر مدرن ميشود ما الان هم در فوتبال باشگاهيمان كه نگاه ميكنيم متوجه ميشويم بازيكناني كه فوتبالشان تمام ميشود و ميروند كلاسهاي A وB داخلي را ميبنند و برميگردند با اينكه جوان هستند و به تازگي كلاس را پشت سرگذاشتند اما آنچه كه از تفكرات خود ميسازند مدرن نيست يعني وقتي ميبينيم تمام فوتباليستهاي پرسپوليس و استقلال و سپاهان و... همه بازنشستگانشان مربي شدند اما مربياني هستند كه مدرن فكر نميكنند و مدرنيته را وارد فوتبال نميكنند. چرا؟ چون وقتي فوتبالشان تمام ميشود در كلاس چيز مدرني آموزش نميبينند پس بازهم برميگرديم به صحبت اولمان كه تا انقلاب در تمرينات ما رخ ندهد حادثهاي در فوتبال ما رخ نميدهد. فقط بازيكنان، بازي ميكنند و وقتي سنشان بالا ميرود مربي ميشوند و با اينكه سنشان از مربيان قبلي جوانتر است اما همان فوتبال تدريس و بازي ميشود. اسم نميبرم از بچههايي كه بازيكن تيم ملي هم بودهاند و مربي شدهاند تقريبا يكجور كار ميكنند. يك جور تيمهاي خود را مديريت ميكنند فرقي هم نميكند و بعد كه جابهجا ميشوند و اين را ميبرند به آن تيم و آن را ميبرند به اين تيم و همان اتفاقات قبلي رخ ميدهد و همانطور گل ميخورند و گل نميزنند و نتيجه ميگيرند و در كل همه چي ثابت است. اتفاق بايد از سرمنزل بیفتد، يعني كميته آموزش و سرمنزل تغيير یابد. در تفكر فدراسيون فوتبال و آموزش تغییر رخ دهد. آموزش ما هم از كل آسيا عقب افتاده است. كميته و منابع آموزشي ما همه قديمي شدهاند و نحوه آموزشمان هم در كلاسهاي آموزشي بسيار سنتي و قديمي است كه نزديك به چهل، پنجاه سال است همينطوري درس ميدهند كه باعث شده يك چيزهايي از فوتبال ما حذف شده و به گونهاي كه درس ميدهند فوتبال بازي ميكنيم. دارند ناقص درس ميدهند. كسي بايد بيايد از بالا درستش كند تقريبا پنج سال وقت ميبرد!
درباره انتخاب گل محمدي به عنوان سرمربي اميد كه از او به عنوان آلترناتيو قلعهنویي هم نام ميبرند چه نظري داريد؟
آن مشكلي كه در تيم اميد هست مشكل يك روز، ده روز و ده سال و بيست سال نيست بلكه اميدهايمان مشكل ساختاري دارد كه سطح فوتبال اميدهاي ما در سطح فوتبال اميدهاي دنيا نيست و بايد آن سطح را تغيير دهند. سطحي كه در فوتبال دنيا در رده اميد بازي ميشود و دو كلاس يا دو سن از سن خودشان كمتر هستند. يعني زير بيستوسه و زير نوزده، زير شانزده بازي ميكنند كه آن بايد درست شود. درست شدن آن هم منوط به تغيير در تمرينات است كه وابسته به تمرينات باشگاهي هستند كه آكادميشان هم محدود به فوتبال بازي كردن است كه آن هم خود بازيكن تا حدي ميداند چه كار كند و چه كار نكند و بقيهاش درس و كتاب و مطلب است. همينجوري نيست كه فقط با انجام بازي سطح فوتبالت را بالا ببري، بايد آموزش بازي كردن ببيني. مثل اين ميماند كه در چايخانهها ميز شطرنج ميگذارند و پيرمردها از صبح تا شب شطرنج بازي ميكنند و يك عمر هم بازي ميكنند اما يك شطرنجباز جهاني از آنها در ميآيد؟ يا حتي شطرنجباز منطقهاي ميشوند؟ شب و روز هم بازي كنند. اين فوتبال هم همين است، شما شبانه روز بازي بگذار و شب و روز بچههايت در كوچه و خيابان فوتبال بازي كنند اما هيچوقت پرس از جلو را ياد نميگيرند يا پرس ميانه را نميفهند. اين مطالب دوزاري نيست كه با داد زدن و ادا درآوردن لب خط و با فرياد زدن و اشكال گرفتن آن را بشود درست كرد. نه اينطور نيست! تا بنيانش درست نشود، اصلش درست نميشود و تا اصل و بنيانش درست نشود، خودش درست نميشود.