• 1405 يکشنبه 17 آبان
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6460 -
  • 1405 يکشنبه 17 آبان

در آستانه فردا؛ با جامعه امروز

گسست ميان زيست‌جهان شهروندان و تصميم‌سازان عميق‌تر شود و سرمايه اجتماعي (اعتماد نهادي، اميد به آينده و انسجام دروني) آسيب ببيند، سيگنالي هشداردهنده به بيرون مخابره مي‌شود.  من معتقدم آنچه راهبرد بازدارندگي را آسيب‌پذير مي‌كند، صرفا توازن سخت‌افزاري تسليحات نيست، بلكه فرسايش «پيوستگي ملي» و درك آسيب‌پذيري دروني است. هر زمان بيگانگان چنين تصور كنند كه فاصله‌اي ميان اراده‌هاي جمعي و سازوكارهاي موجود ايجاد شده، وسوسه مداخله، تحميل اراده و سناريوهاي تجاوزكارانه امكان رشد مي‌يابند.

۲. درس تاريخي: چرا بوش پدر وارد خاك ايران نشد؟- پاسخ به اين پرسش كه چرا در برهه‌هاي حساسي همچون تحولات پس از جنگ خليج‌فارس و حوادث منطقه‌اي مشابه، دولت امريكا و استراتژيست‌هاي نومحافظه‌كار، در انتخاب حمله به ايران يا عراق، جرات ورود به تقابل مستقيم با ايران را نيافتند، درس بزرگي براي امروز دارد. با توجه به مطالعات و تجربه زيسته‌ام، بر اين باورم كه در آن دوران، ايران تازه از دل 8 سال دفاع سنگين و فرسايشي بيرون آمده بود؛ جنگي كه در آن تماميت ارضي كشور با وجود تفاوت‌ها و رنج‌ها، متكي بر يك «اراده پيوسته ملي و مادي‌سازي همبستگي عميق مردمي» حفظ شده بود. ارتش‌هاي متجاوز نه از ديوارهاي سيماني، بلكه از انسجام همدلانه يك جامعه مي‌هراسند. نيروي بازدارنده آن زمان، آگاهي دشمن از شكست‌ناپذيري جامعه‌اي بود كه براي دفاع از خانه خود آماده بود. اين همان نقطه ثقل است. قدرت واقعي يك كشور نه در ويترين‌هاي تسليحاتي، بلكه در عمق پيوند جامعه با حق تعيين سرنوشت خود نهفته است.

 ۳. انباشت فقدان: از دست رفتن‌هاي خاموش- وقتي با نگاهي تاريخي به جامعه مي‌نگريم، آمارها از بيان ابعاد واقعي رخدادها قاصرند. چند دهه است كه مردم در مقابل انواع حملات آشكار و پنهان ايستاده‌اند. رنج جامعه ما در دهه‌هاي اخير تنها با سنجه‌هاي متعارف اقتصادي قابل اندازه‌گيري نيست. فرسايش ناشي از تحريم‌هاي همه‌جانبه، تنگناهاي ساختاري و انزواي اقتصادي، سهمگين‌ترين ضربه را به «زيرساخت انساني» اين سرزمين وارد ساخته است.

- كودكي‌هايي كه در سايه كمبودها، دارونايابي و ناامني رواني گم شدند.

- جواني‌هايي كه پتانسيل خلاقيت، بالندگي و جهان‌گشايي‌شان پشت سدهاي معيشت روزمره و محدوديت‌ها  مستهلك شد.

- و جان‌هاي عزيزي كه در همين دو جنگ اخير و دسيسه‌ها از كف رفتند.

اين رنج مشترك، سرمايه عاطفي عظيمي از سوگ فروخورده را در جامعه تلنبار كرده است.

۴. امروز چه عنصري  وطن را حفظ كرده است؟- در ميانه تمام فشارهاي معيشتي، بحران‌هاي رواني و سايه شوم تهديدهاي خارجي، پرسشي بنيادين وجود دارد: چه چيزي تاكنون شيرازه اين جامعه را حفظ كرده است؟

به باور من، آنچه ايران را در برابر توفان‌ها سرپا نگه داشته است، يك «شبكه همبستگي ژرف مدني» دلبستگي عميق به ريشه‌هاي تمدني، هويت ايراني و خرد جمعي مردم در پرهيز از فروپاشي است. اين جامعه دريافته است كه هزينه هرج‌ومرج و ويراني زيرساخت‌هاي ملي جبران‌ناپذير است؛ از اين رو با صبوري تاريخي و تاب‌آوري حيرت‌انگيز خود، سنگربان صيانت از كالبد ايران مانده است. اين سنگرباني از سوي همه جامعه ايران است. از دانشگاه و هنر تا كارخانه؛ نه صرفا بخشي كه در قاب‌هاي رسمي نشان داده مي‌شود.

۵. بازگشت به ريشه‌ها: براي مردم و به خاطر مردم- بي‌ترديد، فلسفه انقلاب اسلامي ايران براي مردم بوده است. اين روزها دفاع، مقاومت و ايستادگي در همين راستا قابل تبيين است. اصولا هر دگرگوني تاريخي و انقلابي، در ابتدا پاسخي است به آرمان عدالت، آزادي، كرامت و استقلال مردمانش؛ نظامي كه شكل مي‌گيرد مشروعيت، هويت و دليل وجودي‌اش را تنها از اين عهد با جامعه مي‌گيرد، براي مردم و به خاطر آنها.

فراموش كردن اين اصل، به معناي ناديده گرفتن ريشه‌هاي وجودي هر سامانه سياسي‌اي است. حفظ جامعه در دنياي متلاطم امروز ممكن نيست مگر با رجوع بي‌پيرايه به همان غايت بنيادين. خدمت به حيات، رفاه و عزت تك‌تك شهروندان. امروز نيز خروج از بحراني‌ترين سال‌هاي تاريخي اين سرزمين بدون بازگشت عميق و آگاهانه به اين ريشه‌ها ممكن نيست.

۶. چگونه و با كدام درك از تنوع مي‌توان انسجام جامعه را حفظ كرد؟ اشتباهاتي كه در سال‌هاي گذشته در سياستگذاري‌ها و اقداماتي كه بدون در نظر گرفتن تغييرات اجتماعي و نگرش‌هاي جامعه صورت گرفت، شرايطي را پديد آورد و جامعه دچار التهاباتي شد. اينچنين زمينه‌سازي ذهني و هوس حمله به ايران در درون رژيم اسراييل و امريكا شكل گرفت. بايد درس بگيريم. اكنون اين ماييم و فرداي ايران. براي عبور سالم از دالان خطرات، نيازمند يك پارادايم شيفت (تغيير بنيادين الگو) در نگاه به جامعه هستيم:

الف. پذيرش تنوع ساختاري و فرهنگي: جامعه امروز ايران متكثر، مدرن، پويا و واجد سبك‌هاي زندگي و نظام‌هاي ارزشي گوناگون است. تحميل يكدستي و اصرار بر يكسان‌سازي،  بزرگ‌ترين تهديد براي همبستگي است. جامعه زماني متحد مي‌شود كه تمام تفاوت‌ها در زير چتر «حقوق برابر شهروندي»  به رسميت شناخته شوند.

ب. فهم نسل‌هاي نو و مطالبات مشروع: نسل‌هاي جديد خواستار پيوند با جهان، دسترسي به فناوري‌هاي نوين، كيفيت زندگي، اقتصاد پيش‌بيني‌پذير و آزادي‌هاي فردي و اجتماعي در چارچوب حاكميت قانون هستند. فهم اين مطالبات نبايد با عينك امنيتي، بلكه بايد با نگاه توسعه‌گرا صورت بگيرد.

ج. بازسازي سرمايه اجتماعي از طريق عدالت و گشايش: براي نااميد كردن متجاوزان، راهي جز افزايش سرمايه اجتماعي و ايجاد همدلي و گسترش عاطفه با جامعه نيست. از سياست‌هاي تقابلي كه صداي آن- حتي در ميانه ناامني و نگراني از جنگ هم- بلند شنيده مي‌شود بايد اجتناب كرد. هنوز هم تقسيم كردن جامعه، به عقب راندن آدم‌ها از حضور و باز هم خالص‌سازي، درس نگرفتن از شهدايي كه قبلا ردصلاحيت شدند و... ديده مي‌شود. بازسازي اميد ملي نيازمند اصلاحات شجاعانه، شفافيت، باز كردن فضا براي نخبگان واقعي و چرخش مسالمت‌آميز ايده‌هاست. وقتي شهروند حس كند صدايش شنيده مي‌شود و در تعيين آينده سهيم است، خود به نفوذناپذير‌ترين سنگر دفاع از امنيت ملي بدل مي‌شود.

ايران را سازوبرگ‌هاي نظامي به تنهايي حفظ نمي‌كنند؛ ايران زماني در امان مي‌ماند كه خانه اميد همه فرزندانش باشد. امروز بايد به اين حقيقت اعتراف كرد كه تنها راه خنثي‌ كردن طمع دشمنان و بستن منافذ تهديد، عميق‌تر كردن رابطه با جامعه در تمام شوون، جلوگيري از هرگونه شكاف‌، شنيدن همه صداها و همصدايي و با مردمي است كه قرن‌هاست اين تمدن را بر شانه‌هاي خسته، اما استوار خود حمل كرده‌اند. درخشش آينده ايران،  دقيقا در گروی همين انتخاب تاريخي است.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون