وقتي نشان دادن كشاله مُد ميشود
ياسر آساني بايد درس عبرت شود
اتفاقي كه در جريان ديدار استقلال تهران و استقلال خوزستان رخ داد و ياسر آساني با حركتي غيراخلاقي به سمت كمك داور خبرساز شد زنگ خطري براي فرهنگ حاكم بر فوتبال ايران است. آنچه آساني انجام داد نه اولين بار است كه در ليگ برتر ديده ميشود و نه متأسفانه اگر برخوردي قاطع صورت نگيرد آخرين بار خواهد بود.
اين داستان تكراري كشاله قصه عجيبي است! وقتي شجاع خليلزاده، كاپيتان تراكتور در حركتي مشابه اندام خصوصي خود را به سمت تماشاگران نشان داد توجيه گرفتگي كشاله ران به عنوان يك سپر دفاعي مطرح شد. آن روزها شايد خيليها تصور ميكردند اين يك خطاي سهوي يا يك بدفهمي در ترجمه رفتار فيزيكي بازيكن است. اما گذشت زمان نشان داد كه سكوت نهادهاي انضباطي و پذيرش اين توجيهات مضحك جلوي تكرار آن را نگرفت و آن را به يك هنجار ناهنجار بدل كرد.
درواقع وقتي يك بازيكن سرشناس چنين حركتي ميكند و بدون محروميت سنگين يا جريمهاي بازدارنده به كار خود ادامه ميدهد در ناخودآگاه ساير بازيكنان اين پيام مخابره ميشود كه ميتوان فحاشي كرد ميتوان توهين كرد و با يك عذرخواهي صوري يا بهانه آوردن گرفتگي عضلات از مهلكه گريخت!
اين همان نقطهاي است كه فوتبال ما در آن دچار زوال اخلاقي ميشود. ورزشگاهها جايي كه روزگاري محل تبلور جوانمردي بودند حالا به عرصهاي براي تخليه خشمهاي فروخورده و رفتارهاي سخيف تبديل شدهاند.
اما موضوع فقط يك بازيكن يا يك باشگاه خاص نيست موضوع عاديسازي است. وقتي دوربينهاي تلويزيوني و لنز عكاسان اين لحظات را شكار ميكنند و در فضاي مجازي دست به دست ميشود و حتي اسم خاص روي آن گذاشته ميشود تا راحتتر به آن پرداخته شود (كشاله) تمام قبح اين رفتارها شكسته ميشود. خانوادههايي كه براي تماشاي مسابقه به استاديوم ميآيند يا كودكاني كه الگوي خود را در ميان فوتباليستها جستوجو ميكنند با ديدن اين تصاوير چه پيامي دريافت ميكنند؟
آيا بايد پذيرفت كه در مستطيل سبز بيحرمتي به تماشاگر بخشي از پروتكلهاي بازي است؟ اگر كميته انضباطي در پروندههاي قبلي به جاي مماشات و مصلحتانديشي برخوردي قاطع و عبرتآموز با خاطيان ميكرد امروز شاهد تكرار اين كشالههاي بيقرار نبوديم! فوتبال بدون اخلاق حتي اگر با بالاترين سطح فني و هيجان فني همراه باشد - كه سالهاست اينطور نيست - براي جامعه چيزي جز زشتي و بداخلاقي به ارمغان نميآورد.
حالا زمان آن رسيده است كه مسوولان فوتبال ايران به جاي پناه بردن به توجيهات مضحك بازيكنان كارت قرمز اخلاقي را از جيب بيرون بياورند پيش از آنكه سكوهاي ورزشگاه به كلي از خانوادهها و هواداران قابل احترام و دوستداشتني خالي شود.