ستاره درخشان ادبيات زنان سياهپوست
در دوران بردهداري و سركوب امريكايي-آفريقاييها، زنان سياهپوست با خطراتي كه به جان خريدند كوشيدند فرهنگ آبا و اجداديشان را حفظ كنند و كشمكشها و اميدهايشان را با كلام و تصورات خود روي كاغذ بياورند. بسياري از هنرمندان و نويسندگان زن سياهپوست طي دوران جنگ سرد و بازسازي ايالات متحده امريكا وارد عرصه هنر شدند. حضور پررنگ اين زنان در جنبش حقوق مدني و جنبش زنان در دهه 1960 باعث ايجاد مخاطب گستردهتر براي آثار غنيشان شد.
آليس واكر و توني موريسون، نويسندههاي زن سياهپوست امريكايي با هدف نمايان كردن تجربيات زنان سياهپوست در رمانهايشان قدم در عرصه نويسندگي گذاشتند. هر دو درك خواننده را از محدوديتها و امكانات زندگي سياهپوستان امريكايي عمق بخشيدند. واكر گريزي به ميراث ادبيات جنوب در آثارش به نمايش گذاشت و موريسون با دانشي كه از زندگي سياهان داشت به خلق شخصيتهاي خيالي با تجارب حقيقي پرداخت.
پس از دهه 1970 ادبيات آفريقايي- امريكايي يكي از مهمترين بخشهاي ادبيات امريكايي شد. نويسندگان سياهپوست ادبيات معاصر امريكا، از جمله واكر و موريسون، در آثارشان بر رنج و تقلاهاي سياهان امريكا تمركز كردند. هر دوي آنها به عنوان نويسندگاني سياهپوست بر اين نكته تاكيد داشتند كه «زني سياهپوست بودن» با «زن بودن» بسيار متفاوت است. به همين منوال رمانهاي «مريديان» و «رنگ ارغواني» واكر و رمانهاي «آبيترين چشم» و «معشوقه» اثر موريسون به بقاي زنان سياهپوست در جامعهاي كه تحت تاثير استعمار و تبعيض جنسيتي است، ميپردازند.
در حقيقت آليس واكر درخشانترين ستاره كهكشان ادبيات زنان سياهپوست امريكا است. در آثارش زنان دورانهاي مختلف تاريخ را به تصوير ميكشد. چنين تصاويري تفاوتها و شباهتهاي شرايط زندگيزنان امروز و آن دوران را محرز ميكند. واكر با به كارگيري عناصري چون معنويت، حكايات گذشتگان، بينش زنگرا، رئاليسم ادبي و گروتسك در نوشتههايش، قلمرو فرهنگي گستردهاي را آفريده است.
او خالق رمانهاي «رنگ ارغواني»، «معبد آشناي من»، «مريدين»، «تملك راز شادي» و.... است.