تغيير موازنه قدرت در آسيا چين پيشتاز ميشود؟
استفان والت
با وجود هرج و مرجهايي كه سياست خارجي ايالاتمتحده، اخيرا دچار آن شده است؛ به راحتي ميتوان از برخي جنبههاي اساسيتر سياست جهاني صرفنظر كرد. همه ما از قضيه سيگنال گيت، مذاكرات روسيه و اوكراين، دشمني آشكار دولت ترامپ با اروپا در جريان يك جنگ بلندپروازانه تجاري، خودزني ناشي از روابط متشنج ميان ايالاتمتحده و كانادا و حمله سيستماتيك به نهادهاي دموكراتيك در داخل ايالاتمتحده به نحوي دور شديم. اگر با استمرار اين همه عصيان مشكل داريد، پس تنها نيستيد. اجازه دهيد براي لحظهاي شما را از سرفصلها دور كنم و از شما دعوت كنم تا روي يك موضوع بزرگ با پيامدهاي بلندمدت تمركز كنيد و آن چيزي نيست جز «آينده اتحادها و ائتلافسازيهاي ايالاتمتحده در آسيا». وزير دفاع ايالاتمتحده، پيت هگست، با استفاده از يك برنامه ناامن براي ارسال پيامك به همكارانش و يك روزنامهنگار در مورد طرحهاي حمله در يمن سعي ميكند به همپيمانان ايالاتمتحده در آسيا، مجددا اطمينان دهد. براي او آرزوي موفقيت ميكنم، زيرا تلفيق بيتجربگي هگست و سياستهاي دولت تا به امروز اين كار را پيچيدهتر كرده است. تا همين اواخر، من اين موضوع را با داستاني ساده، آشنا و نسبتا اطمينانبخش مبتني بر نظريه كلاسيك و واقعگرايي مبتني بر موازنه قدرت/تهديد توضيح ميدادم كه در حقيقت بازتاب جنبههاي وضعيت موجود بينالمللي و منطقهاي است. در اين داستان، اين تحولات چشمگير درنهايت ايالاتمتحده و بسياري از همسايگان نزديك چين را نگران كرد. درنتيجه، يك ائتلاف متعادل شروع به شكلگيري كرد كه از متحدان آسيايي امريكا شروع شد، اما به تدريج گسترش يافت و چندين دولت ديگر را نيز در بر گرفت. هدف واضح اين ائتلاف مشخص بود و آن چيزي جز جلوگيري از تسلط چين بر منطقه نبود. عناصر كليدي اين اقدام در انتقال نيروهاي نظامي بيشتر ايالاتمتحده در این ماجرا واضح است؛ ايالاتمتحده و متحدان آسيايياش دلايل قوي و واضحي براي ادامه و تعميق روابط اتحاد خود دارند، فارغ از اينكه چه كسي كاخ سفيد را اشغال ميكند. همچنين متضمن اين نتيجهگيري خوشبينانه است كه توازن قوا همانطور كه توضيح داده شد...
موثر واقع خواهد شد و تلاش چينيها براي تسلط بر منطقه نتيجهاي جز شكست براي آنان به ارمغان نخواهد داشت. اشتباه نكنيد، من ديدگاه سادهام را قبول دارم و فكر ميكنم حقيقت قابلتوجهي در آن وجود دارد. اما دلايل فزايندهاي نيز براي زير سوال بردن آن مطرح است و مهمترين اين نقدها خوشبيني بيش از حد ما به رضايت تمام طرفها است. قبل از هر چيز بايد گفت كه، چين دست روي دست نگذاشته است. اگر چه پكن تلاش ميكند حداقل در ظاهر با اين شرايط جديد خود را سازگار نشان دهد و در برخي موارد موفق هم ميشود. راهاندازي مدل هوش مصنوعي دپ سيك لحظهاي و اتفاقي نبود، اما نشان داد كه توانايي نوآوري چين، برخي از موانعي كه ايالاتمتحده تلاش كرده بر پيشرفتهاي فناوري چين تحميل كند را عملا بينتيجه گذاشت. چين همچنان به سرمايهگذاري و تلاش زيادي براي ظرفيت ساخت تراشه داخلي و محاسبات كوانتومي خود ميپردازد. دانشگاهها و موسسات تحقيقاتي چين درست در لحظهاي كه دولت ترامپ دانشگاههاي ايالاتمتحده را به دلايل مشكوك هدف قرار ميدهد، با قدرت به فعاليتهاي خود ادامه ميدهند و همكاري دانشمندان امريكايي با همتايان خارجي را دشوارتر ميكند و بودجه فدرال را براي تحقيق و توسعه كاهش ميدهد. دوم، يكي از مهمترين متحدان آسيايي امريكا -كرهجنوبي- پس از تلاش ناموفق رييسجمهور استيضاحشده، يون سوك يول، براي اعمال حكومت نظامي در دسامبر 2024 دچار آشفتگي سياسي شده است. همچنين احتمال مشخصي وجود دارد كه لي جائه ميونگ، رهبر اپوزيسيون درنهايت به رياستجمهوري دست يابد و لي نسبت به روابط ايالاتمتحده و كره بدبينتر بوده و در گذشته از رويكرد آشتيجويانهتري نسبت به چين و كرهشمالي حمايت كرده است. سوم، چين با چالشهاي جدي در حوزه جمعيتي مواجه است، اما ژاپن و كرهجنوبي نيز با مشكلات جدي مشابهي روبهرو هستند. ميانگين سني در تايوان 44 سال، در كرهجنوبي نزديك به 45 سال و در ژاپن تقريبا 50 سال است. در ايالاتمتحده تقريبا 38 سال و در چين كمي بيشتر از 40 سال است. در مقابل، جمعيت هند، اندونزي و فيليپين بسيار جوانتر هستند، با ميانگين سني كمتر از 30 سال. تواناييها و ظرفيتهاي جمعيتي اگر فقط به اين دليل باشد كه مردان و زنان جوان از نيروي كار حذف شوند و لباس فرم نظامي بر تن آنان نمايند؛ باعث كاهش بهرهوري اقتصاد ميشود و همچنين چالشي ديگر در حوزه اقدام جمعي وجود دارد. حتي زماني كه دولتها با يك تهديد مشترك مواجه ميشوند و انگيزههاي آشكاري براي كمك به يكديگر براي مقابله با آن دارند، وسوسه ميشوند كه به ديگران اجازه دهند كارهاي سنگين را انجام دهند يا بزرگترين ريسكها را بپذيرند. البته اين به سختي يك پديده جديد است، اما همچنين قرار نيست از بين برود. ميتوان با رهبري قوي اتحاد و ديپلماسي پايدار بر آن غلبه كرد، اما مشخص نيست كه در سالهاي آينده عرضه فراواني براي پيشبرد اين هدف وجود داشته باشد. در اين ميان از يكسو، دونالد ترامپ گفته است كه چين يك رقيب اقتصادي و نظامي براي ايالاتمتحده محسوب ميشود و ازسوي ديگر شخصيتها و چهرههاي برجسته چيني در پستهاي كليدي دولت او حضور دارند. مقابله با چين نيز يكي از معدود موضوعاتي است كه حمايت گسترده دو حزب را دارد. اما ازسوي ديگر، رهبران كسب و كار ايالاتمتحده (و به ويژه افرادي مانند ايلان ماسك) نميخواهند درگيري با چين باعث اختلال در معاملات تجاري آنها با پكن شود. ترامپ در گذشته درباره دفاع از تايوان ابراز ترديد كرده بود و يكي از اولين اقدامات دولت او فشار بر شركت تراشهساز تايواني TSMC براي سرمايهگذاري حدود 100 ميليارد دلار در ايالاتمتحده طي چند سال آينده بود. ترامپ خود را يك تاجر ماهر ميداند (عليرغم سوابق بينظيرش در اين حوزه) و مايل است با رييسجمهور چين، شي جين پينگ، كه ادعا ميكند رابطه خوبي با او دارد، مذاكره كند. نكته پاياني اين است كه دشوار است كه دقيقا دريابيم دولت ترامپ، چين را چگونه ميبيند يا چه كاري ممكن است در آسيا انجام دهد يا انجام ندهد. علاوه بر اين، تضاد عميقي بين راهبرد مقابله با چين و رويكرد حمايتگرايانه ترامپ در قبال متحدان و دشمنان وجود دارد. ايالاتمتحده از زماني كه ترامپ شراكت ترانس پاسيفيك را در آغاز دوره اول رياستجمهوري خود از بين برد، استراتژي اقتصادي جدي براي آسيا نداشته است و دولت بايدن نيز راهبردي را ارايه نكرد. تعرفههايي كه بهتازگي بر خودروهاي خارجي و قطعات خودرو اعلام شد، ضربه سختي به كرهجنوبي و ژاپن خواهد زد كه مانع جدي بر سر راه همكاريهاي استراتژيك بيشتر با هر يك از اين دو كشور ميباشد. پكن به سرعت از اين فرصت استفاده كرد، وانگ يي، وزير امور خارجه در نشست اخير با مقامات ژاپني و كرهجنوبي بر «پتانسيل بزرگ» تجارت و ثبات تاكيد كرد و به آنها گفت كه «همسايگان نزديك بهتر از اقوام دور هستند.» ترامپ و ماسك همچنين در حال برهم زدن نهادهاي مهم دولتي و جايگزيني مقامات باتجربه با افراد وفادار هستند؛ روسايي در شوراي امنيت ملي و وزارت دفاع كه نحوه رياست آنان بيشتر شبيه به يك ساعت كوكي است. گرچه اين مناسبات هرگز به ارزشها يا نهادهاي مشترك وابسته نبودند (يعني كرهجنوبي، تايوان و فيليپين همگي براي دورههاي طولاني ديكتاتوري بودند)، اين واقعيت كه اكثر شركاي ايالاتمتحده در آسيا در سالهاي اخير دموكراسيهايي همفكر بودند، به تقويت اين روابط كمك كرده است. با اين حال، اگر ايالاتمتحده در مسير خودكامگي باشد، آن عنصر وحدتبخش (بدون ذكر تمايز آشكار قبلي بين نظم سياسي ايالاتمتحده و چين) از بين خواهد رفت.