اهداف انقلاب اسلامي از نگاه بنيانگذار (۶)
احمد مازني
ميزان را راي ملت بدانيم كه از هر سلاحي بازدارندهتر است
در يادداشت قبل گفته شد كه در رژيم سلطنتي پهلوي، انتخابات وسيلهاي براي تحميل راي شاه و سفراي خارجي بود و مردم يا در چنين انتخاباتي شركت نميكردند يا اسامي منتخبين مردم اعلام نميشد و نمايندگان قلابي از قبل تعيين شده بودند. در چنين شرايطي بود كه امام خميني برگزاري انتخابات آزاد را يكي از هدفهاي انقلاب اعلام كردند و اين هدف را در برگزاري همهپرسي جمهوري اسلامي و قانون اساسي و در تاسيس نهادهاي حكومتي عملي كردند. از تلخيهاي روزگار اينكه برخي اين روزها ديدگاههاي مخالفان جمهوري اسلامي را بازنشر ميكنند تا به نسل انقلاب نديده بگويند كه رفراندوم جمهوري اسلامي اقدامي شتابزده و غيركارشناسي و غيردموكراتيك بود!
درحالي كه اولا «جمهوري اسلامي» در راهپيماييهاي ميليوني و قطعنامههاي جنبش سراسري مردم ايران با اكثريت قريب به اتفاق پذيرفته شده بود. ثانيا مفهوم و محتواي جمهوري اسلامي توسط
امام خميني و شخصيتهاي برجسته انقلاب مانند حضرات آيات مطهري، منتظري، طالقاني، بهشتي و بسياري از استادان دانشگاه و ازجمله در برنامههاي تلويزيوني تبيين شد و آن مطالب اكنون در دسترس است و اگر بنا بر بازنشر فهرست معدودي از مخالفان روحاني و غيرروحاني اصل يا روش همهپرسي باشد، دهها برابر آنها شخصيتهاي حوزوي و دانشگاهي موافق بودند كه هم از نظام جمهوري اسلامي و رفراندوم حمايت كردند، هم مباني و محتواي جمهوري اسلامي را تبيين كردند و هم به اين نظام راي دادند؛ اينكه پس از قريب نيم قرن از عمر نظام جمهوري اسلامي، با ذرهبين دنبال اسامي مخالفين رفراندوم جمهوري اسلامي باشيم و به نحوي وانمود كنيم كه انگار همه نخبگان جامعه در يكسو و حدود ۹۹درصد رايدهندگان در سوي ديگر قرار داشتند و هر چه آن شخصيتهاي نخبه تلاش كردند نتوانستند از فريب خوردن مردم ايران جلوگيري كنند حداقل ناشي از بياطلاعي از واقعيت است؛ در رفراندوم سال ۱۳۵۸ تعداد كل ايرانيان واجد شرايط راي دادن، ۲۲ ميليون و ۸۰۰ هزار نفر بود كه ۲۰ ميليون و ۲۸۸ هزار و ۲۱ نفر در همهپرسي شركت كردند. از اين تعداد ۲۰ ميليون و ۱۴۷ هزار و ۵۵ نفر راي «آري» به صندوق انداختند و تنها
۱۴۰ هزار و ۹۶۶ نفر راي «نه»، بگذريم از اينكه برخي انتخاب ملت را ناشي از شور و احساسات تعبير ميكنند!
بدون اينكه قصد شبيهسازي داشته باشم به ماجراي نهضت عاشورا اشاره ميكنم كه مخالفت چند چهره سياسي با اقدام امام حسين (ع) چنان بزرگنمايي شد كه گويي هيچ آدم عاقلي حركت امام را تاييد نميكرد؛ درحالي كه اين ادعا در درجه اول ازسوي بنياميه تقويت و حتي نام برخي شخصيتهاي معروف را در فهرست مخالفان جعل كردهاند؛ درحالي كه انديشمندان عاشوراپژوه، رفتار امام حسين(ع) را عقلاني و عقلاي همسو با امام را بيش از مخالفان عافيتطلب ذكر كردهاند. اكنون نيز براي توجيه انحراف از سنت بنيانگذار از يكسو و همصدايي (خواسته يا ناخواسته) با بدخواهان ايران و اسلام ازسوي ديگر چنان مخالفت چند چهره سياسي، مذهبي با رفراندوم تغيير نظام را با آب و تاب نقل ميكنند كه انگار همه عقلاي كشور مخالف بودند و اين عقلاي مخالف در خشت خام چيزي را ميديدند كه امام خميني و ميليونها ايراني همسو در آيينه نميديدند! و ديگر اينكه در مورد همهپرسي تغيير نظام در ايران ميتوان گفت صرف برگزاري رفراندوم و رجوع به آراي مردم در ايران براي تعيين حكومت امري كاملا بيسابقه بود، آنهم در سرزميني با ۵ هزار سال سابقه در تاريخ كه در هر دورهاي يك خانواده با زور سرنيزه بر اين كشور حكمراني ميكرد و اين تاريخ سرشار از استبداد و اين اواخر توام با استعمار چنان ترسيم ميشود كه انگار همه خوشبختيها مربوط به آن دوران، (بهويژه همين اواخر) و همه تيرهبختيها مربوط به اين چهل و چند سال است! درحالي كه القاي چنين نگرشي نه تنها راه مناسبي براي عبور از بحرانهاي جاري به روي جامعه به ويژه نسل نو نميگشايد بلكه زمينهساز يأس و درنهايت تسليم در برابر بيگانگان و بدخواهان خواهد شد؛ بسيار ناسپاسي است كه نقش تاريخي امام خميني در نفي استبداد داخلي و استيلاي خارجي و استقرار نظام مبتني بر آراي مردم مورد بيمهري قرار گيرد.
چنانكه در يادداشتهاي قبلي اشاره شد پس از رفراندوم تغيير نظام، در ادامه نيز اتكاي اداره امور كشور بر آراي مردم و ممانعت از تحميل راي صاحبان زر و زور و تزوير مورد تاكيد بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران بود و اينك نيز راهحل عبور از بحرانهاي جاري بازگشت به همين سنت و اصلاح رويهها و تغيير رويكردها است و به جاي تهديد به ساخت سلاح هستهاي، ميزان را راي ملت بدانيم و آزادي انتخابات را تضمين كنيم كه از هر سلاحي بازدارندهتر است.