• ۱۴۰۴ شنبه ۱۷ فروردين
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 1060 -
  • ۱۴۰۴ شنبه ۱۷ فروردين

دست‌مريزاد به مردمي كه با زندگي مي‌رقصند

نازنين متين‌نيا

تعطيلات طولاني بهاري، فرصت خوبي براي پيدا كردن و شناخت جامعه ايراني در فضاي مجازي است؛ آدم‌ها سرشان خلوت شده، فعاليت‌هايي متفاوت از روزهاي كاري دارند و دغدغه‌ها، بسيار متفاوت‌تر از روزهاي عادي است. اين‌طور است كه اگر وقت بگذاري و اكانت‌هاي اينستاگرام يا توييتر را دقيق‌تر ببيني، دل‌مشغولي آدم‌ها را دنبال كني و با نگاهي تحليلي به رفتار مردم در تعطيلي و اوقات فراغت نگاهي بيندازي، چهره‌اي ديگر از جامعه ايراني پيدا مي‌كني. چهره مردمي كه وقتي سرشان خلوت مي‌شود، روي ديگر زندگي را پيدا مي‌كنند و دنبال چيزهايي مي‌گردند كه در روزهاي سرشلوغي و جنگيدن در شرايط اقتصادي و اجتماعي اين روزهاي ايران، كم‌رنگ‌تر است. مثلا مي‌بيني كه بحث‌ها، پي تغييرهاي اجتماعي پررنگ‌تر مي‌شود. درست و غلط‌هاي رفتار اجتماعي ما بيشتر به چشم مي‌آيد و در سايه اين دقيق‌تر شدن، خيلي از ناهنجاري‌هاي اجتماعي هم خودش را نشان مي‌دهد و راهكارهايي براي بهبود هم پيش مي‌آيد. مثلا در همين تعطيلات، عكس‌هايي از خاك هرمز وايرال شد. كاربري نوشته بود كه گردشگران، خاك هرمز را به خانه مي‌برند و ساحل نقره‌اي و زيباي هرمز، اين ‌روزها تبديل به ساحلي معمولي شده. بحث‌هاي زيادي درباره اين موضوع و گردشگري راه افتاد. اينكه گردشگران در مواجهه با مقصد گردشگري، چه زيان‌هايي به‌جا مي‌گذارند و چه بايد كرد. در ادامه البته حرف‌هايي هم درباره جابه‌جايي خاك هرمز و اينكه اساسا مسووليت اين فاجعه با گردشگران نيست و دزدي خاك اتفاق افتاده زده شد، اما همان بحث اول درباره گردشگري و اينكه تا كجا اجازه داريم كه چيزي را از آن خود بدانيم و بي‌تفاوت به ضربه زدن، در يك سفر، دست به نابودي بزنيم پيش آمد. بحث‌هايي كه در جاي خالي فرهنگ‌سازي براي گردشگران، مهم و جالب است. بحث‌هاي ديگري هم بود؛ مثلا درباره لذت بردن از زندگي، راهكارهايي براي دوام آوردن در سال جديد و... دورتر كه بايستي، مي‌بيني كه آدم‌ها در تلاش براي ساختن اتفاق‌هايي خوب و متفاوت‌اند. تغيير و يك گام به جلو رفتن، در روزهايي كه نقطه «حال» كنوني ناخوش احوال است و زندگي سخت، اين تلاش‌ها ستودني است. از دور با مردمي طرف مي‌شوي كه نمي‌خواهند در چاله كنوني بمانند و دنبال بيرون آمدن از وضعيت ناخوشايندند. لپ كلام اينكه مردم دنبال زندگي آرامند و اگر اين آرامش را در تغيير شرايط اقتصادي يا اجتماعي پيدا نمي‌كند، حداقل دست روي دست هم نمي‌گذارند و با قدم‌هايي براي تغييرات كوچك پيش مي‌روند. از اين منظر نگاه اكثريت جامعه ايراني به زندگي، ستودني است. كجا مردمي را ديده‌ايد كه با اقتصادي نابسامان و بالا رفتن ثانيه‌اي قيمت‌ها، همچنان براي زندگي كردن و تغيير، آنقدر تشنه باشند؟ كجا مردمي را پيدا مي‌كنيد كه در سختي مدام، همچنان بخواهند كه لحظه‌اي فارغ از جهان، دمي خوش باشند و بگذرند تا بگذرد؟  حيرت‌انگيز است. من نمي‌دانم اين ويژگي در دي‌اي‌ان فرهنگي ما ايراني‌هاست يا شرايط سخت و بازي روزگار ما را به سمت چنين روش و منشي سوق داده اما، هرچه كه هست، زيباست. اينكه بداني وسط سختي‌هاي روزگار و اخبار پرتنش، هنوز زندگي جريان دارد و گم نشده، دلگرمي و تسلي بزرگي است. برخلاف تمام اتفاق‌ها، برخلاف تمام سوءمديريت‌ها، برخلاف تمام لحظه‌هايي كه با خودت فكر مي‌كني شايد اگر دست روزگار ما را اينجا گرفتار نمي‌كرد، همين رقص با زندگي، غنيمتي بزرگ و صد البته شگرف است. اصلا همين است كه باعث مي‌شود ايران و مردمانش، متفاوت باشند. همين است كه مي‌بيني معدود گردشگران خارجي كه اين ‌روزها گذرشان به ايران مي‌افتد، توي پست‌هاي اينستاگرامي، از ظاهر متفاوت ايران برخلاف آنچه در مديا شنيدند مي‌گويند و مردم ايران را متفاوت مي‌بينند. اين مردم، روي ديگري از خود در واقعيت زندگي به تماشا مي‌گذارند. چهره‌اي مي‌سازند از جامعه‌اي كه نور زندگي را حتي در سياهي، از دريچه‌اي كوچك، پيدا مي‌كند و مي‌خواهد كه زندگي كند. 
حرف‌ها، تحليل‌ها و توصيه‌ها براي اين ‌روزهاي ايران و جامعه ايراني، بسيار زياد است. حالا و از پس همه اين سال‌ها شايد ديگر اميدي به شنيدن و ديدن اين چند خط، درك و فهم واقعي آن و تلاش براي بهبود اوضاع نباشد. اما اگر شما هم در دايره مردم معمولي با زندگي عادي هستيد و اين يادداشت را مي‌خوانيد، بايد بگويم كه ديگر مهم نيست كسي ما را مي‌بيند يا نه، مديري باقي مانده كه ارزش و منزلت چنين مردمي را به واقع بداند يا نه، مهم اين است كه «تاب‌آوري» و «دوام» آن جواهر با ارزش شماست. سنگي قيمتي كه از پس همه اين سال‌ها، با سختي تراش خورده و به جواهري كمياب و گرانقدر تبديل شده، در اين بهار براي رسيدن به اين دستاورد باارزش، به خودتان «دست‌مريزاد» بگوييد و براي روزهاي آينده و تمام آن لحظه‌هايي كه در شلوغي و از پس شرايط سخت برآمدن به نيرويي ماورايي نياز داريد، به اين جواهر كمياب توي مشت‌تان نگاه كنيد و باور كنيد، سرمايه اصلي هر ايراني عادي و واقعي، همين قدرتي است كه نه نامرادي روزگار مي‌تواند آن را بگيرد و نه ناجوانمردي برخي از مردمانش. دستمريزاد هم‌وطن‌هاي اصيل و هم‌درد و هم‌دوام من، خدا را چه ديدين، شايد اين بهار، پايان روزگار سخت ما باشد و دست روزگار براي رقص با زندگي، دستمان را بگيرد. 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون