• 1404 دوشنبه 4 اسفند
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 4449 -
  • 1398 سه‌شنبه 5 شهريور

برخيز و اول بكش (264) فصل بيست و پنجم

«سر آيش را براي ما بياوريد»- فتحي شقاقي ترور شد

نويسنده: رونن برگمن / ترجمه: منصور بيطرف

شقاقي هرگز فرودگاه را ترك نكرد اما در عوض براي پرواز بعدي به تونس در سالن ماند. موساد هرچند مي‌دانست كه او معمولا يك يا دو روز را در هتل ديپلمات شهر باصفاي سليمه مالت مي‌ماند كه اين اقامت يا حين سفرش به ليبي است يا در برگشت از آن، بنابراين حتي اگر آنها براي چند روز هم منتظر بمانند چيزي را از دست نداده‌اند و شقاقي را خواهند زد.شقاقي دوباره در صبح روز 26 اكتبر و بعد از آنكه در كنفرانس حضور يافت به مالت رفت. او در فرودگاه توسط يك بپاي بايونت هدف گرفته شد و تا ساعت 10 صبح دو مامور عملياتي در لابي هتل ديپلمات مستقر شدند. شقاقي با يك تاكسي رسيد و براي يك شب اتاق گرفت. او خودش كيفش را به اتاق خود برد و به پيشخدمت هتل اجازه نداد تا آن كار را براي او انجام دهد. يكي از ماموران اسراييلي او را تعقيب كرد و ديد كه وارد اتاق 616 شد.اسراييل كشور مالت را يك كشور آرام و توريستي مي‌دانست و آن را به عنوان يك «كشور مبنا» درنظر گرفته بود كه در آنجا هيچ خطري براي عمليات وجود ندارد و بنابراين به خود جري واگذار شده بود كه تصميم بگيرد چطور او را بزند. جري تيمش را در گوشه يك خيابان بيرون هتل جمع و آنها را توجيه كرد.شقاقي در ساعت 11:30 صبح هتل را ترك كرد، به سمت چپ پيچيد و خيابان را مستقيم به طرف پايين رفت و از هواي مطبوع آنجا لذت مي‌برد. او به فروشگاه ماركس‌اند اسپنسر رفت، يك مامور هم او را تعقيب مي‌كرد و همچنان‌كه او يك پيراهن مي‌خريد، مراقب او بود و پس از آن به سه فروشگاه يا بيشتر هم سر زد. جري در كنار خيابان ايستاده بود و زماني كه ديد شقاقي از فروشگاه بيرون مي‌آيد دو كلمه در ميكروفوني كه در آستينش بود گفت، «هاني بان» (نان عسلي)، اين رمز عمليات بود.شقاقي متوجه چيز غيرمعمولي نشده بود و به قدم زدن خود ادامه داد. او متوجه موتوسيكلت ياماهايي كه به او نزديك هم مي‌شد، نشد. ساعت 1:15 دقيقه بعدازظهر بود. موتوسيكلت به آرامي به او نزديك شد. سپس زماني كه شقاقي تنها در پياده‌رو بود، مسافر عقبي موتوسيكلت اسلحه‌اي را كه يك صداخفه‌كن داشت، بيرون كشيد. او دوبار به سر شقاقي شليك كرد، شقاقي افتاد و سپس يك بار ديگر به پشت سرش و به گردنش شليك كرد. اسلحه مجهز به يك كيسه كوچكي بود كه پوكه‌ها درون آن مي‌افتادند و مدارك خيلي كمي را براي نيروهاي پليس كه به بررسي صحنه جنايت مي‌پرداختند، گذاشتند. موتوسيكلت به سرعت از آنجا دور شد و دو خودروي اجاره‌اي هم مابقي اعضاي تيم را سوار كردند. آنها در يك ساحل نزديك دور هم جمع شدند تا سوار يك قايق تندرو كه خدمه آن سه كماندو بودند كه لباس‌هاي غيرنظامي بر تن داشتند كه شبيه توريست به نظر بيايند، بشوند. اين قايق آنها را سوار كرد و به سرعت رفت تا تيم را به كشتي تندروي نيروي دريايي اسراييل برساند. روز بعد پليس مالت موتوسيكلت را در ساحل پيدا كرد.

توضيح: استفاده از واژه تروريست‌هاي فلسطيني براي حفظ امانت در ترجمه است
نه اعتقاد مترجم و روزنامه

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون