• 1405 يکشنبه 5 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 5078 -
  • 1400 يکشنبه 30 آبان

داستان كاكا آن چيزي نيست كه در طول فيلم ديده مي‌شود

سردي دل‌ها

ابراهيم عمران

سينماي ايران همواره متهم به اين است كه به سبب پاره‌اي مسائل كه بزرگ‌ترين آن سانسور است، نمي‌تواند صداي جامعه را انعكاس دهد، از اين رو زماني كه برخي فيلم‌ها به واسطه نزديك شدن به خط قرمز، داستاني را مي‌پرورانند؛ مي‌توان اميد داشت كه اين‌گونه سينما نيز بتواند نفسي براي كشيدن داشته باشد.
 فيلم «كاكا» به كارگرداني «علي سرآهنگ» و به تهيه‌كنندگي «امير سماواتي» داستان دل دادن مردي متاهل به زني بيوه در جنوب كشور است. از سكانس آخر فيلم آغاز كنيم كه مانيفست اين اثر است. پلاني كه حسام با بازي «حسين محجوبي» به معصومه (رويا افشار) گله و شكايت دارد كه سال‌هاست خواهر و برادري با او زندگي مي‌كند و... به كليت اثر كاري نداريم. چه كه ضعف‌هاي بي‌شماري دارد. از بازي دو يا سه سكانس مهران احمدي كه بود و نبودش فرقي ندارد. از اينكه شايد كارگردان يا تهيه‌كننده گوشه چشمي به گيشه داشتند هم مي‌گذريم و خرده‌روايت‌هاي ناجور فيلم. هر چند مشخص است كارگردان به سبب سانسور نانوشته دستش در قاب‌پردازي و ميزانسن درست صحنه بسته بود ولي تم اثر آنچنان مهم است كه در پس ِ اين سانسور‌ها هم خود را نمايان مي‌كند. سال‌ها پيش «پوران درخشنده» با فيلم «زير سقف دودي» گوشه چشمي به سردي رابطه‌هاي زناشويي داشت. فيلمي كه چند سر و گردن از فيلم اين نوشته به حتم بالاتر است. ولي آنچه در فيلم كاكا را با همه معايبش سرپا نگه مي‌دارد؛ حرف‌هايي است كه زده نمي‌شود. پلان‌هايي است كه گرفته نمي‌شود. كات‌هايي است كه داده نمي‌شود و اين در ذهن سانسورزده مخاطب ايراني، مي‌تواند ناخودآگاه راش‌هاي بي‌شماري پديد آورد كه با تدوين ذهن بيننده، هر چه خواهد به پرده اكران نزديك شود. دو نويسنده اين كار خواستن‌ها و تمناهاي بازيگر نقش حسام را آنچنان در سكوت محض نگاشته‌اند كه بازي بي‌كلام حسين محجوبي توانست آن را به خوبي بپروراند. قصه زوج‌هايي كه سال‌هاست ديگر دل و دل داده هم نيستند. آن هم در اين آشفته بازار خواستن‌هاي بي‌شمار عاطفي و روحي و جسمي. به‌راستي اگر سينما نتواند اين خرده‌روايت‌ها را به تصوير كشد، دگر كجا مي‌توان به اميد بهبود شرايط بود؟ عدم ارتباط كلامي و روحي و جسمي زوجين، به خصوص در سنين خاص، داستان پر غصه بسياري از خانواده‌هاست. تازه خوشبخت هستند زوجيني كه براي درمان اين نقيصه به پزشك متخصص اين امر مراجعه مي‌كنند (مثل آنچه در زير سقف دودي نشان داده شد) اما آنچه زياد است افراد بي‌شماري هستند از زن و مرد در سن‌هاي مختلف كه اين مشكل را يا عيان نمي‌كنند يا در خود به راز نگه مي‌دارند و از همين روي سبب‌ساز پاره‌اي از مشكلات بعدي خواهند شد. فيلم كاكا اگر در بستر مناسب‌تري پخش مي‌شد؛ اگر شانس آن داشت مخاطب بيشتري مي‌يافت و اگر كارگردان سه ضلعي عاشقانه غيرقابل باوري ايجاد نمي‌كرد به غلط؛ توان آن داشت كه سال‌ها در ذهن مخاطب جا خوش نمايد. داستان كاكا آن چيزي نيست كه در طول فيلم ديده مي‌شود. بار اصلي فيلمنامه سكانس آخر آن است و بس كه حتي نوشتن درباره آن نيز خود سانسوري عجيبي به دنبال دارد. چه رسد به تصوير در آوردن آن در مديومي چون سينما. جامعه سرد و پر از ريايي امروز، مهر مي‌طلبد. عشق مي‌خواهد. دلِِ دل‌دادگي به ارمغان مي‌آورد و اين ميسر نمي‌شود جز با بودن دو شريك. دو شريك عاطفي و روحي. دو دلارام ذهن و جان. باور شود بسياري از بسامان نرسيدن‌هاي زندگي؛ از عدم حرف زدن طرفين است و سينما اين ظرفيت را دارد در پس درام‌هاي عاشقانه با رويكردي منطقي اين نقصان‌ها را مرتفع سازد. طلاق‌هاي عاطفي زياد شده است در اجتماع امروزي و آنان نيز كه ادامه مي‌دهند با وجود اين نگره؛ دير يا زود سرنوشت بهتري از حسام اين فيلم پيدا نخواهند كرد. و گريه‌هاي زن فيلم نيز در پايان، چاره درد نيست. گريه‌هايي كه مي‌توانست به وجود نيايد. اندوهي كه از به وجود آمدن آن مي‌توان جلوگيري كرد. اگر تلنگرها به‌موقع زده شود؛ با كمك پرده عريض سينما. مي‌ماند ذكر اين نكته كه كارگردان اين اثر به جزييات كارش بها داد. قاب‌ها را مي‌شناخت. هر چند ابزارهاي ديگري نداشت؛ اما با همين محدوديت‌ها فيلمي مفهومي ساخت. نه صرفا گيشه‌پسند و تجاري. فيلمي كه در پرونده كاري‌اش به حتم در آينده حرف‌هاي بيشتري درباره‌اش خواهند شنيد...

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون