ادامه از صفحه اول
تلاش براي اصلاح از درون
بنابراين مسير تاجزاده كه رويكرد اصلاحي است، شوون ديگري از اصلاحات است كه بايد به آن توجه كرد. تاجزاده از ضرورت اصلاح نظارت استصوابي سخن ميگويد و اعلام ميكند اين روند باعث بيرون ماندن بسياري از چهرههاي دلسوز كشور شده است. به هر حال طبيعي است كه بعد از 44سال برخي حوزههاي قانوني، مديريتي، اجرايي و... نيازمند اصلاح باشند. همچنانكه شخص رهبر انقلاب از اصلاح برخي ساختارهاي سياسي از جمهوري به نظام رياستي -پارلماني سخن گفتهاند. بنابراين هرچند ممكن است در برخي حوزهها، ادبياتي از سوي تاجزاده استفاده شده باشد كه براي برخي گروهها ثقيل و سنگين باشد، اما محتواي اصلاحطلبي كه تاجزاده از آن سخن ميگويد، اصلاح از درون است كه ايرادي بر آن نميتوان متصور شد.
3) با همه انتقاداتي كه مطرح ميشود، شخصي مانند تاجزاده به اتمسفر انتخابات ورود و ثبتنام ميكند. شخصي كه به فرآيند انتخابات ورود ميكند، اعلام كرده كه جمهوري اسلامي را قبول داشته و قصد دارد در اين چارچوب اصلاحات مورد نظرش را دنبال كند. در شرايطي كه ابراهيم رييسي در حوزه اقتصادي اقداماتي را صورت داده كه باعث تورم بالا شده، ضروري است كه كشور به سمت افزايش مشاركتهاي عمومي حركت كند. تحركات تاجزاده در فضاي عمومي و سياسي كشور باعث ميشود تا اينرسيهاي موجود در ميان طيفهاي مختلف و قشار گوناگون به جاي خيابان در عرصه گفتوگوهاي كلامي و در بطن شبكههاي اجتماعي به كار گرفته شود. بنابراين اين رفتارهاي مصلحانه و به نفع امنيت كشور است.
4) از سوي ديگر ايران در سطوح بالاي بينالمللي در حال مذاكره با 4+1 و امريكا است تا از حقوق خود دفاع كند و توانسته دانش هستهاي خود را تا حد چشمگيري ارتقا دهد. با يك چنين ظرفيتهايي آيا يك چنين رفتارهاي سلبي اين پرسش را ايجاد نميكند كه چرا نظامي كه بهرهمند از اين حد از ظرفيت و قدرت است در برابر يك منتقد مصلح اينگونه رفتار ميكند؟ آيا دشمنان از اين رفتارها سوءاستفاده نخواهند كرد و اين پالس را صادر نميكنند كه اصلاحطلبي در اين نظام دورنمايي نخواهد داشت و هر نوع اصلاحطلبي در اين كشور محكوم به شكست است. اميدواريم مجموعه اين نگرانيها از سوي تصميمسازان كشور حلوفصل شود و كشور به سمت يك گشايش واقعي حركت كند. گشايشي كه امروز بيشتر از هر زمان ديگري به آن نياز داريم تا به وسيله آن تلاشهاي بدخواهان كشور بياثر شود.
رمزگشايي از انسان كامل علي و مديريت
هرگز مرا نسزدكه امور لشكري و كشوري و بيتالمال و گردآوري خراج و داوري ميان مسلمانان و دقت در حقوق دادخواهان را رها كنم، سپس در ميان ستوني كه در پي ستوني ديگر روان است بيرون شوم و بسان تيري در تيردان به اينسو و آنسو جابهجا شوم، در حالي كه واقعيت جز اين نيست كه من قطب آسيابم، چرخهاي كشور بايد بر محورم بچرخد و من در جاي خويش ثابت بمانم، اگر لحظهاي جايگاهم را رها كنم، مدارش سرگردان ميشود و سنگ زيرين آن به لرزش ميگرايد اين- به حق خدا سوگند- پيشنهاد بسيار بدي است. ملاحظه ميفرماييد در پاسخ به يك سوال چگونه حكمش را باز ميكند و سعي در اقناع سوالكننده دارد و چگونه درس مديريتي ماندگاري از خود بهجا ميگذارد. جناب آقاي رييسجمهور كه دلخوش به سفرهاي استاني خود هستند ملاحظه بفرمايند كه چه مسوليت سنگيني در سفرهاي استاني ايشانرها ميشود.
و أيضار در خطبه۱۴۶ ميفرمايند: ومكان القيم بالأمر مكان النظام من الخرز: بجمعه و يضمه. فاذا انقطع النظام تفرق وذهب، ثم لم يجتمع... كسي كه سرپرستي نظامي را عهدهدار است، درست همانند رشتهاي است كه مهرهها را نظام ميبخشد و تا رشته بگسلد، تمامي مهرهها پراكنده شوند و چه بسا كه ديگر هرگز فراهم نيايند. امروز گرچه عرب در كميت نيروي ناچيزي است، اما به يمن اسلام، نيروي توانمند است كه در پرتو وحدت شكستناپذير است. پس، تو همچنان محور باش و با نيروي عرب گردونه اين نظام را به گردش وادار و بيآنكه خود در جبهه حضور يابي، آتش نبرد را بيفروز چراكه با كوچ تو از اين سرزمين، اندك اندك نيروي عرب درهم شكند، تاجايي كه اخبار سري كه فراپشت دارد از جنگ كه فراروي توست، اهميتي افزونتر مييابد.
كتاب فضل تو را آب بحر كافي نيست
كه تر كند سر انگشت و صفحه بشمارند