• ۱۴۰۴ دوشنبه ۱۲ فروردين
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 5255 -
  • ۱۴۰۱ پنج شنبه ۲۳ تير

تاكيد كارشناس محيط زيست براي تدوين اسناد تخصصي در حوزه رسانه

منافع ملي مقدم بر منافع شخصي باشد

رسانه با مشكلات فراوان و شديدي روبه‌رو است.متاسفانه خبرنگاران ما جزو افسرده‌ترين بخش جامعه هستند، سينه پردردي دارند و كلام‌شان تلخ شده از بس كه در هجوم اخبار تلخ و گزنده قرار دارند، از بس كه مورد تهديد امنيتي قرار مي‌گيرند و به هر حال اين مساله در روحيه خودشان هم اثر گذاشته و ممكن است خودشان هم متوجه نشوند كه چه اثر مثبتي هم داشتند و مي‌توانند داشته باشند. خبرنگاران مي‌توانند همچنان پرچم اميد را زنده نگه دارند. مي‌خواستم اشاره كنم كه رسانه چه كار مي‌تواند بكند براي اينكه به تاب‌آوري سرزمين كمك كند حتي در همين شرايط. در اين شرايطي كه همه داده و اطلاعاتي كه داريم نشان مي‌دهد كه كار زيادي نمي‌شود كرد. زواياي جدي در رابطه با حاكميت با ركن چهارم دموكراسي وجود دارد و اين مي‌تواند منجر به كاهش چشمگير خريد روزنامه‌ها توسط مردم شود و حتي آن را مختل كند. در مقابل اين مشكلات اما رسانه پرقدرت عمل مي‌كند و حداقل در حوزه محيط زيست عملكرد خوبي دارد. سه سال پيش وقتي طرح انتقال‌ آب خزر به سمنان مطرح شد و دو رييس‌جمهور پشت اين طرح بودند، احمدي‌نژاد و حسن روحاني، از دو فرقه سياسي مختلف اما در اين مورد هم‌نظر بودند، چون هر دو براي استان سمنان بودند و مي‌خواستند اين كار را بكنند. وقتي آقاي كلانتري در رسانه ملي كشور صحبت كرد و توضيح مي‌داد كه جزييات اين طرح چيست، خبرنگار از او پرسيد كه آقاي كلانتري لوله‌هاي اين طرح از قلب جنگل هيركاني رد مي‌شود. جنگل هيركاني ارزشمندترين رويش جنگلي ماست، ثبت ميراث طبيعي در يونسكو شده، كلانتري گفت كه ما نگراني شما را برطرف كرديم، اين خط لوله از كنار خط لوله نيروگاه نكا رد مي‌شود و كمترين ميزان تخريب را خواهد داشت. پرسيد كه چقدر است اين تخريب؟ گفت چهل هكتار. اين چهل هكتار مثل يك بمب رسانه‌اي در جامعه منتشر شد. بسياري اعتراض كردند كه در واقع رييس سازمان محيط زيست و متولي طبيعت ايران از عدد چهل هكتار به راحتي استفاده مي‌كند و خيلي‌ها اعتراض كردند كه مگر ما چقدر از اين جنگل‌ها در دنيا داريم كه به راحتي مي‌خواهيد چهل هكتار را از بين ببريد. آقاي كلانتري يك جمله‌اي در جواب گفت كه من تعجب مي‌كنم ما از اول انقلاب تا الان تقريبا دو ميليون هكتار جنگل را از بين برديم هيچ كس صدايش در نيامد حالا شما براي چهل هكتار به ما گير مي‌دهيد. البته كه اين حرفش درست است، اما يك نكته رسانه‌اي در اين ماجراست و آن هم اينكه وقتي طرح انتقال گاز براي نيروگاه نكا از همان هيركاني اجرا شد بيست سال پيش، هزار و هفتصد هكتار جنگل قطع شد و صدا از كسي در نيامد چرا پس حالا براي چهل هكتار مردم اين‌گونه واكنش نشان مي‌دهند؟ اولين جلسه شوراي ملي آب، مهر ماه سال ۱۴۰۰ در حضور رييس‌جمهور برگزار شد و وزير نيرو يك گزارش عجيب و غريب در حضور ابراهيم رييسي منتشر كرد.  وزير نيرو گزارش داد كه ايرانيان از سال 1357 و از زمان پيروزي انقلاب تا امروز ۱۳۰ ميليارد مترمكعب بيشتر از چيزي كه وارد سفره‌هاي آب زيرزميني شده از آب‌هاي زيرزميني آب برداشت كردند. يعني حدود پنج درياچه به بزرگي درياچه اروميه بيشتر از چيزي كه وارد سفره‌هاي آب زيرزميني شده از آن سفره‌ها آب برداشت كرديم. اين رقم بعد از پايان جنگ يعني از سال 1370 تا سال 1399 حدود 110 ميليارد مترمكعب بوده است. هيچ كس تحليل نكرد كه اين عددها چه چيزي مي‌گويد؟ مثلا به نسبت عربستان سعودي، قطر، كويت، عراق، سوريه، در منطقه و در دنيا، مثلا در امريكا از سال ۱۹۷۸ ميلادي تا حالا چقدر آب از سفره‌هاي آب زيرزميني برداشت شده؟ اين آب برداشت شده چقدر نسبت به آب وارد شده تفاوت داشته است؟ يكي از كارهايي كه رسانه مي‌تواند بكند، ما در رسانه‌ها مجال دهيم كه گروه‌هاي تخصصي محيط زيستي وارد شوند بال و پر بگيرند و تقويت بشوند. ما در رسانه‌ها، محيط زيست را جزو زيرگروه علمي و اجتماعي نداشته باشيم، بلكه به عنوان زيرگروه پايه و مادر باشد آن وقت شايد رسانه بتواند نقش موثرتري داشته باشد. همين الان ما درگير بحران بسيار جدي در حوزه زاينده‌رود هستيم. اصفهان به هر حال جزو كلانشهرهاي ماست كه بالاترين ميزان تخصص و تحصيلكرده، پول، ثروت، همه چيز، تمدن دارد و درواقع جزو پنج سكونتگاه شاخص ماست. چگونه است كه ما با چنين فاجعه‌اي در اصفهان رو‌به‌رو هستيم؟ وقتي آمار مي‌دهند مي‌گويند ما ۵۰۰ ميليون مترمكعب بايد آب را براي شرب اصفهان تخصيص و بقيه آب را هم به كشاورزي و صنعت اختصاص بدهيم. در نتيجه حقابه‌اي براي زاينده‌رود و گاوخوني نداريم كه اين حقابه ۱۸۰ ميليون مترمكعب تعيين شده است. هيچ كس سوال نمي‌كند كه كل نياز آب شرب اصفهان دو و نيم ميليون نفري در يك برآورد دست بالا ۲۵۰ ميليون مترمكعب است . شما يك ميليارد و شش‌دهم مترمكعب آب را در زاينده‌رود هدر مي‌دهيد، يعني ۸۰۰ ميليون مترمكعب آورد طبيعي، ۸۰۰ ميليون مترمكعب هم از طريق طرح‌هاي انتقال آب مثل تونل يك، تونل دو، چشمه لنگان و تونل خدنگستان اين كار را مي‌كنيد، چگونه است كه شما 180 ميليون مترمكعب آب نداريد براي جاري ماندن آب در زاينده‌رود و در تالاب گاوخوني و چشمه‌هاي توليد گرد و خاك در شرق اصفهان در سيدلي، در غرب اصفهان در زرين‌شهر، در شمال اصفهان در مورچه‌خورت و در جنوب اصفهان در مهيار شكل داديد و گسترده‌ترين فرونشست ايران در دشت دولت‌آباد اصفهان الان شكل گرفته كه واقعا وضعيت تكان‌دهنده است. طبق آمار فقط هشت سال ديگر فرصت است تا استان اصفهان نجات پيدا كند. اين رقم‌ها به صورت شفاف در بحث‌هاي رسانه‌اي ما نمي‌آيد، چراكه خبرنگار مي‌آيد چند سوال مي‌كند از مدير مرتبط و او هم جواب‌هايي مي‌دهد، حتي پارادوكس‌ها و تضادهاي آن سوالات هم مشخص نمي‌شود. چرا؟ چون ما خبرنگاري كه در اين حوزه اشراف اطلاعاتي داشته باشد، تخصص داشته باشد، خيلي كم داريم. اصلا اين مساله به سياست هم هيچ ربطي ندارد. ما به راحتي مي‌توانيم وزن توجه مردم به رسانه‌ را در حوزه محيط زيست به اين شكل افزايش دهيم. تقريبا به قيمت امروز يازده هزار ميليارد تومان هزينه كرده‌ايم و چند سد روي رودخانه كر و رودخانه سيوند دو رودخانه اصلي استان فارس ساخته‌ايم و اگر برويد بالاي اين رودخانه‌ها كه اين همه هزينه براي‌شان شده مي‌بينيد ده‌ها موتور پمپ كار مي‌كند تا اين آب به پشت سد نرسد و در تقسيم آب به دست آيد و يك خشكسالي مصنوعي علاوه بر خشكسالي طبيعي تحميل مي‌شود. قرار دادن موتور پمپ در بالادست سدها فقط در حوزه آبخيز كر و سيوند نيست . اينها مي‌تواند ابعاد رسانه‌اي تكان‌دهنده پيدا كند. وقتي همين مساله را با مسوول عاليرتبه وزارت نيرو مطرح مي‌كنم، اول انكار مي‌كند بعد كارشناس مي‌فرستد و مي‌بيند بله درست مي‌گويم. من در يك مورد در سد زرينه‌رود به آقاي كشتيبان مسوول سد مي‌گويم چگونه شما اجازه مي‌دهيد در مراتع پرشيب بالادست سد كشت فارياب داشته باشيد و در پايين‌دست خشكسالي شود و آن بحران در حوضه آبريز درياچه اروميه اتفاق بيفتد؟ مي‌گويد آقاي درويش اگر ما برويم جلوي آن موتور پمپ‌ها را بگيريم مردم محلي مي‌آيند دودمان‌مان را به باد مي‌دهند. وقتي اين اطلاعات را به جامعه محلي مي‌دهيم، جامعه محلي خوب كمك مي‌كند. در سخت‌ترين بحران‌هاي اقتصادي همين سال 1400 معادل 9ميليارد تومان مردم براي جنبش‌هاي محيط زيستي كمك كردند، اگر اعتماد و آگاهي به مردم داده شود واقعا بي‌نظيرند. همين مردم در منطقه‌اي محروم مثل پاقلات در جنوب لامرد آمدند و يك پرنده‌اي به نام كمنزيل را كه در معرض انقراض بوده از خطر انقراض نجات دادند. اگر به پاقلات برويد، مي‌بينيد در كوچه‌باغ‌ها و در خيابان‌هاي اصلي اين پرنده‌هاي كمنزيل روي تخم نشستند و جوان‌هاي پاقلاتي به راننده‌ها مي‌گويند يواش برويد كه اين پرندگان نترسند و از روي تخم بلند نشوند. درحالي كه اين پرنده متاسفانه بسيار گوشت خوشمزه‌اي دارد و همه را شكار كرده بودند ولي با روشنگري و اطلاع‌رساني همين جامعه انساني الان در كنار ما ايستاده‌اند و مانند اين ماجرا را در جنوب كهنوج مي‌بينيم. سحر آن است كه بيدار شود اقيانوس /سحر آن است كه خورشيد بگويد نه خروس 


گروه اجتماعي| مراسم رونمايي از سند ملي رسانه، چهارشنبه اول تير 1401 در محل انجمن صنفي روزنامه‌نگاران استان تهران برگزار شد. اين مراسم با حضور افشين اميرشاهي دبير انجمن، عباس عبدي رييس هيات‌مديره انجمن صنفي روزنامه‌نگاران استان تهران، سعيد اركان‌زاده روزنامه‌نگار، مهدي محسنيان‌راد استاد ارتباطات، عبدالعلي رضايي پژوهشگر و جامعه‌شناس، كمال اطهاري اقتصاددان، محمد درويش پژوهشگر و كنشگر محيط‌زيست، مجيد رضاييان نويسنده و پژوهشگر ژورناليسم، مجيد حسيني‌نژاد بنيانگذار علي‌بابا، علي ميرزاخاني روزنامه‌نگار و سردبير باسابقه روزنامه دنياي اقتصاد، مهرداد خدير روزنامه‌نگار و مژگان جمشيدي روزنامه‌نگار و جمعي از روزنامه‌نگاران و فعالان عرصه رسانه برگزار و پيام هادي خانيكي، استاد ارتباطات نيز در اين مراسم قرائت شد. آنچه در ادامه مي‌خوانيد، سخنان محمد درويش است:

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون