افسردگي جمعي، بلايي ويرانگرتر از سيل (1)
حميدرضا گودرزي
پيش از اينها و در نوشتههاي ديگر از حفرههاي ژرف سخن گفتم، حفرهها و گودالهاي سياهي كه از دل جامعه سر بر ميآورند و اما دريغ انگار ديده نميشوند.
اينكه ماجراهاي عجيب و غريب رخ ميدهند، جرياناتي كه اصلا و ابدا قابل پيشبيني نيستند جاي سوال دارد چون با پيشينه فكري و اخلاقي جامعه سازگار نيستند، با تاريخ و گذشتههاي اين سرزمين و رفتار و كردار آرام و توام با مهرباني ايرانيان هيچ گونه تناسب و همخواني ندارند.
اينكه اعضاي يك خانواده از خرد و كلان گرفته تا پير و جوان و حتي كودك همگي و به اتفاق هم خودكشي كنند آيا سالها قبل چنين رخدادي اساسا قابل پيشبيني بود؟ اينكه دو نوجوان كم سن و سال به خارج از شهر دهدشت بروند و باهم اقدام به خودكشي كنند آيا قبلا ديده شده بود؟
بياييد به تاريخچه خودكشيهاي جمعي در جهان نگاهي بيندازيم تا بهتر بتوانيم اين وقايع را تجزيه و تحليل كنيم:
يكي از بزرگترين خودكشيهاي تاريخ در سال 1978 و با القائات رواني شخصي بنام جيمز جونز رخ داد اين شخص در سال 1978 فرقهاي را تاسيس كرد و شهري بنام جونز تاون را ساخت. در گويان واقع در امريكاي جنوبي و همراه با 918 نفر اقدام به خودكشي كرد. لازم به ذكر است كه اين خودكشي دستهجمعي به وسيله مادهاي سمي همراه با تركيبات شيرينكننده رخ داد كه طي آن 300 كودك جان خود را از دست دادند و فقط 5 نفر از اين تعداد جان سالم به در بردند؛ واقعهاي كه تحتتاثير افكار فرقهاي رخ داد و پس از آن اثري از آثار آن فرقه در جهان نماند.
يكي ديگر از بزرگترين خودكشيهاي تاريخ در سال 1945 در كشور آلمان رخ داد، زماني كه ارتش شوروي وارد قلمرو آلمان شد در عرصه جنگ جهاني دوم بود كه ساكنان شهر دمين چون از شكنجه و اعدام ميهراسيدند از ترس دشمن اقدام به خودكشي كردند، عدهاي خود را حلقآويز كردند و گروهي رگ خود را زدند، برخي خود را در رودخانه غرق كردند يا خودسوزي كردند كه در حدود 700 الي 1000 نفر كشته شدند، پس از اين حادثه حزب كمونيست آلمان شرقي بهطور قانوني خودكشي را ممنوع اعلام كرد.
يكي ديگر از خودكشيهاي دستهجمعي در سال 1997 رخ داد؛ در ايالات متحده امريكا: عدهاي معتقد بودند در جايي نزديك به زمين در فضا سفينه موجودات فضايي در پرواز است و بايد به آن رسيد و براي رسيدن به آن تنها راه مردن است كه 39 نفر براي اين هدف خودكشي كردند، در حالي كه همه يك شكل لباس پوشيده بودند و پولهايي برابر در جيبهايشان بود.