ساختمانهاي گران و بيكيفيت چگونه ساخته ميشوند؟
جستوجوي اصول حرفهاي
از دست رفته
حامد خانجاني
وقتي به ساخت و سازهاي چند دهه اخير كشور و مشكلاتي كه در آنها قابل تشخيص است نگاهي مياندازيم، مشكلاتي مانند عدم كارايي و بهرهدهي مناسب ساختمانها نسبت به انتظاراتي كه از يك بنا براي تامين آسايش و راحتي متناسب با محيط اطراف در نظر است، هزينه بالا و گران بودن ساخت (در مقايسه با ساير كالاهاي مصرفي، طول عمر مورد استفاده، مقايسه با هزينههاي ساختمانسازي در ديگر نقاط جهان و در مقايسه با ميزان درآمد عموم مردم)، عدم استحكام و ايمني بناها در برابر مخاطرات و بحرانهايي چون زلزلههاي قابل پيشبيني، مدت زمان زياد اجراي پروژهها، هزينه بالاي مراقبت و نگهداري در دوران بهرهبرداري و عمر و دوره مفيد كوتاه ساختمانهاي معمول شهري، اين سوال ايجاد ميشود كه به نظر و عليرغم داشتن امكاناتي چون برخورداري از علم و دانش در اين زمينه، آييننامهها و ضوابط فني، اشخاص و عوامل متخصص و تحصيلكرده، كالاها و مصالح استاندارد و همچنين قوانين و مقررات، چرا چنين مشكلاتي چندان كه مطرح شد در ساختمانسازي ما وجود دارد؟ به واقع چرا برخورداري از اين به ظاهر امتيازات و امكانات براي ما ساختمانهايي با بهرهدهي مناسب، مستحكم و ايمن، همراه با راحتي و آسايش و صرفه اقتصادي، ويژگيهايي كه در مقدمه مباحث «مقررات ملي ساختمان» به عنوان هدف تدوين اين مقررات ذكر شده، نتيجه و حاصل نميدهد؟ چرا در كشورهاي توسعه يافته ساختمانهاي بسياري در مناطق قديمي شهرها ديده ميشود كه با قدمت صد سال و بيشتر همچنان در حال بهرهبرداري و استفاده توسط عموم مردم هستند؟ (نه اينكه مثلا به موزه تبديل شده باشند!) اين سوال را در مورد ساختمانهاي قديمي موجود در برخي مناطق شهري كشور خودمان از جمله يزد و كاشان و اصفهان هم ميتوانيم بپرسيم. به نظر امر مهمي كه ميبايست توسط مراكز تحقيقاتي و دانشگاهي كشور مورد توجه قرار گيرد، مطالعه و تحقيق در خصوص زمينههاي اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و شرايط محيطي طرح و ساخت چنين بناهايي است. مواردي مثل نظام حقوقي و اداري حاكم بر پروژهها، روابط تجاري و اقتصادي مردم و مشاغل، نحوه شكلگيري حرفهها و برآمدن حرفهمندان در جامعه، روابط كارفرمايي و كارگري، نحوه واگذاري كار، نحوه انتخاب متخصصان، اخذ تضامين و تعهدات، نقش حاكميت و ...پروژههاي موفق و ماندگار پيشين كشور خودمان و ديگر كشورها و مقايسه آن با شرايط محيطي ساخت و سازهاي فعلي. اين پژوهش حتي در مورد بناها و سازههاي ملي و عمراني مثل راهها و پلهاي به جا مانده از دوران گذشته و حوادث مختلف، و مقايسه آن با سازههاي امروزي نيز ميتواند انجام گيرد. سازههاي موفقي كه حتما به لحاظ فني و اجرايي در دانشكدههاي مهندسي بررسي ميشوند لازم است تا به لحاظ شرايط اجتماعي و اقتصادي هم مورد توجه و مطالعه قرار گيرند.نمونهاي از چنين سازههايي در كشورمان پل ورسك در سوادكوه مازندران است كه طي دو سال (از 1313 تا 1315) ساخته شد و با گذشت بيش از 85 سال از افتتاح آن همچنان به صورت هر روزه محل عبور قطارهاي مسافري و باري قرار دارد. پلي قوسي كه در ساخت آن هيچگونه سازه فلزي به كار برده نشده و از تخته سنگهاي بتني و آجر و ابزارهاي بسيار ساده همچون ديناميت و دريل دستي بهره بردهاند.در مورد اين پل گفته ميشود كه به هنگام گذر نخستين قطار از روي آن، سر مهندس سازه پل به همراه همسر و فرزندش، زير آن ايستاد تا به اين روش استحكام و پايداري پل آزموده شود. ماجرايي كه در كتاب «يكصد سال تاريخ مهندسي راهآهن ايران» نيز به آن اشاره شده است.
در بررسي مشكلات موجود در ساخت و سازهاي كشور ضعفها و نواقص متعددي در سطوح مختلف قابل شناسايي است كه منجر به ساختمانهاي گران و بيكيفيت ميشود، اما ريشه و زمينه بروز مشكلات را در مسائل فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي حاكم بر پروژهها بايد دانست. مسائلي كه اگر به درستي شناخته شود و در تغيير و اصلاح رويهها و نظام حقوقي و اداري صنعت ساختمان مورد توجه قرار گيرد ميتواند زمينه خروج از مشكلات فعلي را فراهم كند.
اين نوشتار بر اين فرض متكي است كه كشور ما در گذار از يك جامعه سنتي به جامعهاي مدرن نتوانسته است امكانات و ارزشهاي خود را حفظ و به نظام حقوقي و اداري جديد منتقل كرده، متناسب با شرايط، موجبات توسعه و نوآوري در انواع روابط از جمله روابط كاري و حرفهاي را فراهم آورد. از اينرو به نظر ميرسد بازخواني اصول و مباني حرفهاي پروژههاي موفق دوران گذشته خود از طرفي و از طرف ديگر توجه به شرايط محيطي ساخت و سازهاي ماندگار كشورهاي توسعه يافته، ما را در كشف راههاي اصلاح و ايجاد نظاماتي مبتني بر ارزشها راهنما باشد.
كارشناس ارشد مديريت ساخت