به بهانه هفته ملي كودك
پرواز در دشت روياها
رضا كياني
موضوع كودك داراي دامنه وسيعي است؛ از مقتضيات هنر و ادبيات كودك تا دغدغههاي روحي و رواني محيطهاي خانه، مدرسه و نگرشي عميق در معضلاتي چون هراس بازماندگي از تحصيل، قصه پرغصه كودكان كار و در كنار همه فراز و فرودها توجه به موضوعاتي بنيادين، درك صحيح از نيازهاي روحي، فرهنگي و اجتماعي كودكان و انديشه ارتقاي جايگاه كودك در سطح جامعه سخن گفتن از هفته ملي كودك، بيشتر هنر و ادبيات و حال و هواي برآمده از رويا و فانتزي كودكانه را در اذهان تداعي ميكند. به راستي ريشه پيوند ميان دغدغههاي حوزه كودك با مناسبات فرهنگي هنري را در كجا ميتوان يافت؟ ارتباط ناگسستني جهان كودك با مقوله هنر را نخست بايد در روحيه پرسشگري و آفرينشگري و شوق به بازي و پويش و خلاقيت آنها جستوجو كرد، اما در عين حال اگر تربيت را مهمترين دغدغه فعالان حوزه كودك (از اوليا تا معلمان) ميدانيم بايد اذعان داشت كه رسيدن به نتيجه مطلوب در گروي ارج نهادن به شيوههاي غيرمستقيم و بديع، و اجتناب از شيوههاي يكسويه دستوري و ناكارآمد است، كه در همين راستا، بيترديد پديده هنر به دليل مشخصه ذاتي آن يعني توام بودن احساسات، تخيل و زيبايي، موثرترين و پوياترين اهرم در نهادينه كردن و پيشبرد تربيت غيرمستقيم و برانگيختن روحيه مشاركت همراه با رقابت و همچنين تقويت اعتماد به نفس در ميان كودكان است و اعتلاي اين امر زمينهساز باروري بسياري از مهارتهاي ارتباطي، پرورش فضيلتهاي روحي و متفاوت نگريستن به جهان
خواهد بود.
ضمن توجه به جايگاه تربيتي هنر در دنياي كودكان اما نبايد از شوق كشف و شهود كودكان و ظرافتهاي فكري آنها در پي بردن به رابطههاي علت و معلولي پديدهها و جريانهاي متنوع غافل بود از اين روي هر صاحب هنري توان و جسارت نزديك شدن و موفقيت در كار با كودك را ندارد! در برههاي كه انقطاع نسلها تهديد جدي براي فضاي اجتماعي است، با فراهم آوردن بستر فعاليتهاي هنري و آفرينشهاي ادبي از همان مقطع حساس و پرمخاطره كودكي، به گشودن مجراهاي ارتباطي و گفتوگو به شيوهاي خلاق
اهتمام بورزيم.
نكته ظريف و قابل تامل در مسير پويايي هنر و ادبيات كودك، انديشه گسترش دامنه توليد آثار توسط كودكان در كنار آثار بزرگسالان است. به بياني ديگر، در وادي خلق آثار هنري، كودكان هميشه در جايگاه تماشاگر، مصرفكننده و لذت برنده از دستاوردهاي بزرگسالان (حتي با جانمايه كودك) قرار نگيرند كه اجازه بدهيم در چارچوب تجربههاي هنري و ادبي كودكان آزادانه به تجلي خلاقيت، تبادل انديشه و توليد اثر بپردازند. هرگاه از راندمان توليدات ادبي و هنري كودك در محافل مختلف سخن به ميان ميآيد، جاي پرسش است كه جايگاه توان فكري و اجرايي كودكان در توليد اين آثار كجاست؟
در راه پرداختن به جهان كودك و اثربخشي در آن با هر عنوان، موضوع مهم شناخت و بازشناسي نيازهاي كودك محور توجه قرار ميگيرد. شناسايي نيازهاي كودك، مستلزم درك مناسبات و شرايط روحي، فرهنگي و اجتماعي زمان است، شايد در گذشته محافل خانوادگي كلام گرم بزرگان خانواده در الگوپذيريها و شكل گرفتن شخصيت كودك و جامعهپذيري آنها نقش بسزايي داشتند و تاحدي پيشبيني و كنترل رفتار كودكان هم ممكن بود، اما در عصر حاضر و رشد و توسعه فناوري ارتباطي و بسياري ديگر از مشخصههاي جذاب و فراگير جهان مدرن و تاثير آنها بر تحولات سبك زندگي، ضرورت دارد كه در تشخيص نيازها و دغدغههاي كودكان به طور مستمر
تجديدنظر كرد.
يكي از بزرگترين دستاوردهاي هفته كودك ميبايست رسيدن به نگرشي باشد تا كودكان را در قاب جهان كودكي ببينيم و نه شكلي كوچك شده از بزرگسالان! و اجازه ندهيم روحيه سخت و زمخت بزرگسالان بر كالبد كودكان جاي گيرد، گاهي در مواجهه با كودكان كار هيچ نشاني از سرزندگي، لطافت و شور كودكي، دغدغه بازي و روياسازي و پرواز در دشت خيال و آرزوها احساس نميشود! و شوربختانه با اتكا به همين رخوت و خشكي مراحل سني را طي ميكنند! گويي اصلا دوراني با رنگ و بوي كودكي براي آنها وجود نداشته است، يا بهتر است بگويم با كولهباري از درد مرگ كودكي را به نظاره نشستند! اميد است تمامي محورهاي مهم ارتباطي تربيتي كودك؛ از اوليا تا معلم و هنرمند دركنار روانشناسان، حقوقدانان، جامعهشناسان، اهالي رسانه و سازمانهاي مردم نهاد به آسيبشناسي برپايه گفتوگو و درك متقابل ارج نهند، فاصلهها با جهان كودك كمتر شود و هيچ كودكي از دوران ناب كودكي كردن و رهيافتهاي محروم نماند.