استيون سيگال، شهرت و حواشي
مرتضي ميرحسيني
در كارنامه سالهاي نسبتا طولاني بازيگري استيون سيگال فقط چند فيلم خوب، لابهلاي حدود 60 فيلم بد و ضعيف به چشم ميخورد، اما در مقطعي، تقريبا از اوايل دهه 1990 به بعد، يكي از چند ستاره بزرگ سينماي اكشن و رزمي بود. فيلم «در محاصره» كه سال 1992 در چنين روزي اكران شد يكي از آن اندك كارهاي موفق او بود و هم تماشاگران عادي را جذب كرد و پرفروش شد (بيشتر از 156 ميليون دلار فروخت) و هم مخاطبان سختگيرتر سينما را راضي كرد. شماري از نشريات معتبر نقدهاي مثبتي درباره اين فيلم - كه تامي لي جونز نقش منفياش را بازي ميكند - نوشتند و تماشاي آن را به مخاطبان ژانر اكشن پيشنهاد كردند. داستان فيلم از اين قرار است كه آشپزي به نام كيسي ريبك (با بازي سيگال) در رزمناوي هستهاي با گروهي تروريست مواجه ميشود و چون همه خدمه و نظاميان كشتي اسير تروريستها شدهاند، او مجبور است به تنهايي با تروريستها بجنگد و كشتي و جهاني را كه با تهديد اتمي مواجه است نجات دهد. اكنون بيشتر از سه دهه از اكران اين فيلم - كه سال 1995 دنبالهاي هم برايش ساختند - ميگذرد و مدتهاست كه سيگال از جمع ستارههاي سينماي اكشن بيرون رفته و ديگر چهره چندان جدي و مهمي محسوب نميشود. اين افول بيشتر از افزايش سن، به انتخابهاي نادرستي برميگردد كه او در سالهاي اوج داشت و خودش را با فيلمهاي متوسط و نقشهاي نخنما شده نابود كرد (منظورم از فيلمهاي متوسط، در چارچوب سينماي اكشن است). بسيار زودتر از آنچه انتظار ميرفت در كارش به تكرار افتاد و بارها نقشهاي تكراري را در داستانهاي كليشهاي تكرار كرد. تقريبا هميشه يا پليس يا ارتشي بود، يا پليس اخراجي و ارتشي سابق، كه از آغاز يا جايي در مسير داستان طرف درست ماجرا را ميگرفت و براي حق و عدالت ميجنگيد. داستانهايي كه معمولا نه گرهاي داشتند و نه تعليقي و او در همگي آنها نقش قهرمان يكهبزن ماجرا را بازي ميكرد؛ از «سختكش» (1990) و «در جستوجوي عدالت» (1991) گرفته تا «مزدور عدالت» (2006) و «عدالت شهري» (2007) و «مرد خطرناك» (2009). جالب اينكه سال 2009 در فيلمي ترسناك با عنوان «رودررو با تاريكي» هم بازي كرد، كه البته فيلم انصافا آشغالي بود و سر و ته نداشت و معلوم نبود براي سرگرمي ساخته شده يا مسخره كردن مخاطب. ناگفته نماند كه سيگال از همان بدو شهرت مدعي بود كه استاد آيكيدو است و اين هنر رزمي را در سفر به ژاپن و اقامت پانزده سالهاش در اين كشور، از اساتيد بزرگ اين سبك آموخته است. او مداركي هم براي ادعاهايش داشت. همچنين در فيلم مستند «راهي فراتر از افكار» (2001) شماري از شاگردان باشگاهش و كساني كه آيكيدو را زيرنظر او فراگرفته بودند از خاطراتشان صحبت ميكنند و ميگويند سيگال هم خودش در اجراي فنون آيكيدو مهارت زيادي دارد و هم در آموزش اين سبك، استادي كاركشته است. اما آن زمان و نيز بعدها عدهاي - اكثرشان بدون استدلال محكم - در استادي سيگال در آيكيدو ترديد كردند و هنوز هم هستند كساني كه او را به شيادي متهم ميكنند و حتي رزميكار بودن او را نميپذيرند. از نظر آنان مستنداتي كه از سوي سيگال يا شاگردانش ارايه شده همگي جعلياند و او در آيكيدو يا هنرهاي رزمي ديگر هيچ جايگاه و اعتباري ندارد. حاشيه ديگر زندگي سيگال، به فهرست اتهاماتي برميگردد كه به او وارد است. فهرستي كه در صدر آنها تعرض جنسي به چند زن و همكاري با گروههاي تروريسي ديده ميشود و سيگال هرگز نتوانسته خودش را از آنها تبرئه و شهرتش را از اين آلودگيها پاك كند.