• 1405 چهارشنبه 15 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 5323 -
  • 1401 پنج‌شنبه 21 مهر

زن ديگري كه جايزه نوبل برد

اسدالله امرايي

«شرم» رماني از آني اِرنو نويسنده فرانسوي برنده جايزه نوبل ادبيات است. در اين كتاب ارنو به دوران كودكي در مغازه‌ خواربار فروشي پدرومادرش برمي‌گردد و بي‌پيرايه از شرمي سخن مي‌گويد كه همواره نسبت‌ به والدين و كودكي‌اش احساس كرده است. از اين رمان دو ترجمه در بازار كتاب ايران منتشر شده بود؛ يكي در نشر ني به ترجمه بهاره مرادي و ترجمه ديگر به قلم سمانه رودبار محمدي در انتشارات علمي و فرهنگي. رمان با عبارت تكان‌دهنده‌ «پدرم مي‌خواست بعدازظهرِ يكشنبه‌اي در ماه ژوئن مادرم را بكشد» آغاز مي‌شود. راوي كودكي دوازده‌ ساله‌اي بيش نيست كه شاهد صحنه‌اي خشونت‌آميز مي‌شود، صحنه‌اي كه گويي تمام زندگي‌اش را تحت‌الشعاع قرار مي‌دهد و همچون لكه‌اي پاك‌ناشدني در ذهن او باقي مي‌ماند و تبديل مي‌شود به «اولين تاريخِ مشخص و مطمئن از دورانِ كودكي‌اش». بعدازظهر يكشنبه‌اي در ماه ژوئن ۱۹۵۲، در پي جر‌و‌بحثي پيش‌پاافتاده، پدرش با كارد باغباني قصد كشتن مادرش را مي‌كند. اما چرا؟ راوي تا سال‌ها قادر به نتيجه‌گيري و قضاوت‌ كردن در اين باره نيست: «چون پدرم كه عاشق من بود خواسته بود مادرم را، كه او هم عاشق من بود، بكشد». اين ناتواني در تحليل و ناتواني در قضاوت‌ سبب مي‌شود طنينِ اتفاق آن روزِ يكشنبه در سراسر زندگي راوي شنيده شود، زيرا او -تا زمان روايت قصه‌اش- هرگز فرصت نمي‌كند درباره آنچه اتفاق افتاده تأمل كند. در داستان، بلافاصله پس از اين صحنه هولناك، زندگي به روال كاملا عادي خود برمي‌گردد و هر سه (پدر و مادر و دختر) براي گردش و دوچرخه‌سواري به بيرون از شهر مي‌روند. اما، تا سال‌ها پس از آن، هر بار كه راوي به خانه بازمي‌گردد از خودش مي‌پرسد آيا بالاخره فاجعه به وقوع پيوسته است؟ آيا مادرش كشته شده است؟ هنگامي كه آني ارنو در پنجاه ‌و پنج‌ سالگي سرانجام شرح اين ماجرا را در قالب قصه مي‌نويسد، توضيح مي‌دهد كه حس مي‌كند آن صحنه هولناك در دوران كودكي اتفاقي پيش‌پاافتاده بوده و در خانواده‌ها معمول‌تر از آن است كه فكرش را مي‌كرده است.  آني ارنو براي مواجه‌ شدن با شرمِ دوران كودكي ‌نوشتن را برمي‌گزيند؛ كاري كه پيش از اين انجام‌ دادن آن براي او ناممكن بوده است، همچون گناهي كه قرار است مجازاتي به‌ دنبال داشته باشد. در رمان كم‌حجم «شرم» او شرح مي‌دهد كه ماحصل دوران كودكي‌اش خاطراتي است كه به ‌ياد‌ آوردن آنها براي او تلخ و ناخوشايند است و از شرمي پرده برمي‌دارد كه هرگز او را رها نكرده است. پس از نوشتن آن صحنه روز يكشنبه گويي اكنون زمينه براي نتيجه‌گيري و قضاوت فراهم مي‌شود. راوي در خانه، كه همان فروشگاه است، حريم خصوصي‌ ندارد و همواره بايد در حضور مشتري‌ها آداب را رعايت كند و رفتاري محترمانه داشته باشد. در مدرسه خصوصي كاتوليك كه او درس مي‌خواند مذهب مهم‌ترين نظامي است كه فرد را جامعه‌پذير مي‌كند و، از‌ اين‌روست كه ساعات بسياري صرف نيايش و دعا مي‌شود. موفقيت در الگوهايي تعريف ‌شده و انجام‌ دادن تكاليف درسي و مذهبي خلاصه مي‌شود. به‌جاي آنكه شخصيتي شكل بگيرد و رشد كند، آن را همان‌طور كه مي‌خواهند مي‌سازند و دعا مهم‌ترين ركن است و دنياي كمال و درستي دنيايي است كه در آن به مراسم عشاي رباني بروند. زندگي براي او در باورها و ارزش‌هايي خلاصه مي‌شود كه محيط، مدرسه و خانواده و شهر تعريف مي‌كنند. راوي تمام تعاليم و آموزش‌هاي تربيتي كودكي‌اش را كه چيزي جز اطاعت و تبعيت از قواعد رايج اقتضاي خانواده و اعتقادات آنها نيست فهرست مي‌كند و مدام به تكرار آنها مي‌پردازد تا جايي كه در آستانه دوازده‌ سالگي دنيايش چيزي نيست مگر قوانين و مقررات و رسوم حاكم بر محيط، بي‌آنكه شك كند دنياهاي ديگري هم وجود دارد.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون