روزبه دلاور
اظهارات اخير منصور برزگر مبني بر لزوم خداحافظي حسن يزداني از دنياي قهرماني شوك بزرگي به جامعه كشتي وارد كرده؛ پيشنهادي كه ريشه در نگراني براي حفظ اعتبار پادشاه و چالشهاي ناشي از مصدوميت كهنه او دارد. همزمان عملكرد مليپوشان در تورنمنت رنكينگ كرواسي و نوسانات فني در برخي اوزان ابهاماتي را درباره نقشه راه كشتي ايران در ميادين بزرگ پديد آورده است. به همين بهانه و براي واكاوي دقيق شرايط فعلي سراغ محسن كاوه، پيشكسوت و مربي باسابقه رفتيم. او در اين گفتوگو به تحليل پيشنهاد برزگر و ارزيابي عيار فني تيم ملي در مسابقات اخير پرداخته است كه حاصل آن را در ادامه ميخوانيد.
ارزيابي كلي شما از عملكرد كشتي ما پس از مسابقات رنكينگ چيست؟
مسابقات رنكينگ را به چشم يك تورنمنت ديدم كه يكسري بچههاي جوانتر كشتي گرفتند و مدعي رسيدن به دوبنده كشتي تيم ملي هستند. حضور در اين مسابقات خوب است به شرط آنكه پس از مسابقات بياييم عيبهايشان را پيدا كنيم و سطح كشتيگيراني كه ميتوانند در بزرگسالان موفق شوند را ارتقا بدهيم. روي هم رفته حضور در چنين مسابقاتي خيلي خوب است.
عملكرد اين كشتيگيران جوان چطور بود؟
جوان مثلا من ابوالفضل رحماني را خيلي رو به جلو ديدم كشتيگيراني مثل شمسيپور يا سبحان اسمي براي اولينبار در مسابقاتي كه كشتيگيران نامدار هم ميآيند شايد به لحاظ نتيجه خوب نباشند اما اگر روي اينها كار كنيم، ميتوانند در آينده خوب باشند. مثلا سينا خليلي خوب بود؛ روي هم رفته حضور در چنين مسابقاتي را نبايد براي نتيجه گرفتن نگاه كرد، اين مسابقات در مسير نتيجهگرايي است. بچهها بايد بيايند در اين مسابقات خودشان را يك ارزيابي كنند براي آينده. در اين فصل زماني هم نبايد كشتيگيرهاي ما آمادگي خيلي بالايي داشته باشند! اگر در اين زمان آمادگيشان خيلي بالا باشد حتما براي مسابقات بزرگ آسيب ميبينند.
با توجه به عملكرد كشتيگيران ايراني فكر ميكنيد بالاخره در برخي اوزان مثل ۹۲ و ۹۷ كيلوگرم توانستهايم كشتيگير ششدانگي پيدا كنيم؟
ما در ۹۲ با مبين عظيمي، ابوالفضل اماني و اميرحسين فيروزپور و رقابت داخلي بين اينها ميتوانيم يك كشتيگير خوب براي رقابتهاي جهاني داشته باشيم و در ۹۷ كيلو هم الان دست ما پر هست! چه حسن يزداني كه به تازگي وارد ۹۷ كيلو شده و چه آذرپيرا. هر دو كشتيگير براي اوزان جهاني ميتوانند مفيد باشند. ما در ۹۷ نيروهاي ديگري مثل گليج و احمد بذري و بچههاي ديگر را هم داريم.
دليل اينكه حسن يزداني آن شكست تلخ را مقابل حريف امريكايياش تجربه كرد، چي بود؟
ما بايد قبول كنيم كه حسن يزداني يك مدتي در حدود ۲۰ ماه دوران نقاهت پس از آسيبديدگياش را سپري ميكند بعدش تازه آمده تمرينات حرفهاياش را به عنوان ورزشكار قهرمان شروع كرده و اين را هم بايد قبول كنيم كه حسن دو وزن هم بالاتر آمده است. براي آمادگي در اين وزن بايد در مسابقات بيشتري شركت كند، اما يكسريها پس از اين باخت او صحبتهايي را مطرح ميكنند كه از نظر من زياد منصفانه نيست! چرا؟ چون بايد بپذيريم كه حسن يزداني چه به لحاظ شخصيتي به عنوان يك كشتيگير اخلاقمدار شناخته ميشود و چه به لحاظ شخصيت حقوقياش به عنوان كسي كه داراي چندين مدال جهاني است و چندين سال است كه دارد براي ما افتخارآفريني ميكند، محسوب ميشود. بايد به او اين فرصت را دهيم تا در وزن جديد جا بيفتد. يك مقدار اين نقدهايي كه ميشود، كارشناسي نيست!
منصور برزگر گفته بهتر است حسن يزداني خداحافظي كند!
قهرمانان بزرگ ما بايد آن فرصتها را به خودشان بدهند يعني بايد شركت كنند در مسابقات مختلف و اگر اين فرصت را الان به خودشان ندهند در آينده ميتواند آسيبهاي روحي و رواني بيشتري به آنها بزند. با خودشان دايم ميگويند كه اگر باز هم در مسابقات شركت ميكردم، ميتوانستم. مسابقات و دنياي قهرماني همين است و بايد مبارزه كرد و تمام توان خود را به كار ببندد حتي ممكن است به قهرماني در جهان نرسد يا در اين مسير شكستهايي بخورد، اما اگر اين فرصتها را يك قهرمان به خودش ندهد در آينده آسيبهاي روحي و رواني دارد. البته من درباره نظر ايشان صحبتي ندارم و فقط نظر خودم هست.
آسيبديدگي حسن يزداني ميتواند دليل موجه براي خداحافظياش باشد؟
ايشان يك آسيبديدگي دارد كه كارش را سخت ميكند، اما او در حال مبارزه و تلاش است براي اينكه دوباره بيايد و كشتي بگيرد و اين خيلي قابل ستايش است به نظر من. اگر به لحاظ كيفي مشكلي داشته بايد با دكترها مشورت كند. او باهوش است و حتما با پزشكان و فيزيوتراپها مشورت دارد و به او پاسخ صريح ميدهند. او مشورت ميكند، اما تمام اينها به خاطر باخت حسن در اين مسابقات است. اما او را در مسابقات ليگ ديديد كه قهرمانان زيادي را برد، اما بايد قبول كنيم كه حسن براي اولينبار در دو وزن بالاتر در مسابقات دورهاي كشتي گرفته و اين شرايط متفاوت است. شرايط با مسابقاتي كه يك كشتي صبح بگيري و يك كشتي در بعدازظهر فرق ميكند. به نظر من بايد حسن به خودش فرصت دهد و ما هم به او فرصت دهيم. اين رقابت بين حسن و آذرپيرا و بقيه بچهها ميتواند شرايط خوبي را براي كسي به وجود بياورد كه صاحب دوبنده تيم ملي ميشود.
سوال آخرم درباره وضعيت فني كشتي كشورمان است. بعضي از كشتيگيران ما در ثانيههاي پاياني مغلوب رقباي بهخصوص امريكايي ميشوند. مشكل اصلي فني است يا زيرساختهاي بدنسازي؟
بايد قبول كنيم كه امريكاييها رشد خوبي كردهاند. ما در سال گذشته يا در امسال تيم امريكا را ديديم كه در تمام ردهها غير از بزرگسالان قهرمان شدند و در هر وزن در ردههاي مختلف نفرات شاخصي دارند. به نظرم به لحاظ پشتوانه نسبت به آنها ضعيفتر هستيم و بايد حتما پشتوانهسازي كنيم و برنامهريزي داشته باشيم. عيب است كه مثلا رحمان عموزاد در بزرگسالان قهرمان شود، اما تيمهاي اميد و جوانان ما از مسابقات جهاني حذف شوند.